6.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢سراب حقیقت در بی بی سی
🔹بی بی سی فارسی باکمک احتمالی #اکبر_گنجی خودرا برای اکران مستندی از ناشنیده ها آماده میکند در حالی این ناشنیده ها در روزگار خود نیز ارزش زیادی نداشت!
🔸مسائلی که در زمان #دفاع_مقدس جزو مسائل حاشیهای محسوب میشد و آتش بیاران آن معرکه نیز افرادی چون گنجی بودند که همان ایام با پیام دوراندیشانه حضرت امام ساکت شدند.
#پادگان_ولیعصر
@madare0120
مدار 01:20
💢سراب حقیقت در بی بی سی 🔹بی بی سی فارسی باکمک احتمالی #اکبر_گنجی خودرا برای اکران مستندی از ناشنیده
💢فتنه گری اکبر گنجی در دل سپاه چگونه شسکت خورد؟
🔹مرکز اسناد انقلاب اسلامی: در زمان جنگ، جریانی در جبهه علیه فرماندهی جنگ محسن رضایی راه افتاد. جمعی از فرماندهان سپاه و غیره هم جزو آن بودند. این جریان، ریشه در شیطنتهای مهدی هاشمی داشت. میگفتند كه محسن رضایی و بعضی دیگر آمریكایی هستند، لذا در اوج جنگ، وقتی محسن رضایی وارد پادگان ولیعصر یا مركز سپاه كرمانشاه شد، جلوی او خطاب به امام شعار میدادند: «خمینی بت شكن، بت جدید را بشكن»؛ یعنی محسن رضایی را بردار. در مجلس هم خطاب به امام طومار امضا كردند. یك روز امام به آقای خامنهای فرمودند: «شنیدهام كه این آقای «دوزدوزانی» امضا جمع میكند تا مرا در فشار بگذارند كه فرمانده سپاه را عوض كنم، بگویید سر جایش بنشیند والّا من جملهای خواهم گفت». آقای خامنهای فرمودند: «من آقای دوزدوزانی را خواستم و به او پیام امام را گفتم. خوب در آن شرایط مخالفتها علیه فرمانده سپاه اوج گرفته بود و در خود سپاه هم دودستگی شده بود و یكی از فرماندهان سپاه به نام داود كریمی رهبری این مخالفت را به عهده گرفته بودند. من در نمازجمعهی تهران گفتم: "وقتی امام یك نفر را بهعنوان فرمانده گذاشت دیگر فضولی موقوف، اگر یك چوب را هم گذاشت و دستور اطاعت دادند باید اطاعت كنیم؛ این معنای ولایت و ولایتپذیری است"
🔸محسن رضایی: در یکی از حوادث پادگان ولیعصر دو گروه که متشکل از اکبر گنجی و گروه دیگر بچههای خوب جبهه بودند با هم علیه مدیریت جنگ متحد شدند اما بعد از اینکه امام پیامی را داد آنها از هم جدا شدند.
🔹ناطق نوری: مثلا در برههای از جنگ، عدهای در جبهه و پشت جبهه - بعضی از فرماندهان - علیه آقای محسن رضایی به عنوان فرمانده سپاه موضع گرفتند. در پادگاه ولیعصر (عج) شعار میدادند «خمینی بت شکن/ بت جدید رو بشکن»؛ مرادشان فرمانده سپاه بود. خب! این شعار در شرایط جنگ و اختلافهای در جبهه میتوانست خیلی به ما آسیب بزند و لذا این جا امام وارد میشود و حتی بعد به آیت الله خامنهای پیغام میدهد که به فلانی بگویید (یکی از نمایندگان دور اول مجلس) سرجایش بنشیند و الّا من یک جمله خواهم گفت!
🔸حالاهم بی بی سی تیزری پخش کرده و به زعم خود خواسته افشاگری کند حال آنکه مطلبي كه بي بي سي در آستانه هفته دفاع مقدس به عنوان يك موضوع محرمانه از جنگ ميخواهد جا بندازد، موضوع جديدي نيست. همان دعواي گروهي از بچه هاي تهران با حاج محسن رضايي است.
موضوع به پاييز سال ٦٣ (قبل از عمليات بدر) و اختلاف طيفي از بچه هاي سپاه تهران (عمدتا از لشكر١٠) با فرمانده وقت سپاه برميگردد كه اينها به لحاظ سياسي و فني با محسن رضايي مشكل داشتند و مخالف بودند.
اين افراد نظرات خود عليه محسن رضايي را به برخي نمايندگان مجلس هم ميگويند.
در اين جلسات مشكلات جبهه غرب و شمال غرب، جنوب و مسائل سياسي مطرح مي شود كه مسائل سياسي را اكبرگنجي مي گويد و صدايش در اين فايل هم هست.
اينها طرفدار آقاي منتظري بودند و عليه آقايان مصباح و راستي و...
با بالا گرفتن اين دعواها، قرار مي شود محسن رضايي در جمع مخالفين حاضر شده و سخنراني كند.
اين فايل، فايل صوتي همان جلسه است و صداي اول هم متعلق به محسن رضايي است.
محل جلسه در سپاه تهران (پاستور) بود كه نهايتا به جنجال كشيده شد.
اين دعواهاادامه داشت تااينكه امام ازطريق شهيدمحلاتي پيامي دادکه در #پادگان_ولیعصر قرائت شدوغائله خوابيد.
از آن افراد هم بعدها برخي مثل حسن بهمني و كاظم رستگار شهيدشدند،بعضی هم بعدها شهیدشدند مثل جناب اسکندرلو که سال٦٥بشهادت رسیدوجناب غلامی که در سوریه شهید شد.عده ای هم زنده هستند.
اين موضوع چيز پنهان و جديدي نيست. قبلا بارها راجع به آن گفتند و كتاب نوشته شده ازجمله كتاب «مردان رستگار» به روايت آقای ابوترابی.
جنجال روی این مطلب کهنه بعنوان جلسه محرمانه شارلاتان بازی جدید بی بی سی فارسی است که انشالله با این مطلب نقش برآب میشود.
@madare0120
مدار 01:20
💢فتنه گری اکبر گنجی در دل سپاه چگونه شسکت خورد؟ 🔹مرکز اسناد انقلاب اسلامی: در زمان جنگ، جریانی د
🚨بگو مگو دادوود کریمی با اکبر گنجی
✅مقصود فرح بخش از کارآکتر فرهاد اصلانی در #فیلم_زندگی_خصوصی ، همان #اکبر_گنجی بود که از پونز چسباندن به پیشانی دختران بی حجاب به انکار وجود حضرت ولی الله اعظم مهدی رسید و فرزند ناخواسته خود را با سلاخی مادر (که نقش آنرا هانیه توسلی بازی میکرد)از بین برد
#پادگان_ولیعصر
@madare0120
مدار 01:20
💢فتنه گری اکبر گنجی در دل سپاه چگونه شسکت خورد؟ 🔹مرکز اسناد انقلاب اسلامی: در زمان جنگ، جریانی د
👤کودتاچی خزنده
🔹حسین باستانی مدیر ارشد بی بی سی فارسی، از سال 78 کار خود را با تیم رسانهای رییس دولت اصلاحات آغاز کرد. آنها وظیفه داشتند هر روز صبح تا قبل از ساعت 7.5 بولتنی برای مطالعه خاتمی درست کنند.
