eitaa logo
کانون مداحان
28هزار دنبال‌کننده
22.9هزار عکس
23.9هزار ویدیو
228 فایل
کانون مداحان استان مرکز آموزش عمومی ، تخصصی و سطح عالی مداحی اهلبیت علیهم السلام خیریه فرهنگی ذاکرین امام حسین علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
امان از دل رباب رباب لشگر خود را به دست اقا داد خدا کند نرود پیش اش آبروی رباب علی بهانه گرفت جای آب تیر  آمد سفید شد همان لحظه تار موی رباب غروب روز دهم بعد عصر عاشورا کسی نبود نباشد به جست و جوی رباب تمام نفرتم از خنده های حرمله بود همان که قهقهه میزد به های و هوی رباب خدا کند که نباشد سر علی اصغر سری ز نیزه زمین خورد رو به روی رباب  محمدمهدی نسترن *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
حرمله خیر نبینی به عزیز دل خیمه نظرش افتاده هلهله باز به جان جگرش افتاده مانده ام تیر مگر قحطی صید آمده است که به یک حنجر کوچک گذرش افتاده حرمله خیر نبینی دو‌ نشان را زده ای پسرش را زدی اما پدرش افتاده دو علی داشت از این عمر که درهم شده اند بعد از این اشک هم از چشم ترش افتاده اربا اربا نشده این علی اهل حرم بدنش مانده ولی حیف سرش افتاده ناصر دودانگه *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
بیچاره مادرش بالا گرفت دستش و شد گرم گفتگو رحمی نکرد بر لب شش ماهه هم عدو تیر سه شعبه آمد و زد بر بوسه بر گلو شد رنگ خون، سفیدی قنداق طفل او جان داده بود طفل پدر نیز جان نداشت قدری که تا به خیمه رسد هم توان نداشت می سوخت در حرارت این داغ آفتاب بیچاره مادری که شد از شرم آب، آب پاشیده بود حنجر و پاشیده تر رباب او مانده بود و خانه ی عمری که شد خراب می رفت غم سراغ دل قافله ....نگو داغی گذاشت برجگرش حرمله ...نگو جان می دهد پس از پسرش یا می آورد ؟ غم پیش پای او اگر ، اما می آورد این وضع ، حال حرمله را جا می آورد زیر عبا گرفته علی را می آورد سرمست هلهله شده راه عبور او افتاده گیر خنده ی لشکر غرور او آرام ماندنش به مراعات همسر است آورده با خودش بدنی را که پرپر است باید چگونه گفت به خیمه که مضطر است گریه کنید مجلس ترحیم اصغر است جانی نداشت آن که خودش کوه زاده بود انگار که پسر ، پدر از دست داده بود با خون دل رسید به تشییع پیکرش بوسه گرفت از لب و رگهای حنجرش سالم نداد عزیز حرم را به مادرش آهی کشید خیمه و دق کرد خواهرش بی کس شدند، اهل حرم داغدیده اند خیل ملک برای تسلا رسیده اند شرمنده اند ، قبر برایش محقر است خاک است که از این غم جانکاه بر سر است وقت وداع کردن با چند خواهر است غمگین ترین نوا دم لالای آخر است باید رباب را به کنارش بیاورند تاج گلی برای مزارش بیاورند ناصر دودانگه *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
یا رضیع الحسین بر آن تاریکیِ مطلق زَر آورد به روی دست طفلی مضطر آورد نیازش چند قطره آب شد که سه شعبه بین حرفش سر درآورد چه بود اینکه برید از گوش تا گوش نبیند خیر با خود خنجر آورد اگر خون علی را آسمان برد خدا بر مقتل خود جوهر آورد علی را خاک کرد ، اما پلیدی ز پشت خیمه با نیزه سر آورد رباب آتش گرفت ، آتش بگیرد عدو گهواره را بی اصغر آورد همینکه آب را آزاد کردند همه شش ماه اش را یاد کردند  حامد آقایی *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
سفیدی گلویش ز تشنگی متوسل به آب دیده شدم به پیش مادر بی شیر سرفکنده شدم برای یاری من مهد هم تکلم کرد میان مهلکه یارب غریب خوانده شدم نقاب بر رخشان کوفیان زده بودند قتیل برق نگاهی بد و کشنده شدم برای بارش باران دعایشان کردم برای جرعه آبی اسیر و رانده شدم هنوز صحبت من ناتمام بود اما که شاهد سخنانی تکان دهنده شدم سفیدی گلویش را چگونه حرمله دید برید تیر و من از این جهان بریده شدم سه شعبه تیز و عدو ماهر و گلو کوچک اسیر چنگ چنین فرقه درنده شدم تحیر من از این بود مردم عالم که خویش شاهد حلقوم تیرخورده شدم کسی نبود که گیرد تو را ز آغوشم هزار مرتبه مُردم دوباره زنده شدم سپردمت به دل خاک های این صحرا و در کنار مزار تو آرمیده شدم  جواد کلهر *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
طفل رضیع بالا گرفت دستش و شد گرم گفتگو رحمی نکرد بر لب شش ماهه هم عدو تیر سه شعبه آمد و زد بر بوسه بر گلو شد رنگ خون، سفیدی قنداق طفل او جان داده بود طفل پدر نیز جان نداشت قدری که تا به خیمه رسد هم توان نداشت می سوخت در حرارت این داغ آفتاب بیچاره مادری که شد از شرم آب، آب پاشیده بود حنجر و پاشیده تر رباب او مانده بود و خانه ی عمری که شد خراب می رفت غم سراغ دل قافله ....نگو داغی گذاشت برجگرش حرمله ...نگو جان می دهد پس از پسرش یا می آورد ؟ غم پیش پای او اگر ، اما می آورد این وضع ، حال حرمله را جا می آورد زیر عبا گرفته علی را می آورد سرمست هلهله شده راه عبور او افتاده گیر خنده ی لشکر غرور او آرام ماندنش به مراعات همسر است آورده با خودش بدنی را که پرپر است باید چگونه گفت به خیمه که مضطر است گریه کنید مجلس ترحیم اصغر است جانی نداشت آن که خودش کوه زاده بود انگار که پسر ، پدر از دست داده بود با خون دل رسید به تشییع پیکرش بوسه گرفت از لب و رگهای حنجرش سالم نداد عزیز حرم را به مادرش آهی کشید خیمه و دق کرد خواهرش بی کس شدند، اهل حرم داغدیده اند خیل ملک برای تسلا رسیده اند شرمنده اند ، قبر برایش محقر است خاک است که از این غم جانکاه بر سر است وقت وداع کردن با چند خواهر است غمگین ترین نوا دم لالای آخر است باید رباب را به کنارش بیاورند تاج گلی برای مزارش بیاورند ناصر دودانگه *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
حدیث روضه حدیث روضه ی دردآوری که برگشته رسیده تا حرم مادری برگشته تنش مقابل لشگر سرش به سمت حرم چه معجزات که دارد سری که برگشته! گمان کنم نشناسد رباب طفلش را شکاف خورده سر اصغری که برگشته ز شعبه شعبه تیر سه شعبه معلوم است سه جور ذبح شده حنجری که برگشته حسین دست گلش را صحیح و سالم برد ولی رسیده به خاکستری که برگشته خداش صبر دهد داغ دو پسر دیده خمیده شد پدر مضطری که برگشته رباب را کسی از پشت خیمه دور کند پی سر آمده این لشگری که برگشته نشد که آن سر کوچک به نیزه بند شود مگر کمک بدهد معجری که برگشته سید پوریا هاشمی *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
گهواره ای کوچک مثل علی اکبرم میشد جوان ای کاش میگفت صبح و شب برای من اذان ای کاش مثل اباالفضلم علم بردوش می آمد میشد بلای جان جمع دشمنان ای کاش یا اینکه مثل قاسم احلی من عسل میگفت یا جمله ای با شیرین تر از آن ای کاش میگفت بابا و دل از اهل حرم میبرد مثل رقیه میشد او شیرین زبان ای کاش دور از نگاه دشمنان ، زیر عبای من میشد سفیدی گلوی او نهان ای کاش بعد علی اکبر دوباره قد من خم شد میرفت سمت دیگری تیر از‌کمان ای کاش ای کاش آن لحظه زمان می ایستاد آخر می ایستاد آخر در آن لحظه زمان ای کاش این‌تیر میفهمید ای کاش اصغرم طفل است این تیر با او بود قدری مهربان ای کاش خون عزیزم را سپردم دست او امروز قدر امانت را بداند آسمان ای کاش هی یک‌قدم رفتم به سمت خیمه برگشتم سمتم‌نیاید مادرش مویه کنان ای کاش گهواره ای کوچک برایت ساختم در خاک از نعل های تازه باشی در امان ای کاش  احمد جواد نوآبادی *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
قنوتِ مادرِ تو برای خشکی لبِ تو آب گریه می‌کند کویر، سینه می‌زند سراب گریه می‌کند قنوتِ مادرِ تو بی‌جواب ماند و بعد از آن برایش آسمانِ مستجاب گریه می‌کند نخند روضه‌ی عطش!؛ لبِ تو زخم می‌شود بحالِ زخمِ خنده‌ات رباب گریه می‌کند چرا به رنگِ حنجر من است، چشم‌های تو ؟! نپرس، مادرت سرِ جواب گریه می‌کند همینکه از اسارتش دو قطره روضه می‌چکد بحالِ دستِ مادرت طناب گریه می‌کند رباب سوخت، از حرارت و به زیر سایه‌اش نشسته از خجالت آفتاب گریه می‌کند بخواب، با تکان‌تکانِ گاهوارِ نیزه‌ات نبین که مادرت میان خواب، گریه می‌کند در آسمانِ روضه‌ات دوباره خیس شد لهوف فراتِ چشمِ ماست، یا کتاب گریه می‌کند ؟!  رضا قاسمی *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
حبلُ المتین هر نخ قنداقِ این نوزاد یک حبلُ المتین است این علیِ ابنِ حسینِ ابنِ امیرالمؤمنین است کودک این خانواده مرد میدان نبرد است هِق‌هقِ این شیرخواره حَق‌حَقِ فتح‌المبین است تشنگی تنها بهانه می شود این نازدانه عزم میدان دارد و عینیتِ عین الیقین است ظاهراً او کودکی بی دست و پا و تشنه امّا... روز محشر مثل جدّش مرتضی حِصنِ حَصین است روی دست شاه میدان رفت و طوفانی به پا کرد او علمدار حرم مثل یلِ اُمُّ البنین است عالمان روزی خود را پای این روضه گرفتند چون عموجانش حسن روزی رسان مؤمنین است یاعلی اصغر مدد ذکر تمنّایِ وصال است روضه‌خوان شیرخواره دلبر پرده نشین است  حسین ایمانی *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
نوه ی شیرخدا هر که از لجّه ی غم جرعه مکرر نخورد روز محشر به جز این، حسرت دیگر نخورد پدرم گفت به من، مثل حسین بن علی هیچ شاه دگری غصه ی نوکر نخورد چوب هم باشی و وقفش نشوی باخته ای هیزم است آنچه به درد تن منبر نخورد بشکند دستم اگر گوش من این را شنود `پای مرکب به تنش وا شد” و بر سر نخورد گریه کردم که فقط زخم تنش خوب شود گیرم این اشک به درد صف محشر نخورد شدنی نیست که بی یار شود خون خدا به غرور نوه ی شیرخدا بر نخورد اول روضه ی شش ماهه به خود گفت کسی: کاش این مرتبه آن تیر به اصغر نخورد به روی دست و به سر نیزه رسالت دارد تا سه شعبه به پدر، سنگ به مادر نخورد  مرضیه نعیم امینی *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*
بر روی دستِ بابا پرپر زد و پریشان گردید و رفت از حال بر روی دستِ بابا خندید و رفت از حال قلبش تکان تکان خورد و جایِ جرعه ای آب؛ تیری به حنجرش خورد! ترسید و رفت از حال قنداقه غرق خون شد! پس ناتوان و آرام... بر دورِ لب، زبانش چرخید و رفت از حال بابا چه بغض کرد و از گوش تا به گوشَش- -را با لبانِ لرزان، بوسید و رفت از حال با چشم نیمه بازش یکریز پلک میزد یکریز دست و پایش لرزید و رفت از حال شش ماهه بود و بابا برداشت از گلو خون بر آسمانِ هفتم پاشید و رفت از حال گهواره کنج خیمه؛ بیتاب تاب میخورد مادر دو دستِ خود را بویید و رفت از حال!  مرضیه عاطفی *آدرس کانالهای مداحان👇👇:* https://zil.ink/maddahanesf ■ *مقدمتان گرامی* *لطفااین کانال را به دوستان خودمعرفی نمایید*