هدایت شده از - 𝙕𝙖𝙞𝙣𝙖𝙗 -
امروز به تعداد ستاره های خوشگل
و درخشان آسمون یه دونه اضافه شد ؛
تو بدنیا اومدی و شدی درخشان
ترین ستاره ی آسمون امشب .
از وقتی باهات آشنا شدم نمیدونستم
قراره انقد صمیمی شیم 🗿
یادته چقدر روزشماری میکردیم تا
همو ببینیم ؟.
این روزا که با تو ام بهترین
روزای زندگیمه .
تو شنوای همه ی حرفای
منی .
درست یادمه ۲۶ ِ مهر ۱۴۰۲ بود ساعت
۱۰ یا ۱۱ شب که تو بهم پیام دادی . از
از اون شبی که دیدمت فهمیدم رفیقای خوبی میشیم .✨
والا شوهر نمیخوای ؟
اینو بدون که هیچ وقت تنهات نمیزارم .
دورت بگردم من تولدت مبارک (:💘
مثل اینکه بایدم بگم تولدم مبارک
نمیدونم ، ولی خب خیلی زود گذشت خیلی
خیلی الکی گذشت خوبیشم به همینه دیگه
میگذره .از دوازده ابان هزار و چهارصد و دو تا
دوازده ابان هزار و چهارصد و سه از زمین و
زمان کشیدم.. خیلی جاها کم آوردم و زدم زیر
ِگریه ولی خیلیم قوی بودم ، بخوام تو یه جمله
تو صیفش کنم از سالی که گذشت میشه : قوی
ترین ورژن ِخودم ُدر ضعیف ترین حالت ِممکن
دیدم . ولی خب مهم اینه که میگذره ، منم
گذرِزمان قوی ترمیکنه .
الان فکر کنم باید بگم تولدت مبارك من :))