eitaa logo
مجمع الذاکرین مداحان کشوری و بخش پیربکران شهرستان فلاورجان اصفهان
3.3هزار دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
10.8هزار ویدیو
1.1هزار فایل
مجمع ذاکرین مداحان بخش پیربکران بسیج مداحان آموزش مداحی امام حسین(ع)محل کلاس پایگاه بسیج کرافشان حوزه شهید بهشتی چهارشنبه شبه ساعت ساعت ۱۹/۳۰ مداح اهل بیت مهدی عباسی شماره تماس مجتبی موسوی ونهری: 09130857625 لینک کانال: @madahanpirbakran
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از خیریه شهدای خط شکن شهرستان فلاورجان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
...یا کار بسیج را زودتر تمام کنید یا بچه ها را تا نماز صبح نگه دارید! که نمازشان قضا نشود... شهید‌ 🕊️🌹 خیریه شهدای خط شکن شهرستان فلاورجان
خبرهای ویژهای در راه است٠٠٠ توجه توجه تابستان متفاوت گروه هنری شهید آوینی 🔷تئاتر🔷عکاسی 🔷فن بیان🔷 🔷 تواشیح وسرود 🔷آموزش مداحی 🔷اردوهای زیارتی وگردشگری مهلت ثبت نام اول تیرماه 1402 شماره هماهنگی 09130857625 روابط عمومی حوزه شهید بهشتی پیربکران https://eitaa.com/aviny3412
مردی خری دید که در گل گیرکرده بود و صاحب خر از بیرون كشیدن آن خسته شده بود. برای كمك كردن دُم خر را گرفت، وَ زور زد، دُم خر از جای كنده شد. فریاد از صاحب خر برخاست كه « تاوان بده»! مرد برای فرار به كوچه‌ای دوید ولی بن بست بود. خود را در خانه‌ای انداخت. زنی آنجا كنار حوض خانه نشسته بود و چیزی می‌شست و حامله بود. از آن فریاد و صدای بلندِ در ترسید و بچه اش سِقط شد. صاحبِ خانه نیز با صاحب خر همراه شد. مردِ گریزان بر روی بام خانه دوید. راهی نیافت، از بام به كوچه‌ای فرود آمد كه در آن طبیبی خانه داشت. جوانی پدربیمارش را در انتظار نوبت در سایۀ دیوار خوابانده بود. مرد بر آن پیرمرد بیمار افتاد، چنان كه بیمار در جا مُرد. فرزند جوان به همراه صاحب خانه و صاحب خر به دنبال مرد افتاد! مَرد، به هنگام فرار، در سر پیچ كوچه با یهودی رهگذر سینه به سینه شد و او را به زمین انداخت. تکه چوبی در چشم یهودی رفت و كورش كرد. او نیز نالان و خونریزان به جمع متعاقبان پیوست ! مرد گریزان، به ستوه از این همه،خود را به خانۀ قاضی رساند كه پناهم ده و قاضی در آن ساعت با زن شاكی خلوت كرده بود. چون رازش را دانست، چارۀ رسوایی را در طرفداری از او یافت: و وقتی از حال و حكایت او آگاه شد، مدعیان را به داخل خواند. نخست از یهودی پرسید. یهودی گفت: این مسلمان یك چشم مرا نابینا كرده است. قصاص طلب میكنم. قاضی گفت: دَیه مسلمان بر یهودی نصف بیشتر نیست.باید آن چشم دیگرت را نیزنابینا كند تا بتوان از او یك چشم گرفت! وقتی یهودی سود خود را در انصراف ازشكایت دید، به پنجاه دینار جریمه محكوم شد!.. جوانِ پدر مرده را پیش خواند. گفت: این مرد از بام بلند بر پدر بیمار من افتاد، هلاكش كرده است. به طلب قصاص او آمده‌ام. قاضی گفت: پدرت بیمار بوده است، و ارزش زندگی بیمار نصف ارزش شخص سالم است. حكم عادلانه این است كه پدر او را زیرهمان دیوار بخوابانیم و تو بر او فرودآیی، طوری كه یك نیمه ی جانش را بگیری!جوان صلاح دید که گذشت کند، امابه سی دینار جریمه، بخاطرشكایت بی‌مورد محكوم شد! چون نوبت به شوهر آن زن رسید كه از وحشت سقط کرده بود، گفت : قصاص شرعی هنگامی جایز است كه راهِ جبران مافات بسته باشد. حال می‌توان آن زن را به حلال در عقد ازدواج این مرد درآورد تا كودكِ از دست رفته را جبران كند. برای طلاق آماده باش!..مردك فریاد زد و با قاضی جدال می‌كرد، كه ناگاه صاحب خر برخاست و به طرف در دوید. قاضی فریاد داد: هی! بایست كه اكنون نوبت توست! صاحب خر همچنان كه می‌دوید فریاد زد: من شكایتی ندارم. می روم مردانی بیاورم كه شهادت دهند خر من، از کره‌گی دُم نداشت!
