eitaa logo
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
899 دنبال‌کننده
9هزار عکس
6هزار ویدیو
30 فایل
<بــه نـام افـریـنـنـدهِی خـورشـیـد و مـاه !'🌗> لـیـنـک زاپاسـمـون: https://eitaa.com/joinchat/942998140C3e178c9c50 𝐦𝐨𝐝𝐢𝐫 𝟏 : @Sheyda_macan✨🤍 𝐦𝐨𝐝𝐢𝐫 𝟐 : @Reyhaneh_arh✨🤍 𝟏.𝟐𝐤🛫𝟏.𝟓𝐤 𝑠𝑡𝑎𝑟𝑡 ' ¹⁴⁰² ⁰² ³¹ '
مشاهده در ایتا
دانلود
امیر: از اینا خیلی دوست دارید نه؟(اشاره به ساز) امیر : میشه یه سولو بزنی فقط یه جوری بزن تو ایران بمونیم😂 ت∞ خوبتَرین حادِثه عُمرِ مَنی🧡🌿• کـپـی ؟! اخـه فـور قـشـنـگـتـره🤍 •#𝐚𝐝𝐦𝐢𝐧 ⸤𝗝𝗼𝗶𝗻↷ https://eitaa.com/sheydarohamirmacan
امیر : بریم برای اهنگِ؟ بلههه بله،نه‌خیر اون یکی دیگه که همه تون باهاش خاطره دارید. چی مثل کوه؟ من خودم با اون خاطر ندارم تو چجوری خاطره داری؟😂
پایان کنسرت 🥺
فردا همه منتشر شده های سانس ۲ رو میزارم شایدم الان بزارم😂
بچه ها نشد امشب ناشناس بزارم انشاالله فردا 🙂❤️‍🔥
با توجه به رنگ ایتات نارنجی امیر مشگی گرجی بنفش رهام سبز رایان غیره کاشانی با توجه به رنگ ناخونت مشگی : تو کافه سفید :خونه آبی:وسط کنسرت قرمز:رو مبل ساده: تو لایو غیره: تو خیابون با توجه به تم اتاقت سفید :میگه گوگولی منی کرم،قهوه ای: مثل قهوه تلخی آبی:ماچت میکنه صورتی:بهت میگه عروسک بنفش:بقلت میکنه غیره :ماه شب تارم برای شما چی اومد بگید https://harfeto.timefriend.net/16891801016883
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
🤍'حــس پـنـهـان / 𝐬𝐞𝐧𝐬𝐞 𝐡𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧'🤍 𝑝𝑎𝑟𝑡:𝟔 رهام : یه نسکافه و یه قهوره با دوتا کیک کاکائویی گرفتم و با
🤍'حــس پـنـهـان / 𝐬𝐞𝐧𝐬𝐞 𝐡𝐢𝐝𝐝𝐞𝐧'🤍 𝑝𝑎𝑟𝑡:𝟕 ارمان : رسیدم خونه نگار غذا درست کرده بود و بوش کل اپارتمانو برداشته بود 😋😅 سلام ابجی قشنگم خوبی ؟! نگار : سلام قربونت بشم خوبم تو خوبی ؟! کجا بودی از صبح تا حالا ؟! ارمان : خوبم فقط یکم خستم 🙂😅 حال دوستم بد شده بود رفته بودم بیمارستان ... نگار : الهی ؛ الان حالش خوبه ؟! ارمان : به هوش اومده ولی هنوز تو ای سیو هست ..‌. داشتم ادامه جملمو میگفتم که تلفنم زنگ خورد رهام بود ... رهام : سلام‌ خوبی ؟! رسیدی ؟! ارمان : سلام اره رسیدم ، ممنون ؛ اتفاقی افتاده ؟! رهام : نه اتفاق بدی نیوفتاده نگران نباش زنگ زدم بگم دکتر اومدو گفت امیر حالش خوبه ببرنش تو بخش ... ارمان : خب خداروشکر ، مرسی خبر دادی ... رهام : خواهش ، داداش من برم فعلا کاری نداری ؟! خدافظ ... ارمان : نه داداش ممنون خبر دادی اگه چیزی شد بگو ... نگار : چیزی شده ؟! ارمان : خداروشکر رفیقمو برن تو بخش ... نگار : خب چه بهتر خداروشکر ، راستی این رفیقت کیه ؟! رهام که نیست ؟! ارمان : نه رهام نیس یکی از کارمندای جدید شرکته ... ⇜ چون میخواستم دیگه بیشتر از این ناراحت نشه گفتم 👇🏻👇🏻👇🏻⇝ به به چه غذایی بوش کل ساختمونو برداشته چه کردیااا 😋💕 نگار : مرسییی داداشی ❤💋 خجالت ندهه 😅🖇 ارمان : راستی نگار مامانو بابا کجان ؟! نگار : نگار کیهه ؟! 😠 هاااا بگو ببینم کلک ؟! 😂 ارمان : کوفتتت 😂💔😂 باشه بابا ابجیی ، حالا جواب سوالمو بده ... نگار : 😒😒😒 ؛ مامان سرش یکم درد میکرد رفت استراحت کنه باباهم داره دوش میگیره ... ارمان : اها ، باشه من میرم لباسمو در بیارم بعدش میام باهم سفره رو بچینیم ... نگار : باشه برو 🙂🖇