eitaa logo
کانون مداحان
28هزار دنبال‌کننده
23هزار عکس
23.9هزار ویدیو
228 فایل
کانون مداحان استان مرکز آموزش عمومی ، تخصصی و سطح عالی مداحی اهلبیت علیهم السلام خیریه فرهنگی ذاکرین امام حسین علیه السلام
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام(بخوانیدوارسال کنید): نوحه حضرت زهرا سلام الله علیها -(آرام جانم آرام جانم بی تو نمی خواهم دگر زنده بمانم) حضرت زهرا سلام الله علیها سبک : ای یار زینب غمخوار زینب بازم فلک داره سر آزار زینب آرام جانم آرام جانم بی تو نمی خواهم دگر زنده بمانم قسم به گریه های من به کودکان نیمه جان به خاطر زینب بخند به خاطر علی بمان یا فاطمه یا فاطمه پروانه ی من پروانه ی من آتش گرفته بال تو در خانه ی من شرمنده ام بانوی من این خانه امنیت نداشت نه سال با من بودنت جز غصه و غربت نداشت یا فاطمه یا فاطمه یار جوانم یار جوانم بی تو تماشایی میان دشمنانم اهل مدینه غنچه و آلاله ام را چیده اند به اشک تو طعنه زدند به اشک من خندیده اند یا فاطمه یا فاطمه ای دلشکسته ای دلشکسته دیدی مرا در کوچه ها با دست بسته پیش نگاه مضطرم ای نازنین افتاده ای من را زمین زد دشمنم تا تو زمین افتاده ای یا فاطمه یا فاطمه شاعر: ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): متن شعر شام غریبان زهرا (س) -(شام فراق فاطمه حیدر پریشان است شام غریبان است ) زمزمه شام فراق فاطمه حیدر پریشان است شام غریبان است _________ زینب زهجر مادرش رنجور وحیران است شام غریبان است _________- گسترده باشد بستر زهرا(س) در آن خانه خانه چو ویرانه خون جای اشک از دیده ها درهجرش افشان است شام غریبان است __________ اول شبی باشد شده این خانه بی مادر وای از غم حیدر آغوش حیدر مامن، جمله یتیمان است شام غریبان است ______ هرشب حسین خوابیده با، لالایی مادر امشب بود مضطر با یاد مادر تا سحر بیدار ونالان است شام غریبان است شاعر: ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): شعر شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها -(چه تلخ میشود این نان و این نمک زهرا) قرار بود که تنها قرار من باشی میان شهر فقط تو نگار من باشی ولی قرار نبود اینچنین زمین بخوری و پشت در بروی جان نثار من باشی نخواستی که ببینم چه زخم ها داری تو خواستی که چنین رازدار من باشی عجب تفاهم محضی که داغدار تو ام تو نیز در دل خود داغدار من باشی نفس بزن که نفس های من به تو بسته است بمان و قول بده بردبار من باشی خزانِ عمر علی رو به فصل سرما کرد به آن امید که تو نوبهار من باشی چه تلخ میشود این نان و این نمک زهرا بمان که شهد گل روزگار من باشی به یاس روت قسم، لاله های پیرهنت امان نداد بمانی، کنار من باشی... شاعر: ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): زبانحال امیرالمومنین علی علیه السلام -(ای شکسته پر ، شکستن زود بود) 3 _ زبانحال امیرالمومنین علی علیه السلام چند بیت از یک مثنوی..... ای شکسته پر ، شکستن زود بود پر زدن از خانه ی من زود بود نور تو نشناختند این سایه ها ای قنوتت برکت همسایه ها ای گلم ، میگریم از عمر کمت از تو کمتر بود عمر شبنمت ای شده روح القدس را همسخن جان مولا، با علی حرفی بزن کوثرم ، با رفتنت طوفان مکن خانه را از داغ خود ویران مکن ای کبودی ، زائر روبند تو ای صفای خانه از لبخند تو ای سلام تو تسلای علی ای شکسته پشت در جای علی با سر و دست و تنت ، جوشن شدی تو بلا گردان جان من شدی در شرر ای طائر من سوختی تو برای خاطر من سوختی شاعر: ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): نوحه و واحد شهادت حضرت زهرا -(آخرین غسل و پیراهن او) آخرین غسل و پیراهن او گوید از خون زخم تن او کنج این خانه تابوت مادر خبر آورده از رفتن او آه گل ما پر پر شد آه لحظه ی آخر شد آه رفتنی مادر شد آه الواع یا زهرا گریه های غریبانه سخت است ماتم مرگ پروانه سخت است درو دیوار خانه گواه است بی تو ماندن در این خانه سخت است آه دل ما بی قرار آه خانه ات سوگوار آه دخترت خانه دار آه الوداع یا زهرا شاعر: ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): (غزل)ای پرستوی علی گو چه شده بال و پرت ای پرستوی علی گو چه شده بال و پرت چشم وا کن مگر افتاده علی از نظرت تو سپر بهر علی در وسط کوچه شدی پشت در هم سپر سینه ی تو شد پسرت کاشکی زودتر از تو بروم تا؛بانو خبر سوختنت را ببرم بر پدرت دستمالی به سرت بسته ای و میسوزم به گمانم که در سوخته خورده به سرت حسن از غصه ی تب کردن تو تب کرده نکند باز به آن کوچه فتاده گذرت دست بردار زدیوار و کمی راه برو سخت باشه به تو؛ انگار شکسته کمرت ** شائق شاعر: ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): کوچه می شَوَم دلتنگ، مانندِ هوای کوچه ها هر زمان یادی کُنم از ماجرای کوچه ها کودکی بودم که با غُربت دلم پیوند خورد تا شُدم با مادرِ خود آشِنای کوچه ها سال ها هم بُگذَرَد، در گوشِ من پیچیده است نعره های زشتِ مَردِ بی حیای کوچه ها بیشتر از سیلیِ او بر دلم آتش زَنَد بی تفاوت بودنِ همسایه های کوچه ها قَدِّ من کوتاه بود و دیدم آنجا شُد بلند دستِ ثانی، آهِ مادر، وای وایِ کوچه ها مادرم می گفت: جانِ مُجتبی چیزی مَگو با علیِ غیرتی، از ناسزایِ کوچه ها آسمان را مِه گرفت و می کِشیدم در غُروب مادرم را سوی خانه، پا به پای کوچه ها  رضا رسول زاده ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): این ندا تا عرش بالا می رود دختر آمد حیف ، مادر می رود.....
