مفقود 🇵🇸
و آره... من این روزها رو در آینده به یاد خواهم آورد به عنوان یکی از شیرینترین لحظات زندگیم؛ علارغم
این انتظار هرچقدر به پایانش نزدیك میشد جانفرساتر و شیرینتر میشد و انگار که تمام سلولهای بدن در حال جنب و جوش بود که بلاخره اومدی ... (:
بلاخره اومدی حال همه رو خوب کردی و رفتی..
مفقود 🇵🇸
وای میخوام گریه کنم مسجد نزدیك خونمون مراسم استقبال از شهید گمنامه و منی که نشستم تو اتاق دارم صدای
و یادم نرفت که بهت بگم اون روزی که از نزدیکمون گذشتی و رفتی چقدر قلبم فشرده شد و سراسر وجودم رو آه پر کرد و هرگز فراموش نکردم درِ گوشت بگم که چقدر دلم برات تنگ شده بود سایهیسر :)))