من واقعا مستحق داشتنِ هیچکسی نیستم چون خب میدونید چیه؟ کسی که با من باشه قطعا عذاب میکشه و این حسیه که دارم، حس میکنم تمام آدمای اطرافم بخاطر این رفتارای نادرستم آسیب میبینن ولی خب به هر حال دست خودمم نیست واقعا اگه میتونستم خیلی خوشحال میشدم که آدم بهتری باشم...
هدایت شده از Fwr
زیبای من
میدانم که زندگی آنگونه که خواستی برایت رقم نخورد میدانم که هزاران بار دوستان و آشنایانت تورا به زمین کوبیدند اما تو باز دستانت را بر زمین نهادی و برخواستی میدانم که روزگار سختی را پشت سر نهادی و از زخم هایت دم نزدی تا مبادا آلوده ی نمک دیگران شود میدانم که تنها همدمت صحبت با خدای یگانه شده میدانم که این روز ها به غایت خود رسیده ای و دیگر صبری برای ماندن در این دنیای فانی نداری اما از تو میخواهم برای آخرین بار هم که شده از جا برخیزی زخم هایت را مرهم بخشی و با خدای خویش راز و نیاز بنمایی و تسلیم بغرنج های زندگی خویش نشوی از تو همین را میخواهم جانانم
در عشق قدم نهادن کسی را مسلّم شود که با خود نباشد و ترك خود بکند و خود را ایثار عشق کند. عشق آتش است، هر جا که باشد، جز او رخت دیگری ننهد. هر جا که رسد، سوزد و به رنگ خود گرداند.
-عینالقضاتهمدانی
https://eitaa.com/koolebar_rahiyan/1350
اصلا اصلا هم گریه نکردم؛ نه بابا کی گفته یاد پارسال خودم افتادم نه اصلا گریه چیه؟