🔸 بولتنی که مختص رییس جمهور نبود و به مرور برای هیئت دولت، رییس مجلس و سایر چهرههای کلیدی اصلاحات هم فرستاده میشد. او بعد از مدتی کوتاه، علاوه بر این مسؤولیت، به عنوان مسؤول اداره بررسی رسانههای ریاست جمهوری هم برگزیده شد که محل آن در همان دفتر ریاست جمهوری در پاستور بود. در این، مسؤولیت، او و تیم زیردستش وظیفه داشتند مطالب مهم مطبوعات داخلی و خارجی را که رییس جمهور باید خیلی زود روی آنها تصمیم میگرفت، جدا و خلاصه کنند و به صورت یک جزوه در اختیار رییس جمهور قرار دهند. اهمیت این کار از این رو بود که تیم بررسی رسانهای، با اولویتبندیهای خود، و برجستهسازی موضوعات مختلف، میتوانستند روی دستور کار رییس جمهور تأثیرات قابل ملاحظهای بگذارند:
🔹«این مطالب مختلف بود، از نامه یک مادر به رییس جمهور، تا نوشته یک اقتصاددان درباره بودجه اقتصادی سال آینده، تا ترجمه یک نشریه آمریکایی که گفته بود نیروهای سپاه پاسداران متهم هستند که چنین کاری را در فلان کشور انجام دادند. چیزهایی که به هر نحوی رییس جمهور باید روی آنها دستور صادر میکرد.»
🔸در این مقطع، سر باستانی بسیار شلوغ بود به نحوی که از 5 تا 7.5 صبح به کار بولتن، از 7.5 تا 4 بعد از ظهر در اداره بررسی رسانههای ریاست جمهوری و از 4 بعد از ظهر تا 11 شب در روزنامه یاس نو و روزنامههای دیگر مشغول به کار بود.
🔹در همین خصوص حسین شریعمتداری میگوید: یکی از کارهای آقای #حسین_باستانی و دوستانشان در دفتر آقای خاتمی که برخی از آنها اکنون پناهنده شدهاند، تهیه بولتن بود، یک نسخه به آقای خاتمی و یک نسخه هم به مسعود بهنود میدادند. خب، حالا کاری ندارم که آقای خاتمی ممکن بود آن را به معاونین خود هم بدهد اما ایشان دو نسخه تهیه میکرد. وظیفهای که بهنود به باستانی داده بود این بود که باستانی فضا را طوری ترسیم کند که آقای خاتمی تصور کند که کل کشور علیه او بسیج شدهاند. اینکه آقای خاتمی میگفت، "هر 9 روز یک بحران داریم" حاصل تأثیر بولتنهای سفارشی باستانی بود.
#پادگان_ولیعصر
@madare0120
مدار 01:20
💢فتنه گری اکبر گنجی در دل سپاه چگونه شسکت خورد؟ 🔹مرکز اسناد انقلاب اسلامی: در زمان جنگ، جریانی د
💢رستگاری در جنگ
🔹سال 1361 تا 1363 سالهاي مهمي در دوران #دفاع_مقدس بود. پس از پيروزيهاي عظيم رزمندگان اسلام در عمليات هاي فتح المبين و بيت المقدس و آزاد سازي بخشهاي وسيعي از ايران اسلامي از جمله #خرمشهر قهرمان، دو ديدگاه درباره جنگ وجود داشت:
🔸ديدگاه اول ديدگاهي بود که عقب نشينيهاي صدام حسين را ناشي از عمليات هاي کوبنده رزمندگان مي دانست و آنرا تاکتيکي براي حفظ تتمه نيروها مي دانست و معتقد بود اگر صدام خود را باز سازي کند بار ديگر دست به آتش افروزي ميزند ـ امري که در پايان جنگ تحميلي اتفاق افتاد و ديديم صدام به کويت حمله کرد ـ و گروهي که معتقد بودند در فضاي پيروزيهاي پس از فتح خرمشهر مي توان از دشمن ضعيف شده امتياز گرفت...