براى كودكان بالاى شش سال و نوجوانانى كه خجالتى هستند و يا بیشتر وقت خود را جلوی تلوزيون يا كامپيوتر می گذرانند و يا عزت نفس پايینى دارند دو راه پیشنهاد می شود : آنها را درگير ورزش مخصوصا ورزش گروهى كنيد. شرايطى را مهيا كنيد تا وقت خود را با همسالان و دوستان خوبشان بگذرانند. آنها را همراه با دوستانشان به پارك يا رستوران ببريد. ورزش و دوست خوب ، از عوامل اصلى سلامت بچه ها از شش سالگى به بعد هستند . کانال روانشناسی
✅بند اول امون از غریبی ازین جور اعدا اگه میشه برگرد نیاکوفه آقا 🌷 سفیر توهستم بادستای بسته ببین دندونام و که دشمن شکسته 🌷 بااین سوز سینه با یه قلب پردرد میگم جان زهرا اگه میشه برگرد شکستن همه بیعتاشون و بامن نبوده یه مردی تواین قوم نامرد 🌷 امیری حسین و نعم الامیری ؁؁؁؁؁؁؁؁؁ ✅بنددوم ندارم پناهی در این شهر پردرد غم تو ببین که دلم را چه خون کرد در خونه ها رو روی من میبندن به اشکای چشام نامردا میخندن 🌷 غم من فقط هست غم خواهر تو غم من فقط هست غم دختر تو تو بازار آهنگرا حرمله داشت سفارش،میداد تیر برا اصغر 🌷 امیری حسین و و نعم الامیری ؁؁؁؁؁؁؁؁؁ ✅بندسوم تا وقت هست تو برگرد تا وقت هست نیا تو نیار لا اقلن دیگه بچه ها تو ندارن حیایی ندارن مروت می ره زینب تو میدونم اسارت میدونم یه روزی تو ظهری نفس گیر میبندن دو چشم ابا الفضل و با تیر میبرن سر تو با لبهای تشنه تن اکبر تو میشه دیگه تکثیر امیری حسین ونعم الامیری .👇
4_6010122447972468358.mp3
7.98M
🌷🌷🌷 ✅بنداول ببین حال زارم دلم بی قراره کجاست اینجاداداش که غربت میباره 🌷 ببین زینب تو چه زارو حزینه بیا ای برادر بریم به مدینه 🌷 میترسم ازین دشت ازین خاک صحرا ازون تلِّ خاکی ازون نیزه دارا ببین که ربابه چه دل بیقراره بیاجون خواهر نزن خیمه اینجا حسینم حسینم ____ ✅بنددوم از وقتی رسیدیم دلم میزنه شور معلوم که اینجا من از تو میشم دور 🌷 از وقتی رسیدیم دلم تاب نداره رباب بی قرار و علی خواب نداره 🌷 از وقتی رسیدیم ز غصه می بارم من دل شوره ی دست عباس و دارم میدونم میبینم که چند روز دیگه که لبها م و رو حنجر تو می زارم حسینم حسینم ____ ✅بندسوم میدونم میبینم رو خاک پیکر تو میدونم میبینم رو نیزه سر تو 🌷 میدونم میبینم یه روزی تو گودال که زخمی شدی و که میری تو از حال 🌷 میدونم میبینم که بالبهای خشک سر تو میبره یه نامردی از پشت میدونم میبینم که چند روز دیگه گرفته مو ها تو یه نامردی در مشت 🌷 حسینم حسینم .
4_5940314102537650283.mp3
6.86M
🌷🌷 ✅بنداول شده دیدنه تو برام مثل رویا بیاتا نمردم کنارم توبابا 🌷 ببین دختر تو چقد سختی دیده ازون روز که رفتی چه زجرا کشیده 🌷 نبودی ببینی مارو تو اسارت ببیتی که گوشواره ام رفت به غارت تو دروازه ی شام یاتو مجلس مِی می بردن ماها رو چقدرباجسارت 🌷 بمیرم برات ای بابای غریبم ________________ ✅بنددوم جای شونه ی تو سرم روی سنگه برای نگاهت دلم خیلی تنگه 🌷 مثل لبهای تو دلم خونه خونه کبوده تنم از رد تازیونه 🌷 پر از اه و گریم پر از بقض و دردم پس از تو یه شب خواب راحت نکردم از بس سیلی خردم چشام سو نداره با دست دنبال جانمازم می گردم 🌷 بمیرم برات ای بابای غریبم ________________ ✅بندسوم بابا جان به جان تو دیگه بریدم پس از تو لحظه خوشی من ندیدم 🌷 بابا روی گونم ببین جای دسته ببین جای دسته یه نامرد مسته 🌷 بابا زجر نامرد رسید و اومد زد هم با تازیونه هم مشت و لگد زد بابا جون نداشتش که شرم و حیایی بابا پشت تو خیلی حرفای بد زد ✍ .
4_5942565902351335599.mp3
6.65M
🌷🌷🌷 ✅بنداول بمیرم نبینم که یاری نداری نخور غصه داداش که زینب رو داری 🌹 خودم تنها میشم برای تو لشگر چه بهتر از آین که پای تو بدم سر 🌹 تو هستی همه دل خوشیم برادر بمیرم نبینم دو چشم تورو تر فدای تو و اکبر تو عزیزام بخر این گلام و تورو جان مادر 🌹 حسینم حسینم ____ ✅بنددوم بمونن میبینن من و در اسارت بمونن میببنن که می شه جسارت بمونن میبینن من و بین زنجیر میبینن من و که شدم از غمت پیر میبینن من و توی بزم حرامی میبینن به دورم شده از دحامی میبینن من و توی بازار و کوچه میبین به من میشه بی احترامی 🌷 حسینم حسینم _ ✅بندسوم فدای غما و دل مضطرتو الهی بمیره برات برات خواهر تو 🌷 من ازتوی خیمه همه چی رو دیدم نمی دونی داداش چه زجراکشیدم 🌷 دیدم ای برادر چقدمی دویدی تاکه تابه نعش جوونام رسیدی دوتا دسته گلهام فدای سر تو نگو که توازمن خجالت کشیدی 🌷 حسیم حسینم __ ✍ .