سفر ما همتموم شد ((:
حس رها شدن دارم
از جایی ک عاشقش شده بودم
از جایی ک همه ی مردمش رو قلبا دوست داشتم
ازجایی ک کسی به ظاهر و قیافه و تیپ و ملیت کسی توجهی نداشت و اهمیتی نمیداد ...
ازجایی که کسی منتیرویسرش حس نمیکرد
محبت مردمش بدون هییییچ توقع و انتظاری بود
ازجایی ک هدف یکی بود و راه یکی و عشق یکی(:💔
من دلم و جا گذاشتم بین اون جمعیت
بین اونهمه محبتِ بی منت
بین اون خانواده ی بزرگِ دوست داشتنی
من دلتنگم 🖤
آره از همین الان ...
تو خود سفر نمیخواستم خیلی خودم و درگیر مجازی کنم ...
پشیمونم نیستم
از لحظه لحظه ی این سفر باید استفاده کرد ...
الان ی سری عکسایی که گرفتمرو براتونمیزارم ...(: