Moghadam.Haftegi990314.01.mp3
5.99M
.
#روضه_امام_حسین
#جواد_مقدم 🎤
میون نیزه و خنجر ، یه تنی افتاده بی سر
ناله ی غریبی میگه یا حسین غریب مادر
بر سر تلی پُر از غم آمدم بهر زیارت
کرده ام سوی مدینه وا پیمبر این اشارت
وا محمد ، وا علیا
وا غریبا وا غریبا
اینکه میبینی حسین است
کشته ای غریب و تنها
اومد بالای تل زینبیه نگاه کرد، چی دید زینب، دید شمشیر دار با شمشیر میزنه، نیزه دار با نیزه میزنه، اونایی هم که هیچی ندارن نه شمشیر و نیزه، دید دامنای عربی رو پُره سنگ کردن به بدن عزیز زهرا...، دستاشو رو سرش گذاشت صدا زد وا محمد وا علیا، زینب داره نگاه میکنه شمر روی سینه ی داداشش نشسته.
هلال بن نافع میگه، دیدم صدای اَلعطش اَلعطش پسر فاطمه بلنده، هی صدا میزنه اُسقونی شربةً مِنَ الماء، جگرم از تشنگی میسوزه. میگه سریع رفتم از فرات سپرمو پُره آب کردم اومدم سرازیری گودالو پایین برم دیدم شمر داره بیرون میاد. گفت هلال کجا داری میری، گفتم مگه نمیشنوی صدای اَلعطشش رو تشنشه، میخوام این دم آخری یه ذره آب بهش بدم. گفت هلال زحمت نکش خودم سیرابش کردم، گفتم چیکار کردی، یه وقت دامن عربی رو بالا زد سر بریده ی عزیز دل زهرا ...، دیدم بدنش داره میلرزه، گفتم تو که کار خودتو کردی چرا داره بدنت میلرزه. میگه هلال ترسیدم همچین که خنجر به حنجرش گذاشتم دیدم یه صدایی از گوشه ی گودال میاد، هی صدا میزنه غریب مادر حسین.
#امام_حسین
#شب_عاشورا
.
.
#حضرت_معصومه
خانهای که سایهاش موسیابن جعفر میشود
خوشبحال آنکه در این خانه دختر میشود
از زیارت نامهات پیداست بیش از آن ، رضا
از مقاماتت بگوید خلق کافر میشود
از سفارشهای آقایم رضا فهمیدهام
خوشبحال هرکه با تو او برادر میشود
باورش سخت است اما باورِ ما هست که..
زائرت با زائرِ زهرا برابر میشود
میشود امابیها هرکه نامش فاطمه است
دختر این خانه هم یک روز مادر میشود
در مقام زائرانت دیدهام این شأن را
هرکه از قم میرود مشهد کبوتر میشود
تکه سنگی بودم و گفتند باید قم روی
سنگ اگر عاشق شود در صحن مرمر میشود
میشود مرمر ولی نه ، چند وقتی بگذرد
زیر پای زائران یک تکه گوهر میشود
دانشآموز آمدند و عاقبت مرجع شدند
سنگ هم اینجا بیاید عاقبت زر میشود
هر کویری که تو را فهمید میگردد بهشت
هر بهشتی که به تو دل داد قمصر میشود
گاه در مشهد زمانی قم زمانی شهرری
خوشبحال ما که با تو عمرِ ما سر میشود
(#حسن_لطفی ۴۰۱/۰۳/۱۱)
.
.
انّا لله و انّا الیه راجعون
محمّد مختاری شاعر و ذاکر امام زمانی پر کشید
جوان خوب و بامعرفت
#محمد_مختاری که عصر چهارشنبه در غرفهی #محمل در حالی که چند ساعتی بود از سفر عتبات برگشته بود، ظهر دیروز یعنی پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲شمسی به دیدار سیّدالشّهدا علیهالسّلام برگشت.
دو جلد کتاب استاد #رستگار را در #نمایشگاه_کتاب از محمل خرید.
وقتی متوجّه شد، ۲۰۰ تومن شده، گفت از کارت، ۲۰۵ بکش. گفت عدد ابجد حضرت #رباب است.
این بیت از اوست:
یکی یکی همه رفتند و کم شدند از من
تو رفته رفته به جای همه زیاد شدی
#جواد_هاشمی_تربت✍
.
🎀 #هدیه_معنوی جمعه های کانال
⭕️ داستان واقعی _ دانشجویِ ایرانی مقیم اروپا
👈 وقتی #امام_زمان عج اتوبوس حامل مسافر را تعمیر می کنند👌
❄️ صدای #اذان از رادیو بلند شد، جوانی که صندلی کنار من نشسته بود بلند شد و رفت به #راننده گفت : نگه دار #نمازمان را بخوانیم.
راننده با بی تفاوتی جواب داد : الان که نمی شود، هروقت رسیدیم میخوانی، جوان با لحن جدی گفت :بهت میگویم نگه دار...، سر و صدا بلند شد، دستِ آخر نگه داشت، جوان نمازش را در #جاده خواند و آمد کنارم نشست...
