eitaa logo
کانون مداحان
28هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
23.9هزار ویدیو
228 فایل
کانون مداحان استان مرکز آموزش عمومی ، تخصصی و سطح عالی مداحی اهلبیت علیهم السلام خیریه فرهنگی ذاکرین امام حسین علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
آخر بیایم غرقِ در غم با چه رویی؟! گریان شوَم با اهل عالم، با چه رویی؟! هر شب کنار مادرِ صاحب-عزایت بنشینم و ماتم بگیرم با چه رویی؟! آخر بپوشم باز همراهِ ملائک پیراهنِ مشکی دمادم، با چه رویی؟! سخت است، خیلی سخت‌! بنشینم به روضه با اشک بی مقدار و نم نم، با چه رویی؟!- -با چشم های بی حیا گریه کنم باز در کنج هیئت ها محرّم با چه رویی؟! با این زبانِ هرزه، با این دل چگونه پای علم روضه بخوانم با چه رویی؟! امسال هم با توبه های وصله پینه آخر بیایم پای پرچم با چه رویی؟! من زخمیِ نفْسم؛ میایم روضه امّا... ماندم بگیرم باز مرهم با چه رویی؟! شاعر: *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
سلام ماه محرم ، سلام ماه حسین(ع) سلام راه سعادت ،سلام راه حسین(ع) دوباره آمدی و کار خلق راه افتاد دوباره چشم دل و دست خیرخواه حسین(ع) چه باشکوه وتماشایی وفرحبخش است فرار خلق به سمت پناهگاه حسین(ع) عزیز هر دو جهان است آشنا با او خداکند که نیفتد کس از نگاه حسین(ع) ز مرحمت پدرم را خدا بیامرزد که کرد نام مرا ثبت در سپاه حسین(ع) تمام دار و ندارم ز لطف ارباب است نشان منزل من پرچمِ سیاه حسین(ع) دلا بسوز به آن دم که با حسین حسین(ع) رسید زینب(س) دلخون به قتلگاه حسین(ع) غریب وبی کس و لب تشنه زیر چکمه شمر چه کرد با دل خواهر شرار آه حسین(ع) به حق زینب کبری(س)بیا اباصالح(عج) که کار خلق بگردد به دلبخواه حسین(ع) شاعر: *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
با دست می‌گردم به دنبال سر تو سوئی ندارد چشم ناز دختر تو از بس که سیلی خورده‌ام از این و از آن من گشته‌ام همتای زهرا مادر تو دیگر توان راه رفتن هم ندارم شاهد بود بر ماجرایم خواهر تو با دیدن وضع تو؛ درد از خاطرم رفت ای سر بگو با دخترت کو پیکر تو؟  از ضرب سنگ و خیزران؛ افتادن از نی بابا بهم خورده نما و منظر تو از بس که جایت روی هر نیزه عوض شد افتاده جای نیزه‌ها بر حنجر تو... شاعر:رضا رسولی *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
مرغ بسمل شده‌ای بال و پرش می‌سوزد کودکی زندگی‌اش در نظرش می‌سوزد دختری که وسط خیمه‌ای گیر افتاده اولین شعله که آید سپرش می‌سوزد سپرش سوخته و چادرش آتش گیرد تا تکانی بخورد موی سرش می‌سوزد بعد از آن قائله دیگر کمرش راست نشد اثر سوختگی دور و برش می‌سوزد تا رسد قطره اشکی سر زخم گونه ناگهان گوشه چشمان ترش می‌سوزد شده‌ام مثل‌‌ همان مادر محزونی که همه شهر ز آه سحرش می‌سوزد عمه؛ آن شب که مرا روی هوا می‌آورد ریشۀ موی سرم بین اثرش می‌سوزد تا ترک‌های لب تشنه بابا دیدم جگرم گفت: هنوزم جگرش می‌سوزد بعد از آنی که لبانم به لبانش چسبید سینه‌ام از نفس شعله ورش می‌سوزد شاعر:قاسم نعمتی *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
ای کاش جهان بر سرم آوار نمی شد در سینه غمی کهنه تلمبار نمی شد یک ذره اگر حرمله رحمی به دلش داشت این چشم ورم کرده دگر تار نمی شد در"شام" اگر سایه ی سقا به سرم بود دردانه ی تو دست به دیوار نمی شد اینگونه اگر پهلوی من ضربه نمی خورد تاریخ در این واقعه تکرار نمی شد ای کاش در آن بزم شرابی که به پا شد اینقدر اهانت به علمدار نمی شد □ این قافله "دروازه ی ساعات"به خود دید ای کاش دگر وارد بازار نمی شد شاعر: *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
ای همسفر به نیزه مرا جز تو ماه نیست  من را به غیر روی تو شوق نگاه نیست  در این سه ساله غیر تو ذکری نگفته ام  شکر خدا که عمر کم من تباه نیست  با شک نگاه موی سپید از چه می کنی  آری رقیه تو منم اشتباه نیست  هر منزلی که آمده ام زخم خورده ام  شام کسی چو شام تن من سیاه نیست  دیگر مجاب رفتن با عمه ام مکن  دستم وبال گردن و پایم به ره نیست  فهمیده ام ز سیلی و شلاق و سلسله  ما را به غیر دامن عمه پناه نیست  با اینکه کودکان همه زخمی و خسته اند  اما تن کسی چو تنم راه راه نیست  بابا بگو که چشم عمو غیرتی کند  اینجا غیر طعنه و تیر نگاه نیست  *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
حضرت رقیه(س)-شهادت(بحرالطویل) آسمان تیره و تاریک و کدر بود در آن دم سحری داشت پر از غم سحری مثل محرم سحری تیره‌تر از هر شب تاریک و سیه‌تر ز سیاهی نه چراغی نه شهابی و نه ماهی در آن صحنۀ تاریک و در آن ظلمت یک دست فقط سوسوی یک تکه ستاره دل شب چشم نواز همگان بود در عالم و در این شب شب تاریک‌تر از شب و ز هر درد لبالب به صفی می‌گذرند از دل یک کوچه تنی چند ز اشراف خدایا چه خبر هست؟  که اینگونه شتابان و نمایان به میان دو صف از فوج نگهبان ز گذر می‌گذرد آه کجا؟  آه چرا؟  این دل شب اول این صف به کف دست کسی بود طلایی طبقی نقش و نگارین شده زرین شده هر چند که یک خلعت سرخ است به روی طبق، اما ز دلش نور تلالو کند و راه شود روشن و اینان ز گذر‌ها گذرند آه کجا؟  آه چرا این دل شب؟  کیست خدا؟  در کف این مرد مگر پیک سفیری ست؟  مگر مقصدشان شخص امیری ست؟  مگر موسم مهمانی پیری ست؟  همه غرق تکلم پی دیدار و ملاقات شتابان و پریشان و نمایان به گذر می‌گذرند، آه چرا؟  هست در این راه در این لحظهٔ بیگاه که حیران شده بی‌خود شده همهٔ ارض و سما را کمی صبر کن‌ای دل...  بِشنو صوت ضعیفی و ببین گریهٔ بی‌جوهری و هق هقی از دور جگر سوز در این لحظهٔ جانسوز زند چنگ به سینه به گمانم که شبیه است به آن گریه بانوی مدینه کمی صبر...  کمی صبر... شاعر:حسن لطفی *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
آنقدر تشنه ماند كه آب از سرش گذشت با چكمه يك نفر ز روي پيكرش گذشت   وقتي برادرم به زمين خورد اي خدا افتادم و سرم به زمين خورد اي خدا   ناله زدم كه اي پسر مادرم بيا هفتاد و دومين تلفات حرم بيا   پاشو بيا حسين كه دارند ميرسند از دور چند اسب سوارند ميرسند   اصلاً چرا غم علي اكبر تو را نكشت؟ تير آنقدر زدند شدي مثل خارپشت   از هولِ جايزه چقدر دستپاچه بود سر را بريد و جاي سرت خنجرش گذاشت   حامد خاکی *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ شب پنجم که می رسد از راه روضه را غرق آه باید خواند از یتیم حسن که می گوییم روضه ی قتلگاه باید خواند روز آخر نیامده است اما روضه رفته است داخل گودال مثل مرغی که بال او کنده است حسنی زاده می زند پر و بال لحظۀ آخر است و این میدان گرچه مردِ نَبَرد می خواهد حسنی زاده ! کاش می ماندی بعد از این ، خیمه مَرد می خواهد حیف از آن دست، حیف از آن بازو دست خود را به تیغ نسپاری پیش زینب بمان که بعد عمو علم و مشک را تو برداری *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ حال دل خیلی خرابه، کار دل ناله و آهه شب پنجم محرم، دل ما تو قتلگاهه چقدر تیر چقدر سنگ، چقدر نیزه شکسته روی خاک، تو موجی از خون، یوسف زهرا نشسته دل من ترسیدی انگار، که نمیری توی گودال نمی بینی مگه آقات، چقدر زده پر و بال اون کیه میره تو گودال، گمونم یه نوجونه مثه بچه شیر می مونه، وقتی که رجز می خونه میگه من هنوز نمردم، که عمومو دوره کردید سی هزار گرگ دور یک شیر، به خدا خیلی نامردید از امامش مثه مادر، تو بلا دفع خطر کرد جلوی طوفان شمشیر، لاله دستشو سپر کرد توی خون داره می خنده، عمو جون دیدی که مردم اگه تو خیمه می موندم، جون عمه دق می کردم خدارو شکر نمی مونم، تو غروب قتل و غارت مثه بابام نمی بینم، سوی ناموسم جسارت خدا رو شکر نمی بینم، دست عمه رو می بندن پای نیزه ی ابالفضل، به اسیری مون می خندن *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
نگاه کردن اشک تو خواهرم سخت است صبور باش که این حرف آخرم سخت است دگر زمان جدایی شده، دعایم کن سفر بدون تو ای یار و یاورم سخت است برو برای اسارت دگر مهیّا شو که شام و کوفه برای تو خواهرم سخت است نه قاسمی، نه علی اکبری، نه عباسی غریب ماندن زنهای این حرم سخت است تویی و جان رقیّه، که بعد من سیلی برای دخترک ناز پرورم سخت است بگو رباب حلالم کند که می دانم به نیزه، دیدن لبخند اصغرم سخت است به زیر حنجره ام بوسه می زنی، امّا بدان، بریدن این سر ز پیکرم سخت است خدا به داد دلت می رسد، که در بر شمر به قتلگاه، تماشای مادرم سخت است **** *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
اشعار شب چهارم محرم   به روی دست دلِ بی قراری آوردم بغل بغل غزل آه و زاری آوردم   برای اینکه به دست آورم دلت آقا نگاه ملتمس و گریه داری آوردم   من این دو حلقه به گوش کفن به تن کرده به پیشگاه تو با شرمساری آوردم   تو را به چادر خاکی مادرت سوگند قبول کن که به امیدواری آوردم   دو پیش مرگ تو را از قبیله ی طاها در این همایش خون یادگاری آوردم   سهیم کن جگرم را به غصه ی فرزند دو پاره ی جگرم را به یاری آوردم   به جنگ این همه لشگر به رمز یا زهرا ز خیمه لشگر حیدر تباری آوردم   همه بضاعت زینب همین دو قربانی ست برای غربت و آهی که داری آوردم   فدایی گلوی اصغرت که می گردند دو دست بوس تو را بهر کاری آوردم   رقیه دلهره دارد ز برق خنجرها برای دختر تو جان نثاری آوردم   برای رفتن تا شهر شام همراهت ستاره های شب نی سواری آوردم ** *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*