لبم لبریز از جام حسین است
عروج نام من بام حسین است
اگر جراح قلبم را شکافد
به روی لوح دل نام حسین است
صـــل الله علـیک یا ابا عبدلله الحســـــــین علــیه الســـلام
✨ السَّلام عَلَى الحُسَيْن
✨ وَعَلَى عَليِّ بْنِ الحُسَيْنِ
✨ وَعَلَى أوْلادِ الحُسَيْنِ
✨ وَعَلَى أصْحابِ الحُسَينِ
اللهم ارزقنا کربلا
💫✨💫✨💫✨💫✨💫
.
#شور_قتلگاهی
#امام_حسین
#صدا_میاد
صدا میاد
داره از کجا میاد
به گوشم این صدا آشنا میاد
صدای آه
میاد از تو قتلگاه
انگاری مادره میکنه نگاه
سوا سوا
میزدن حرومیا
یکی با سنگ پیر مردا باعصا
وای از تنت
تو رو دوره کردنت
واسه ی یه مشتی گندم زدنت
شمر که رسید
سمت گودال میدوید
چکمه رو سینه گذاشت مو رو کشید
😭😭😭😭
با خنجرش
پیش چشم مادرم
سر داداشم و از قفا برید
هی میزدن
هی پیاپی میزدن
دم آخر سر تو رو نی زدن
وای از تنت
تیکه تیکه بدنت
افتاده به زیر نعل مرکبا
به روی خاک
بدن خون پره چاک
سر تو شد زینت روو نیزه ها
#مجید_مرادزاده✍
.👇
4_5967433050030607639.mp3
1.63M
🗓 مراسم روضه هفتگی ۱۴۰۲/۲/۱۵
🔴 هیئت رزمندگان مکتب الحسین(ع)
#نریمان_پناهے
ستارخان در خاطراتش میگه:
من هیچوقت گریه نکردم ،
چون اگر گریه می کردم آذربایجان شکست می خورد…
و اگر آذربایجان شکست می خورد ایران شکست می خورد...
اما در زمان مشروطه یک بار گریستم.
و آن زمانی بود که 9 ماه در محاصره بودیم بدون آب و بدون غذا.
از قرارگاه آمدم بیرون ، مادری را دیدم با کودکی در بغل ، کودک از فرط گرسنگی به سمت بوته علفی رفت و بدلیل ضعف شدید بوته را با خاک ریشه می خورد ، با خودم گفتم الان مادر کودک مرا فحش می دهد و می گوید لعنت به ستارخان.
اما مادر ، فرزند را در آغوش گرفت و گفت:
"اشکالی ندارد فرزندم ، خاک می خوریم ، اما خاک نمی دهیم."
آنجا بود که اشک از چشمانم سرازیر شد...
هدایت شده از دفتر کنگره ملی شهدای بخش وشهر پیربکران
❣ اگر میخواهید امشب یه کار خیری کرده باشید که اون دنیا به دردتون بخوره اینه که امشب و فردا که سالروز شهادت شهید نوید صفری هست تا جایی که میتونید این شهید عزیز رو به دوستان و آشنایان و کانال هاتون معرفی کنید
مطمئن باشید شهید کم نمیذاره😍
زنده نگه داشتن یاد#شهدا کمتر از شهادت نیست!
https://eitaa.com/joinchat/2834563168Cd863aa9da1