eitaa logo
مدح و متن اهل بیت
9.6هزار دنبال‌کننده
19.1هزار عکس
21.3هزار ویدیو
1.5هزار فایل
@Yas4321 ارتباط با ادمین @Montazer98745 ارتباط با مدیر
مشاهده در ایتا
دانلود
••✨🌻•• 💢پاداش شب‏ زنده‏ داری‏ 🍃خداوند می‏فرماید: «ان المتقین فی جنات و عیون آخذین ما آتاهم ربهم انهم کانوا قبل ذالک محسنین کانو قلیلا من اللیل ما یهجعون و بالاسحارهم یستغفرون؛» 🍃به یقین پرهیزکاران در باغ‏های بهشت و میان چشمه‏ها قرار دارند و از آنچه پروردگارشان به آنان بخشیده دریافت می‏کنند؛ زیرا پیش از آن در دنیا از نیکوکاران بودند، آن‏ها کمی را می‏خوابیدند و در استغفار می‏کردند. 📚سوره ذاريات آیات 15-18 💢آری! برین الهی، پاداش کسانی است که از خواب بر می‏خیزد و به و مشغول می‏ شوند. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌💕❤️💕❤️
••❥⚜︎----------- 🔴آثار شب در ! ✴️ورود نوری در ✍🏻امیر المومنین(ع)فرمود: ✨(هر کس یک تمام به به سر برد ، در حالی که شریف را تلاوت نماید و همه در رکوع و سجود و ذکر خدا باشد، مشعلی از نور در وی بزنند و تیرگی و را از قلب او برطرف سازد، 🖇و او را از ایمن گردانند، و بیزاری و برات آزادی از جهنم را به او عطا کند.)✨ 💫 💕💝💕💝
💠 آیت‌الله خوشوقت (ره) کسی که در خانه دارد مانند کسی است که را دارد و را کند. ✳ 💢در یک کلام زبان باعث سوراخ کردن کیسه‌ی اعمال است، هر چه اعضا زحمت می‌کشند و جمع می‌شوند یک حرکت زبان کیسه را سوراخ می‌کند❗ 💢اگر از زن و فرزند غضبناک شدید باید از مهلکه خارج شوید وگرنه قطعاً زمین خواهید خورد. شرط دیدن امام زمان تقواست و بس؛ مقداری هم زبان را قرص داشتن است و باید ثابت کنی اختیار زبانت را داری.
🌷 زهرا (سلام الله علیها): 💠 مَنْ اصْعَدَ إلىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ؛ 💠 هرکس خالصانه اش را بسوی خدا بفرستد ، خدای عزّ و جلّ هم بهترین مصلحتش را برایش نازل می‌کند. ┄┄┅┅❅❁❅┅┅┅┄
🌷 امام صادق (علیه‌السلام): 📌 علامت سه چیز است: ۱. از بین رفتن شیرینی ، ۲. تلخ نشدن ۳. فرق نگذاشتن در حلال و حرام. 📚 مصباح الشریعه، ص۲۲ ------------------------------------------------- ان شاالله در سال ۱۴۰۲ از غافلین نباشیم. امشب دعا کنیم که اگه در خواب غفلت هستیم خداوند ما را بیدار کنه. ┄┄┅┅❅❁❅┅┅┅┄
رفیق هميشه خواب روزه دار نيست، شاید گاهي خواب ماندن باشد! مثلا وقتي كه پاي صهيونيست در ميان باشد... ✅ وعده دیدار ما : امروز ؛ یعنی صبحِ آخرین جمعه ماه رمضان راهپیمایی باشکوه روز جهانی قدس
🌷 : باید وقتی مشغول به عبادت می‌شود با آنـکه هـــنوز مـیـل و رغــبت دارد دســت از عمل بکشد تا میل و رغبت به عبادت در او باقی مانده، همیشه خود را تشنه ببیند. 📚 همراه با فرزانگان، ص۲۳۹
شش چیز از خدا شش چیز از تو 💠 است که خدواند فرمود: ای بندگانم! شش چیز از شما و در برابر آن شش چیز از من؛ اگر به وظایف خود عمل کردید، خیر دنیا و آخرت نصیب شما خواهد شد: 💟۱) آمرزش و از من و از شما؛ 💟۲) برین از من و و از شما؛ 💟۳) زیاد از من و و سپاس از شما؛ 💟۴) از من و از شما؛ 💟۵) از من و از شما؛ 💟۶) از من و از شما. 📚مواعظ العددیّه، ص۲۹۲ 🍃🌸🌺🍃
