امروز ظرفیت پر شده بود و بعضیا مجبور بودن تو کوچه روی زمین بشینن ..
برای کمک رفته بودم بیرون .. چند نفری داشتن گریه میکردن و میگفتن
مسئول هیئت که اومده بود .. میگفت اینا همونایی بودن که حواسشون به لباساشون بود که یه موقع خاکی نشه ..
من بلد نیستم خوشگل حرف بزنم ..
و الان مثلِ اسمِ کانالمون پر از حرفِ ناگفته ام ..