آدمى نبود که دربارهى هیچکس بگوید اینطور است یا آنطور است. سخت احساس جوانى مىکرد؛ و در عین حال پیرى. مثل یک چاقو بود که چیزها را مىبرید و از میانشان مىگذشت؛ در عین حال انگار بیرون بود و به داخل نگاه مىکرد. همانطور که تاکسىها را تماشا مىکرد همان حس دائمى را داشت که بیرون است، در جایى دور، نزدیک دریا و تنها؛ همیشه به نظرش مىآمد که زندگى کردن، ولو براى یک روز، بسیار بسیار پرخطر است.
- خانم دلوی
شکست که ترس ندارد، اگر باور نداری یک بار امتحان کن
بعد پیروز میشوی
- سهیل محمودی
بعضی آدمها باعث میشوند که
خندهی شما کمی بلندتر، لبخندتان کمی درخشانتر و زندگیتان کمی بهتر شود.
سعی کنید یکی از این آدمها باشید.