⁉️پرسیدم از او چه #دلیلی دارد آنقدر مهم است برایت نماز اول وقت؟ جوان جواب داد : «آخر من به امام زمان ارواحنافداه #تعهد داده ام نمازم را اول وقت بخوانم»، تعجب کردم! پرسیدم چطور!؟
👈 جوان گفت :من در یکی از شهرهای #اروپا درس میخواندم،فاصله شهر محل سکونتم تا #دانشگاه زیاد بود،بالاخره نوبت آخرین امتحان ترم آخر رسید، برای #امتحان با اتوبوس راهی دانشگاه شدم، در میانه راه اتوبوسِ پر از مسافر ناگهان خراب شد، از آنجایی که خیلی امتحان مهمی بود نگرانی زیادی داشتم از اینکه به امتحان نرسم و زحماتم برباد برود، شنیده بودم وقتی به لحظه های #بحرانی میرسید که کاری از شما ساخته نیست به امام زمان عج #متوسل بشوید...
🙏در دلم گفتم یا امام زمان اگر کمکم کنید #قول می دهم به شما نمازم را تا آخر عمرم اول وقت بخوانم، در این هنگام #جوان بسیار زیبایی را دیدم که از دور نزدیک اتوبوس شد،با زبان و لهجه خودشان به راننده گفت چه شده، راننده جواب داد :خود به خود خاموش شد، جوان زیبارو مدت کمی مشغول به تعمیر موتور شد،بعد کاپوت را بست و به راننده گفت استارت بزن، اتوبوس روشن شد، همه مسافران خوشحال شدند...
🌀 ناگهـــــــــــان دیدم جوان آمد داخل اتوبوس، مرا به اسم صدا زد و گفت : « تعهدی که به ما دادی یادت نرود ! ، #نمازِ_اول_وقت» ،بعد از آن رفت و من متوجه شدم او امام زمان بود... گریه ام بند نمی آمد...
💚 جوان دانشجو یک عهدِ دلی با مولایش بست و پایبند ماند به آن ، اما مولا جان ببخش اگر عهدها بسته ایم با شما و شکسته ایم همه را، قبول داریم خوب نبودیم، اما هرجا هم که برویم برمی گردیم به سمت شما،مانند کبوتران جلدِ گنبد امام رضا، ببخش بی معرفتی هایمان را آقاجان، هر چه باشیم و به هر جا برویم دوست داریمت تورا «عشق جان...»
من رشته ی محبتِ تو پاره می کنم
شاید گِره خورد، به تو نزدیک تر شَوَم...
📚برداشتی آزاد از کتاب نماز و امام زمان عج صفحه ۸۵
.
#امام_زمان
يا ابْنَ السَّادَةِ الْمُقَرَّبِين!
هستیم تا پای فرج، ما پای ندبه
تا پای جان هستیم در نجوای ندبه
در سردیِ این روزهای غفلتْ آلود
محفوظمان دارد دَم ِ گرمای ندبه
هست اوّلینْ حُکم، انتظار خالصانه
در متنِ توضیحُ الْمَسائل های ندبه
ما آدمیم امّا همه، هستیم ماهی
وقتی که می اُفتیم در دریای ندبه
تا جمعه ای که آگَه از امرِ تو گردیم...
ساکت نمی گردد ز ما آوای ندبه
وقتی که در لحظه، ظهورت گردد امضا
پیش تو مأجوریم با امضای ندبه
امروز اگر با ندبه در سوز و گدازیم
در شادی و وَجدیم ما فردای ندبه
یک آن، کنار کعبه زیر پات باشیم!
یک جمعه ای، اِی کاش در اَثنای ندبه
#ندبه
#جمعه
#محمد_على_نوری ✍
جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۲
.
#امام_زمان(عج)
#شهادت_امام_صادق(ع)
---------
من و هجران تو و موی پریشان پس ازین
من و دل سوختگی از غم هجران پس ازین
شدم از هجر تو ویرانه نشین آقا جان
من و تنها شدن و گوشه ویران پس ازین
دل شده زورق بشکسته به دریای فراق
من و این زورق بشکسته و توفان پس ازین
من دلی غرقِ به خون دارم و چشمی گریان
من و این جاده ی تنها و بیابان پس ازین
چه کنیم از غم هجران تو آقا چه کنیم
من و این طایفه ی بی سر و سامان پس ازین
تو و جانسوز غمِ حضرت صادق مولا
من و اندوه تو و سینه سوزان پس ازین
بر جراحات جگر سوخته ای چون صادق
اشک گلگون چکد از دیده به دامان پس ازین
ای فدای جگر سوخته ات ، ما داریم
ناله بر تربت بی شمع و شبستان پس ازین
امر فرما چه کند عاشق بیچاره کنون
می شود «یاسرِ» تو گوش بفرمان پس ازین
**
#حاج_محمود_تاری «یاسر»✍
...............
