اقا غروب 31 شهریور از غروب 13 فروردین
غمگین تره ینی وای یه افسردگی ادم میگیره
که الله الله
اینجا اضافه کنم که تا زنبور اومد داداش من مث مردعنکبوتی با تفنگ ابپاشش اومد که مثلا با اب بپاشه به زنبور که بره
بعد یهو با چشمای گرد که واقعا زنبوره نگا کرد به دستم بعد اب پاشید به دستم منم واقعا فک کردم زنبوره