🔹اما آنچه که به تأئيد امام رسيد تعقيب دشمن تا تسليم او به خواستههاي به حق ملت ايران مثل قبول متجاوز بودن صدام و... بود. بدين منظور طراحي عمليات هاي رمضان و مسلم ابن عقيل و... تا عمليات والفجر مقدماتي و والفجر يک انجام و در برخي ضمن ضربه وارد کردن بر پيکر دشمن متجاوز، در برخي موارد عدم الفتحها و در مواردي نيز اتفاقات سئوال برانگيزي بوجود آمد و بودند کساني که به دليل حضور در اين عمليات ها به تئوري جنگ چريکي و پراکنده به جاي جنگ کلاسيک و عظيم اعتقاد پيدا کرده بودند.
🔸شهيد رستگار و شهيد بهمني و تعدادي ديگر از #فرماندهان_سپاه_تهران از اين تفکر حمايت مي کردند. اما در اين ميان کساني هم بودند که نه به جنگ کلاسيک اعتقاد داشتند و نه به جنگ چريکي بلکه آلت دست عنصري فاسد مثل مهدي هاشمي شده بودند. #اکبر_گنجي يکي از اين افراد بود که در جريان مباحث تند فرماندهان سپاه تهران با فرمانده وقت سپاه مستمراً در تماس با بيت #آيت_الله_منتظري بود و از آنجا بود که مرتب آدرس غلط به افراد معترض به شيوه دفاعي فرمانده وقت سپاه مي داد. اگرچه در آن جلسه که جمع زيادي از پاسداران منطقه 10 سپاه حضور داشتند ولي چند نفري بيشتر ميدان داري نمي کردند.
🔹کساني مثل شهيد بهمني و شهيد رستگار اگرچه معترض نحوه اداره جنگ توسط فرمانده وقت بودند اما در دلشان عشق به امام و عشق به اسلام و اعتلاي ايران موج مي زد. در مقابل اکبر گنجيهايي هم بودند که اساساً مي خواستند شجره طيبه #سپاه را دچار ضعف و سستي کنند. به همين دليل بود که پس از اعلام مواضع صريح و قاطع امام همه معترضين صديق و مخلص به جبهه رفتند و تا آخرين نفس از امام و آرمان هاي والاي انقلاب اسلامي دفاع کردند. يا شهيد شدند، يا جانباز و آزاده و هرگز از طعن ملامت گران نهراسيدند.
🔸در مقابل آنهایي که دل در گرو امام و انقلاب نداشتند از سپاه بيرون رفتند و به راهي رفتند که امروز در آن با خفت و خواري حضور دارند و منکر اسلام و عصمت معصومين و امام زمان شدند.آنان بر نظر خود بدون توجه به نظر امام و رهبري پاي فشردند و به دليل پافشاري بر خواستههاي نفساني و لجاجت و نيز قدرت نداشتن به بازگشت به راه درست تا محو و تباهي پيش رفتند.
🔹در مقابل اين گروه #شهيد_رستگار از ميدان آزمون سخت پيروز از ميدان درآمد. او با وجود اينکه فرمانده تيپ قدرتمند سيدالشهدا (ع) بود به راحتي در اوردن يک پيراهن از تن از فرماندهي تيپ کناره گرفت و مخلصانه ترين حرکت را در دفاع مقدس از خود به جاي گذارد. امري که در پيش از او نيز فرمانده قبلي تيپ «شهيد علي موحد دانش» انجام داد و براي همه فرماندهان درس آموز شد که اگر ميتواني در جايگاه فرماندهي خدمت کني، خدمت کن و اگر اين امر را شايسته فرد ديگري ميداني، يا شرايط را طوري نمي داني که مسئوليت لشگر و تيپ را ادامه دهي از آن بگذر ولي هرگز به جبهه پشت مکن و هرگز از امام و رهبر فاصله نگير، چرا که جنگيدن در راه خدا به سربازي و سرداري بستگي ندارد. و خداست که از احوال انسان ها با خبر است.