کانال مداحی و شعر و سبک
https://eitaa.com/emame3vom
maddahi-havaye-hossein(03).mp3
2.3M
هوای حسین
هوای حسین هوای حرم
هوای شب جمعه زد به سرم
روانه شوم به سوی ضریح
بگیری اگر زیر بال و پرم
به زیر علم قدم به قدم
روانه شدم رو به سوی حرم
بدون حسین بدون جنون
خدا چه شود آخر عاقبتم
حسین آقام حسین آقام
بده صدقه به راه خدا
بده شب جمعه تو کرب و بلا
نفس نزنم نفس نکشم
بدون تو یا سید الشهداء
لباس غمت به قامت من
صدا زدن تو عبادت من
اگر بشود به لطف شما
زیارت شش گوشه قسمت من
حسین آقام حسین آقام
دلم زغمت شکسته شده
زدوری تو زار و خسته شده
که رشته ی دل ز روز ازل
به پای ضریح تو بسته شده
چه موی کنان به سینه زنم
به غصه و داغ تو سر شکنم
خوشم که شود به لحظه ی مرگ
لباس سیاه شما کفنم
حسین آقام حسین آقام
#مهدی_رسولی 🎤
مقدم ارزویم.mp3
1.54M
#جمعه
#جواد_مقدم 🎤
#شور #امام_زمان
ای تمام آرزویم غم تو شد آبرویم
آقا درد دل زیاده از کجا برات بگویم
تویی اوج مهربونی ای همای آسمونی
من به دنبال تو هستم که شاید بدی نشونی
من با تو ترانه ساختم ندیده دل به تو باختم
تو رو بعضی وقتا دیدم اما افسوس نشناختم
ای گل باغ و بهارم ای همه دار و ندارم
آرزومه وقت مردن سر رو شونه هات بذارم
دیگه بسه این جدایی کی میشه آقا بیایی
با نوای دل می خونم مهدی زهرا کجایی
عاشقی بی کس و کارم غم ندارم تو رو دارم
باشه منتظر می مونم بیایی سر مزارم
تویی آرزوی زهرا شبنم وضوی زهرا
بیا آقا بسه دوری مرهم بازوی زهرا
آقاجون تو رو ندیدم فقط از چشات شنیدم
اما با این همه دوری ندیده تو رو خریدم
آقاجون بذار ببینم چون که من فقط شنیدم
دیگه خسته شدم از بس عکس شیش گوشه خریدم
---------
🔊 دانلود سبک 👇👇👇
https://emam8.com/sabk/new/29472.mp3
.
.
#حضرت_معصومه
ألسَّلاَمُ عَلَیکِ یَا فَاطِمَةَ المَعصُومِه بِنتِ مُوسَي بنِ جَعفَر(ع) وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.
دل و به دریا میزنم
میام تو صحن آینه
ای که حریمِ تو برام
عمری پناه و مأمنه
کرامتت تو زندگیم
شاملِ حالِ من شده
دلم کنار مضجَعِت
عاریِ از محن شده
پرچم سبز و باصفات
صفا به سینه ها میده
زردیِ گنبدِ طلات
روشنی بخشِ خورشیده
خادمی شما بی بی
برام مدال عزته
وجود تو برای ما
منشأ خیر و برْکته
همسایه ی این حرمم
احساسِ امنیّت دارم
میام فقط پیشِ ضریح
هر موقع که حاجت دارم
چادرِ مهربونیتم
همیشه رو سرم بوده
قرار هر هفته ی من
گوشه ای از حرم بوده
خواهر ثامن الحجج
فدای جود و رأفتت
روی سرم کشیده شد
دستایِ با محبتت
هم سرورِ جهانی و..
هم بانوی مُلکِ قمی
ای نورِ چشم مرتضی
چشم و چراغ مردمی
معصومه و کریمه ای
جلیله و عالِمه ای
زینب دوُمینی و..
سُلاله ی فاطمه ای
از حرم تو حس میشه
عطرِ مزارِ مادرت
زائرِ فاطمه میشم
تو حرم مُطهرت
دختر موسی وُ تویی
مثلِ پدر صاحبِ دَم
روی سر عاشقاتم
داری شما اَبرِ کرم
عمه ی صاحب الزمان
ميخوام منو دعا کنی
با اُمید اومدم باید
حاجتامو روا کنی
هرشب جمعه میرسم
به مَحضرت با احترام
لابه لای اشک و دعا
ميگم یه کربلا میخوام
الهی که دعام کنی
بِدیم برات کربلا
یک شب جمعه راهیشَم
از حرم امام رضا
برای کربلا ببین
ملتمسِ نگاهتم
به اين بهونه هردَفعه
دخیلِ بارگاهتم
با گریه حاجت میگیرم
با روضه ای که نالَمه
روضه ی ارباب شهید
روضه ای که حوالَمه
جدّ شما رو کربلا
با لب تشنه کُشتنش
پیشِ نگاه فاطمه
با تیر و دِشنه کُشتنش
به قلب زینبش چه بَد
تیرِ خَلاصی رو زدن
وقتی که سمتِ قتلگاه
ده تا سواره اومدن...
* این شعر را می توان در قالب سبک سرود، زمزمه، زمینه، واحد و شور هم اجرا کرد.
#مجتبی_دسترنج_ملتمس ✍
#ورود_به_قم
#دفات_حضرت_معصومه
#مدح_مرثیه_حضرت_معصومه
.