☘ سلام بر ابراهیم ☘ 💥قسمت سیزدهم : شکستن نفس ✔️راوی : جمعي از دوستان شهيد 🔸باران شديدي در باريده بود. خيابان 17 شهريور را آب گرفته بود. چند پيرمرد ميخواستند به سمت ديگر خيابان بروند مانده بودند چه کنند. همان موقع ابراهيم از راه رسيد. پاچه شلوار را بالا زد. با کول کردن پيرمردها، آنها را به طرف ديگر خيابان برد. 🔸ابراهيم از اين کارها زياد انجام ميداد. هدفي هم جز شکستن خودش نداشت. مخصوصاً زماني که خيلي بين بچه ها مطرح بود! ٭٭٭ 🔸همراه ابراهيم راه ميرفتيم. عصر يک روز تابستان بود. رسيديم جلوي يک کوچه. بچه ها مشغول بودند به محض عبور ما، پسر بچه اي محکم توپ را شوت کرد. توپ مستقيم به صورت ابراهيم خورد. به طوري که لحظه روي زمين نشست. صورت ابراهيم سرخ سرخ شده بود. 🔸خيلي عصباني شدم. به سمت بچه ها نگاه كردم. همه در حال فرار بودند تا از ما کتک نخورند. ابراهيم همينطور که نشسته بود دست کرد توي ساك خودش. پلاستيک را برداشت. داد زد: بچه ها کجا رفتيد؟! بياييد گردوها رو برداريد! 🔸بعد هم پلاستيک را گذاشت کنار دروازه فوتبال و حرکت كرديم. توي راه با تعجب گفتم: داش ابرام اين چه کاري بود!؟ گفت: بنده هاي خدا ترسيده بودند. از قصد که نزدند. بعد به بحث قبلي برگشت و موضوع را عوض کرد! اما من ميدانستم انسانهاي بزرگ در زندگيشان اينگونه عمل ميکنند. ٭٭٭ 🔸در باشگاه بوديم. آماده م يشديم براي تمرين. ابراهيم هم وارد شد. چند دقيقه بعد يکي ديگر از دوستان آمد. تا وارد شد بي مقدمه گفت: ابرام جون، تيپ وهيکلت خيلي جالب شده! تو راه كه مي اومدي دو تا دختر پشت سرت بودند. مرتب داشتند از تو حرف ميزدند! 🔸بعد ادامه داد: شلوار و پيراهن كه پوشيدي، ساک ورزشي هم که دست گرفتي. کاملاً مشخصه ورزشکاري! به ابراهيم نگاه كردم. رفته بود تو فكر. شد! انگار توقع چنين حرفي را نداشت. 🔸جلسه بعد رفتم برای ورزش. تا ابراهيم را ديدم خنده ام گرفت! پيراهن بلند پوشيده بود و شلوار گشاد! به جاي ساك ورزشي لباسها را داخل کيسه پلاستيكي ريخته بود! از آن روز به بعد اينگونه به باشگاه مي آمد! بچه ها ميگفتند: بابا تو ديگه چه جور آدمي هستي؟! ما مييايم تا ورزشکاري پيدا کنيم. بعد هم لباس تنگ بپوشيم. اما تو با اين هيکل قشنگ و رو فُرم، آخه اين چه لباسهائيه که ميپوشي؟! 🔸ابراهيم به حرفهاي آنها اهميت نميداد. به دوستانش هم توصيه ميکرد که: اگر ورزش براي خدا باشد، ميشه . اما اگه به هر نيت ديگ هاي باشه ضرر ميکنين. ٭٭٭ 🔸توي زمين چمن بودم. مشغول فوتبال. يکدفعه ديدم ابراهيم در كنار سكو ايستاده. سريع رفتم به سراغش. سلام کردم و با گفتم: چه عجب، اين طرفها اومدي؟! مجله اي دستش بود. آورد بالا و گفت: عکست رو چاپ کردن! 🔸از خوشحالي داشتم بال در مي آوردم، جلوتر رفتم و خواستم مجله را ازدستش بگيرم. دستش را كشيد عقب و گفت: يه شرط داره! گفتم: هر چي باشه قبول دوباره گفت: هر چي بگم قبول ميکني؟ گفتم: آره بابا قبول. مجله را به من داد. داخل صفحه وسط، عکس قدي و بزرگي از من چاپ شده بود. در كنارآن نوشته بود: «پديده جديد فوتبال جوانان » و کلي از من تعريف کرده بود. کنار سكو نشستم. 🔸دوباره متن صفحه را خواندم. حسابي مجله را ورق زدم. بعد سرم را بلند کردم و گفتم: دمت گرم ابرام جون، خيلي خوشحالم کردي، راستي شرطت چي بود!؟ آهسته گفت: هر چي باشه قبول ديگه؟ گفتم: آره بابا بگو، کمي مکث کرد و گفت: ديگه دنبال فوتبال نرو!! خوشکم زد. با چشماني گرد شده و با تعجب گفتم: ديگه فوتبال بازي نکنم؟! يعني چي، من تازه دارم مطرح ميشم!! گفت: نه اينکه بازي نکني، اما اينطوري دنبال فوتبال حرف هاي نرو. گفتم: چرا؟! جلو آمد و را از دستم گرفت. عکسم را به خودم نشان داد و گفت: 🔸اين عکس رنگي رو ببين، اينجا عکس تو با لباس و شورت ورزشيه. اين مجله فقط دست من و تو نيست. دست همه مردم هست. خيلي از دخترها ممکنه اين رو ديده باشن يا ببينن.بعد ادامه داد: چون بچه مسجدي هستي دارم اين حرفهارو ميزنم. وگرنه کاري باهات نداشتم. تو برو اعتقادات رو قوي کن، بعد دنبال حرف هاي برو تا برات مشکلي پيش نياد.بعد گفت: کار دارم، خداحافظي کرد و رفت. 🔸من خيلي جاخوردم. نشستم و کلي به حرف هاي ابراهيم فکر کردم. از آدمي که هميشه شوخي ميکرد و حرف هاي عوامانه ميزد اين حرفها بعيد بود.هر چند بعدها به سخن او رسيدم. زماني که ميديدم بعضي از بچه هاي و نمازخوان که محکمي نداشتند به دنبال ورزش حرفه اي رفتند و به مرور به خاطر جوزدگي و... حتي نمازشان را هم ترک کردند! 📚 منبع : کتاب سلام بر ابراهیم 👉 شهید شادی روحش صلوات 🌹
‍ ‍ ⁉️چرا بعضی از در بعضی از در و ؟ ✅ همیشه این سوال هست که چرا مؤمنین با اینکه اهل هستند، اما بعضا در و هستند و در مقابل کسانی که به خدا اعتقادی ندارند در و هستند و خدا کاری به آنها ندارد؟ ✨در این روایت به این سوال پاسخ داده میشود: 💫 امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل فرمودند که خدای عزوجل می‌فرماید: 💢 به و سوگند، من بنده‌ای را که می‌خواهم رحمت کنم، او را از دنیا بیرون نمی‌برم مگر اینکه بابت هر خطا و گناهی که کرده آنرا بگیرم. ☘من بنده‌ام را به بیماری در و یا تنگی در و یا ترس در مبتلا کنم تا کفاره باشد، پس اگر باز چیزی بماند، را بر او سخت گردانم (تا آمرزیده و بمیرد و پس از مرگ دچار نشود) 💢 و به عزت و جلالم سوگند، من بنده‌ گنهکاری را که بخواهم عذاب کنم از دنیا بیرونش نمی‌برم تا پاداش هر عمل نیکی که کرده را بدهم، پاداش او را بوسیله در بدنش و یا فراخی در اش و یا به و در دنیایش بدهم و اگر چیزی باقی بماند مرگ را بر او نمایم. 📕سخن خدا، کلیات احادیث قدسی، ص 108 ❣❣ ⚫️ فَرَجهُم ⚫️🖤⚫️
اثر مداومت در اعمال مستحبی 👤 یکبارها اثرش کم است، چرا؟ یک بار نماز مستحبی خواندن، یک بار انفاق کردن [از این جهت است که‏] گاهی انسان تحت تأثیر یک حالت موقت قرار می‌گیرد و این کار را می‌کند. مثلًا یک واعظی به یک شکل مؤثری برای انسان صحبت می‌کند؛ در آن وقت در انسان حالت عبادت پیدا می‌شود. بعد ممکن است برود هزار رکعت نماز پشت سر همدیگر بخواند. ولی آن حالت موقت که رفع شد، تا پنج سال دیگر هم دنبالش نمی‌رود. یا یک کسی تحت تأثیر گفتار یک نفر قرار می‌گیرد و یک‌دفعه به اصطلاح لوطی‏‌گری‏‌اش گل می‌کند، می‌بینید مثلًا یک ثلث مال خودش را می‏‌بخشد و می‌گوید این قدرش را من دادم. ولی این لوطی‏‌گری یک بار است. آن یک حالت موقت است، اعتبار ندارد؛ برخلاف آنچه که انسان مداومت کند. وقتی که انسان مداومت بر یک عمل داشته باشد این نشانه‏‌ای است از اختیارش و اینکه از عمق روح خودش برخاسته است نه اینکه دیگری او را تحت تأثیر خود قرار داده باشد. 📗 آشنایی با قرآن، ج۹، ص۱۱۱ 📎