🔸شهید رستگار یک آدم عاطفی و خانواده دوست بود. همسرشان خیلی کم سن و سال بودند که با ایشان ازدواج میکند و بر اثر آشنایی با حاج کاظم متحول میشود. رابطه عاشقانهای بین این زوج بود. شهید رستگار دخترش را خیلی دوست داشت. بار آخر به مادر خانمش گفته بود این دختر کی بزرگ میشود که به موهایش گلسر ببندم. گویا میدانست که روزهای آخرش است. کمی بعد شهید مهدی باکری از شهید رستگار و شهید بهمنی و شهید شیری میخواهد که به لشکر ۳۱ عاشورا بروند. آنها به عنوان یک نیروی عادی و بسیجی وارد این لشکر میشوند و هر سه نفرشان با اصابت یک گلوله توپ روز ۲۵ اسفند ۱۳۶۳ در عملیات بدر و منطقه جفیر به شهادت میرسند.
#پادگان_ولیعصر
@madare0120
مدار 01:20
💢رستگاری در جنگ 🔹سال 1361 تا 1363 سالهاي مهمي در دوران #دفاع_مقدس بود. پس از پيروزيهاي عظيم رزمن
✅حرف های ما عصاره چهار سال جنگه
🎙سیدابوالفضل کاظمی، از رزمندگان پیشکسوت سپاه تهران:
🔹یک روز صبح، در مقر سپاه پاسداران که در منطقه 10 و پادگان ولی عصر بود، جمع شدیم. از طرف سپاه هم آقای محسن رضایی نماینده شد تا پاسخ سئوالات حسن و رزمنده ها را بدهد.قرار شد جلسه در محوطه باز و جلوی چشم همه برگزار شود تا هیچ حرفی پنهان نماند.
🔸[شهید] کاظم نجفی رستگار، دوست صمیمی و همکار حسن بهمنی بود و منصور کوچک محسنی، سعید قاسمی و حسین الله کرم هم جزو پیش کسوت ها و ناظرین بودند. یکی - دو تا روحانی که حرف بچه های رزمنده را می فهمیدند و جیگر حرف زدن داشتند هم آمدند قاتی ما.
🔹آن روز آقای محسن رضایی به جمع رزمنده ها آمد، همان بسم الله، قبل از اینکه حسن حرف بزند، گفت: «شما احتمال می دی تو این جمع یک نفر نفوذی باشه؟»حسن گفت: «بله!»
🔸آقا محسن گفت: «حرف هایی هست که نمی تونم این جا جلوی جمع بزنم. شما چند نفر را نماینده انتخاب کن؛ بیایید طبقه بالا.»
🔹حسن قبول کرد و با کاظم رستگار، سعید قاسمی، عباس نجف آبادی و منصور کوچک محسنی و حسین الله کرم رفت طبقه بالا.
🔸از آن طرف هم محسن رضایی و محمد کوثری و اکبر نوجوان بودند.
🔹محمد کوثری و اکبر نوجوان، مسئول طرح عملیات بودند. این دو نفر موضع وسط را می گرفتند؛ نه این طرفی، نه آن طرفی.
🔸ما هم در محوطه پادگان یا در ناهارخوری منتظر نتیجه جلسه ماندیم. بعد از 2-3 ساعت انتظار، آقایان آمدند بیرون و گفتند: فردا ساعت 10 صبح در پادگان باشید.
🔹فارسی اش را بگویم. آن طرف می گفت: هرچه ما می گوییم، شما باید بگویید چشم. این طرف هم می گفت: فرمانده باید زمین را ببیند و تشخیص بدهد که آن جا برای عملیات مناسب هست یا نه.
🔸حرف این ها حساب بود؛ اما آقا محسن گفت: «صبح می ریم پیش امام؛ به ایشان بگید کس دیگه ای رو جای من بگذاره. امام، بنده رو انتخاب کرده.»
