eitaa logo
𝙼𝙰𝙲𝙰𝙽 𝚂𝙷𝙸𝙽𝙸𝙽𝙶 ☾☼
901 دنبال‌کننده
9هزار عکس
6هزار ویدیو
30 فایل
<بــه نـام افـریـنـنـدهِی خـورشـیـد و مـاه !'🌗> لـیـنـک زاپاسـمـون: https://eitaa.com/joinchat/942998140C3e178c9c50 𝐦𝐨𝐝𝐢𝐫 𝟏 : @Sheyda_macan✨🤍 𝐦𝐨𝐝𝐢𝐫 𝟐 : @Reyhaneh_arh✨🤍 𝟏.𝟐𝐤🛫𝟏.𝟓𝐤 𝑠𝑡𝑎𝑟𝑡 ' ¹⁴⁰² ⁰² ³¹ '
مشاهده در ایتا
دانلود
ت∞ خوبتَرین حادِثه عُمرِ مَنی🧡🌿• کـپـی ؟! اخـه فـور قـشـنـگـتـره🤍 •#𝐚𝐝𝐦𝐢𝐧 ⸤𝗝𝗼𝗶𝗻↷ https://eitaa.com/sheydarohamirmacan
استوری رضا آذرنجات🌱 ت∞ خوبتَرین حادِثه عُمرِ مَنی🧡🌿• کـپـی ؟! اخـه فـور قـشـنـگـتـره🤍 •#𝐚𝐝𝐦𝐢𝐧 ⸤𝗝𝗼𝗶𝗻↷ https://eitaa.com/sheydarohamirmacan
هدایت شده از حقوقی تا ۲ ساعت بمونه
از هر دختر 10تا عکس گذاشته😳👇🏾💘 13ساله 👀♥️ 14ساله 👀♥️ 15 ساله 👀♥️ 16 ساله 👀♥️ 17 ساله 👀♥️ 18 ساله 👀♥️ 19ساله 👀♥️ https://eitaa.com/joinchat/2241069512C6e0b09b094 روزی۷۳۰۱۸پروفایلموعوض میکنم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌😈✨
ღܧܠܢ‌ߺ ࡐ‌ߊ‌ܝ‌ࡐ‌ࡅ߭ܣღ ♡پارتی از آینده♡ به در زندان نگاه کردم کی فکرش رو میکرد منی که همیشه فقط پرونده هارو حل میکردم و گناه کار هارو مینداختم زندان حالا عشق خودم تو اینجا باشه رو به سربازه کارتم رو نشون دادم و وارد شدم . به سمت میز رفتم منتظر شدم تا بیاد . صدای پاشنیدم سرم رو بلند کردم و باهاش چشم تو چشم شدم چقدر لاغر شده زیر چشماش گود افتاده بود اشکام شروع به ریختن کرد الهی قربون قدو بالات بشم من . امیر:سلام قربونت بشم حالت خوبه؟ چقدر دلم واست تنگ شده بود فکر نمیکردم بیای ببینیم؟ من: س..ل..ا.م . بخاطر فشار زیاد گریه نمیتونستم حرف بزنم فقط نگاش میکردم با کاری که کرد.............. اگه میخوای بقیه ای رمان ماکانی قشنگو بخونی بیا تو کانال زیر منتظرتونیم💃❤️‍🔥 https://eitaa.com/joinchat/2466120003Cf56c46dd60 نویسنده رمان: عسل بانو❤️ مدیر کانال: راحیل بانو❤️‍🔥
ღܧܠܢ‌ߺ ࡐ‌ߊ‌ܝ‌ࡐ‌ࡅ߭ܣღ ♡پارتی از آینده♡ ناشناس: من نمیتونم این کارو انجام بدم تو هر چقدر هم اینجا پارتی داشته باشی نمیتونی اینکارو کنی‌...... من: ببین تو نمیتونی من رو منصرف کنی ببین پول خوبی گیرت بیاد فقط این نامه رو امضا و مهر بزن نترس پای تو گیر نیست . ناشناس: آخههه......... من: آخه اما اگر نیار فقط کاری که گفتم رو بکن . ناشناس: باشه برگه رو مهر و اثر انگشت زد و امضا کرد یه کپی از اون برگه گرفتم دادم به اون مردتیکه اصلشم خودم برداشتم دوتا از النگوهام رو از دستم در اوردم و دادم بهش دیگه میتونستم نقشمو عملی کنم . من: پاشو کارمون جور شد. اون:آخه . من: اخه نداره تروخدا نه نیار . دستشو کشیدم به سمت در رفتم با صدایی که شنیدم دلت میخواد بدونی بقییه این رمان هیجان انگیز چی میشه بیا تو کانال زیر منتظرتونیم😍❤️ https://eitaa.com/joinchat/2466120003Cf56c46dd60 نویسنده رمان: عسل بانو❤️‍🔥 مدیر کانال: راحیل بانو🫀
لازم دونستم که یه توضیحی در این باره بدم ... اولن که نه چون اینجا جای این چیزا نیس ... من بارها و بارها گفتم رل نداشتم ندارم و نخواهم داشت ... لطفا نه تنها تو ناشناس من و نه تو ناشناس ادمینها درخواست رل ندین چون اینجا یه چنل ماکانی هست هر ادمینی هم که میخواد با ممبرا رل بزنه با احترام برکنار میشه :)))
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️‍🔥🥺 ت∞ خوبتَرین حادِثه عُمرِ مَنی🧡🌿• کـپـی ؟! اخـه فـور قـشـنـگـتـره🤍 #𝐦𝐚𝐡𝐲𝐚 •#𝐚𝐝𝐦𝐢𝐧 ⸤𝗝𝗼𝗶𝗻↷ https://eitaa.com/sheydarohamirmacan