2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استوری_امیر🥲
من پشتم گرمہ چون رفیقم تویی🫀🫂
#𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧_𝐑𝐞𝐲𝐡𝐚𝐧𝐞𝐡'🧡✨
┏─━─━─━∞◆∞━─━─━─┓
𝐣𝐨𝐢𝐧↷
https://eitaa.com/joinchat/2611151258C149f3d37ba
نازنین: انیر منو کافه دعوت کرده بود برای ساعت ۷ منم حاضر شدم و ساعت ۶ بود و رفتم پایین و سوار ماشین امیر شدم
امیر: سلام
نازنین: سلام
امیر: امروز میخواستم از نازنین خواستگاری کنم برای همین کت و شلوار پوشیدم
نازنین: نشسته بودیم توی کافه و قهوه مون رو خوردیم و رفتیم توی ماشین نشستم
امیر: جعبه حلقه رو در آوردم و طرف نازنین گرفتم
نازنین با من ازدواج میکنی
نازنین: اشک تو چشمام جمع شد
https://eitaa.com/macanbandl
اگر دنبال رمان ماکانی جنجالی هستی به چنلی که لینک رو بالا گذاشتم بیا
خیلی درخواست پی دی اف شیپری داشتید چندتا پیدا کردم میفرستم براتون بازم پیدا میکنم براتون🙂
#استوری_امیر🥲
من پشتم گرمہ چون رفیقم تویی🫀🫂
#𝐀𝐝𝐦𝐢𝐧_𝐑𝐞𝐲𝐡𝐚𝐧𝐞𝐡'🧡✨
┏─━─━─━∞◆∞━─━─━─┓
𝐣𝐨𝐢𝐧↷
https://eitaa.com/joinchat/2611151258C149f3d37ba
https://daigo.ir/secret/9507133843
عشقای من یه ناشناس بریم دلم براتون تنگه شده
هرچی حرف درخواستی هرچی بود در خدمتم🥺✨