🔹حسن گفت: «ما نیامده ایم شما رو از پست تون برداریم و جای شما رو بگیریم. ما با شیوه جنگیدن شما مشکل داریم. به شیوه جنگ گوشت و تانک اعتراض داریم. ما می خوایم راهی پیدا کنیم که جلوی تلفات رو بگیریم. ما می گیم چرا توی کار خیلی حساب و کتاب نیست. چرا هر وقت آمدیم حرف بزنیم و نظر بدیم، گفتید حرف نزن. ما سر ننه مان یا ملک پدری مان با کسی دعوا نداریم. حرف های ما، عصاره چهار سال جنگه.»
#پادگان_ولیعصر
@madare0120
مدار 01:20
💢ماجرای درگیری اکبر قمپوز با حاج همت 🔹عدمالفتحهای پیدرپی عملیاتهای «والفجر مقدماتی» در بهمن 61
👈القصه، برادر گنجی صدایش را انداخته بود پس کلهاش و با قیافهای مفتّشمآب، به همت نگاه میکرد و میگفت «خوب واسه متوسلیان آبرو خریدی!... ما خیال میکردیم فقط احمد متوسلیان این هنر رو داشت که بچههای تهران رو ببره کنار جاده اهواز ـ خرمشهر، اونا رو صدتا، صدتا، به کشتن بده!... حالا میبینیم نه بابا؛ اوستاتر از اونم هست؛ خوب بچههای تهرون رو بردی و هزار هزار، کانال فکه رو با جنازههاشون پُر کردی؛ حاج همت!».
🔸این «حاج همت» را هم، به صورت کشدار و با لحنی مسخره، به زبان آورد. من از این همه وقاحت برادرها، خصوصاً سردستهشان برادر گنجی ـ که بین بچههای منطقه 10 به «اکبر قمپوز» و «اکبر پونز» هم معروف بود ـ خشکم زده بود.
🔹یک نگاه که به همت انداختم، دیدم صورت سبزهاش از غضب مثل لبو سرخ شده و در سکوت با آن نگاه تیز خودش، زُل زده به اکبر گنجی. آمدم قدم از قدم بردارم و به سمت حاجی بروم که... کار خودش را کرد!
🔸با دست راست، چنگ زد یقه #اکبر_قمپوز را گرفت و به یک ضرب، او را مثل اعلامیه، کوبید لای سه کنج دیوار کریدور و مشت چپاش را برد عقب و فرستاد طرف فک و فیکِ او. گفتم چانهاش له شد. دیدم مشت گره شده حاجی، به فاصله چند سانتی صورت گنجی، توی هوا متوقف مانده و طرف، از خوفِ خوردن این مشت، کم مانده خودش را خیس کند.
🔹رفتم جلو. حاجی در همان وضعیت معلق، گنجی را توی سه کنج دیوار، نگه داشته بود. با احتیاط گفتم «حاجآقا، تو رو خدا ولش کن، غلطی کرد، شما بیخیال شو، بیا بریم از اینجا».
🔸همت برای چند ثانیه، هیچ واکنشی به التماس درخواستهای من نشان نداد. فقط همانطور بُراق، زُل زده بود به گنجی. دست آخر، در حالی که از غیظ، دندانهایش به هم سائیده میشد، به او گفت «آخه چی بهت بگم ...خدا وکیلی، ارزش خوردن این مشت منم، نداری!». بعد، خیلی آرام یقه او را ول کرد و برگشت طرفم و گفت «خیلی خب سعید، حالا بیا بریم!».
🔹این واقعه سوای من، چهار پنج شاهد عینی دیگر هم دارد که همگی زندهاند و اگر لازم شد، اسم و آدرسشان را به شما میدهم تا بروید و درباره کم و کیف آن از آنها پرسوجو کنید.