سلام(بخوانیدوارسال کنید): بیدار می شوی سرِ شب تا سحر چرا بی تاب می شوی دل شب اینقَدَر چرا هنگام گریه هات نَفَس کم می آوری زهرا شده نفس زدنت مختصر چرا نامحرمی که نیست چرا رو گرفته ای؟ ابری سیاه مانده به روی قمر چرا از آنچه آمده به سرت دم نمی زنی باید بگیرم از دَرِ خانه خبر چرا حرف دهان مردم شهر اینچنین شده حیدر خودش نیامده در پشت در چرا شش ماه انتظار من و تو به باد رفت افتاده از درخت وجودت ثمر چرا دیگر دفاع از منِ خونین جگر مکن خود را زدی عزیز علی در خطر چرا شال مرا گرفتی و دستت زِ دست رفت در پیش من زدند تو را بیشتر چرا آخر برای مُردنم این روضه کافی است مادر زدن کنار نگاه پسر چرا 🔸شاعر: __________________________________ ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): تو حیدری به تو چشمان تر نمی آید سرت سلامت اگر غصه سر نمی آید رشید شهر چرا دست بر کمر داری؟ به تو گرفتن دست از کمر نمی آید گره گشای همه دست های بسته علی به دست حیدری ات بند و پر نمی آید ‌سپرده ام به کنیزان که نان درست کنند ز دست و بازوی من کار برنمی آید میان شعله من و در بهم گره خوردیم علی ز پهلوی من میخ در نمی آید 🔸شاعر: __________________________________ ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): یک دست بر دیوار و دستی بر کمر داری یک زخم کاری بر تنت از میخ در داری در کوچه آن ظالم چه آورده سرت ای وای حتی میان خانه هم چادر به سر داری کمتر بگو عجل وفاتی مهربان من تو خوب از تنهایی حیدر خبر داری دیگر نمی گیرم بغل زانوی غم زهرا از انتظار مرگ اگر تو دست برداری خون گریه کن شاید کمی آرام تر گردی بر سینه داغ محسن و داغ پدر داری من مطمئنم کوه را از پا می اندازد این درد پهلویی که تو شب تا سحر داری در سجده هایت مرگ حیدر را تمنا کن حالا که ای بانوی من عزم سفر داری تا زنده ام برده است خواب از چشم گریانم این زخم هایی که به روی بال و پر داری می بینمت روز دهم در قتلگاهی که تو وعده ای با زینب خونین جگر داری 🔸شاعر: _________________________________ ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯
سلام(بخوانیدوارسال کنید): بهر نزول رحمت حق آیه می شوی گریان برای حاجت همسایه می شوی بانو بس است این همه گریه که می کنی داری خیال می شوی و سایه می شوی اذکارِ آسمانیِ تسبیح مرتضی پر پر شدی چقدر مفاتیح مرتضی دیروز هر کجای مدینه که سر زدم دیدم نشسته اند به تقبیح مرتضی مردم توجهی به کلامم نمی کنند قدری حیا ز شأن و مقامم نمی کنند جای همه بیا و جواب مرا بده حالا که کل شهر سلامم نمی کنند هفتاد روز مبهم و مسکوت مانده ای از آن دوشنبه فاطمه مبهوت مانده ای با صد امید گفتی و گهواره ساختم حالا به فکر روکشِ تابوت مانده ای؟! رد خزان به چهره ات ای یاس مانده است وضعت هنوز فاطمه حساس مانده است خیلی دلم شکسته... بدان می کشد مرا خونی که روی دسته ی دستاس مانده است دیشب سر نماز شبت گریه ام گرفت با آه آهِ روی لبت گریه ام گرفت وقتی قنوت نیمه شبت نیمه کاره ماند بر دست های با ادبت گریه ام گرفت زهرا غم مرا چه کنم تا که حل کنی زهری که مانده بر جگرم را عسل کنی بغضی نهفته موی حسن را سپید کرد قدری نمی شود حسنت را بغل کنی دیدی دعای مضطرمان هم اثر نکرد امن یجیبِ دخترمان هم اثر نکرد قرآن به سر گرفته حسن با برادرش حتی امید آخرمان هم اثر نکرد فکری برای غربتِ حالم نمی کنی رحمی به حال و روز دو عالم نمی کنی تازه جوان من چقدر قدکمان شدی! زهرا مرا ببخش، حلالم نمی کنی؟! **** وقتی کفن برای حسینت نیافتی چادر سیاه سوخته ات را شکافتی هر طور بود با پر زخمی و درهمت پیراهنی براش غریبانه بافتی 🔸شاعر: _________________________________ ╭════•🍁•════╮ 🇮🇷ایتا https://eitaa.com/madahanesfahan سروش http://sapp.ir/madahanesfahan تلگرام https://t.me/madahanesfahan گپ https://gap.im/Kanonmadahan ✉مقدمتان گرامی ╰════•🍁•════╯