#پادگان_ولیعصر
@madare0120
مدار 01:20
👈القصه، برادر گنجی صدایش را انداخته بود پس کلهاش و با قیافهای مفتّشمآب، به همت نگاه میکرد و می
واکنش سردار نجات به #مستند_بیبیسی فارسی درباره #دفاع_مقدس
سردار حسین نجات:
🔹ما در زمان جنگ دو جریان نفاق داشتیم؛ یک جریان نفاق آشکار بود که همان منافقین بودند که به صدام پناهنده شدند.
🔹یک جریان نفاق پنهان هم داشتیم که در دفتر آقای منتظری جمع شده بودند.
🔹 زمانی که ما درگیر جنگ بودیم و احتیاج به اتحاد داشتیم، این افراد جریانی توسط تعداد محدودی از برادران یگانهای ما درست کردند که بسیار موجه و پاک بودند ولی آنها اینطور وانمود کردند که فرمانده وقت کل سپاه در جبههها خیانت میکند.
🔹حتی در جلسهای هم آقای منتظری به خدمت امام رسیده و گفته بود که فرمانده سپاه کودتا میکند که امام چون میدانست این از کجا آب میخورد، به آقای منتظری گفته بود اینها که بچههای خودمان هستند، بگذارید کودتا کنند.
🔹امام گفتند چون میدانم شما فریب خوردهاید و به اصطلاح خائن نیستید، شما را میبخشم، بروید دنبال جنگ. اگر بعد از این کسی این قضیه را ادامه دهد، آن موقع برخورد دیگری میکنم.
🔹 آن برادران هم چون فهمیدند که اشتباه کردند و مسیر بدی را طی کردند، اتفاقاً در یگانهای دیگر به صورت ناشناس رفتند، جنگیدند و یکی، دو نفر از آنها که من یادم هست، شهید شدند.
🔹طیف اکبر گنجی و اینها که سنجیده کار نفاق را انجام میدادند، همین الان هم در خارج از کشور با رسانههای بیگانه همکاری میکنند ولی جریانی که فریب خورده بودند، شهید شدند.
#پادگان_ولیعصر
@madare0120
مدار 01:20
👈القصه، برادر گنجی صدایش را انداخته بود پس کلهاش و با قیافهای مفتّشمآب، به همت نگاه میکرد و می
حرفهای ناگفته عزت الله ضرغامی از «حاج داود کریمی» و #مستند_بیبیسی
رئیس اسبق صداوسیما در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
🔹شهید حاج داود کریمی (فرمانده سابق سپاه تهران)؛ شهید حاج کاظم رستگار، شهید حسن بهمنی و شهید ناصر شیری؛ هدیه به بر و بچههای قدیمی سپاه تهران و نازیآبادیهای دورهی دفاع مقدس.
🔹بررسی اختلافات درون #سپاه در سال ۶۳ و ماجرای پادگان ولیعصر (عج)، که نهایتا با قرائت تذکرنامه حضرت امام (ره) توسط شهید محلاتی در این پادگان پایان یافت، یک حقیقیت را روشن میکند؛ و آن اینکه:
🔹اختلاف نظرهای کارشناسی اگر با حواشی انحرافی مخلوط شود، نتیجهاش جز تخریب و خسران سازمانی چیز دیگری نخواهد بود.
🔹این چهار شهید بزرگوار و تعداد دیگری از فرماندهان سپاه تهران و تیپ سیدالشهدا (ع)، معتقد بودند که تمرکز عملیات، باید در جبههی غرب باشد نه در جنوب. در مقابل، دیگر بزرگان و فرماندهان سپاه نیز نگاه کارشناسی دیگری داشتند.
🔹مصادرهی این اختلافات کارشناسی، توسط افرادی چون اکبر گنجی، مربی سیاسی پادگان ولیعصر (عج)، باعث شکلگیری جریانی انحرافی شد که میرفت تا در اوج جنگ، سپاه را به تفرقه و دو دستگی بکشاند!
#پادگان_ولیعصر
@madare0120