eitaa logo
ماه مــــهــــــــــر
5.3هزار دنبال‌کننده
11.2هزار عکس
12.9هزار ویدیو
404 فایل
آیدی کانال👇 @mah_mehr_com 🌹کاربران می توانند مطالب کانال با ذکر منبع فوروارد کنند🌹 مطالب کانال : 👈قصــــــــــــّه و داستان آمـــــــــــــوزشی 👈کلیب آموزشی و تربیتی ***ثبت‌شده‌در‌وزرات‌ارشاداسلامی
مشاهده در ایتا
دانلود
شب‌های قدر قَدرِ شَبایِ قَدرُ باید گُلم بِدانیم این سه شب و تا سحر باید بیدار بِمانیم شِیطون و تَنبلی رو ازِ پیشِ خود بِرانیم دُعا ، نماز و قرآن جوشَن کبیر بِخوانیم تا از ثَوابِ بسیار یه موقع جا نَمانیم ما این شَبا به یادِ امامی مِهربانیم به یادِ مولا علی امامِ شیعیانیم که در همین شبِ قدر شَبی که ما در آنیم بِشُد شهید و ما هم به دِلها غَم نِشانیم شاعر : علیرضا قاسمی @mah_mehr_com
﴿یاد دادن وضو ﴾ پیر مردی لب ایوان خانه اش نشسته بود و وضو میگرفت امام حسن ع و امام حسین ع که آن زمان دو کودک بودند متوجه شدند که پیرمرد وضویش را صحیح نمی گیرد دو برادر جلو رفتند و سلام کردند. پیرمرد به دو برادر نوجوان نگاه کرد و جواب سلام‌شان را داد دو برادر وانمود کردند با هم در وضو گرفتن اختلاف دارند. این گفت: «وضوی من بهتر و درست‌تر است.» آن گفت:«نه .. وضوی من بهتر و کامل‌تر است.» سرانجام تصمیم گرفتند در حضور پیرمرد وضو بگیرند و او داوری کند. اول برادر بزرگ‌تر وضو گرفت و بعد برادر گوچک‌تر. پیرمرد هر چه دقّت کرد، اشتباهی در وضوی آن‌ها ندید.تازه فهمید وضوی خودش اشکال دارد.منظور بچّه ‌ها را فهمید. نگاهی به چهره‌ی هردو نوجوان انداخت. سرش را با شرم و افسوس تکان داد. آه بلندی کشید و گفت:«وضوی هر دوی شما درست است. این من بودم که اشتباه وضو می‌گرفتم. شما با این کارتان، مرا به اشتباهم آگاه کردید.» همسر پیرمرد از خانه بیرون آمد و نگاهی به دو نوجوان کرد. آن‌ها را شناخت. خندید و رو به شوهرش گفت: «چطور این دو تا گل را نمی‌شناسی؟ این‌ها فرزندان علی (علیه السّلام) و فاطمه (سلام اللّه علیها) هستند، نوه‌های پیامبر(صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم)!» پیرمرد از جا بلند شد: - راست می‌گویی! این دو نوجوان با ادب، فرزندان علی (علیه السّلام) هستند. اشک در چشمان پیرمرد حلقه زد. جلو رفت و دست حسن و حسین را گرفت. آن‌ها را بوسید و گفت: «فدای‌تان شوم! از شما ممنونم که وضوی صحیح را به من آموختید!» 🌸🌼🍃🌼🌸 @mah_mehr_com
23.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پلنگ صورتی برای دوستان خود فوروارد کنید🙏 @mah_mehr_com
🍃داستان 🍂حرف مفت نزن ✅این مثل، داستان تاریخی دارد. می‌گویند اولین خط تلگراف در ایران در زمان میرزا ملکم خان ناظم الدوله در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار در سال ۱۲۷۴ هجری قمری راه اندازی شد. این خط به وسیله معلمان و شاگردان دارالفنون بین قصر گلستان و باغ لاله زار کشیده شد. تا مدت‌ها مردم عادی نسبت به این پدیده بدگمان بودند و آن را باور نمی‌کردند و آن را به خرافات و شیاطین نسبت می‌دادند. وزیر تلگراف وقت؛ مرحوم علی قلی خان مخبرالدوله به خاطر جلب توجه مردم و از بین بردن ذهنیت غلط آنها تصمیم گرفت یکی دو روز تلگراف به صورت رایگان باشد و مردم هر چه را که می‌خواهند به وسیله تلگراف به هرجا که مایل باشند مخابره کنند. مردم ابتدا با شک و تردید و بعد با خیال راحت شروع کردند به حرف زدن و تلگراف فرستادن. آنها هرچه که به فکرشان می‌رسید، برای فامیل و خویشان خود در تمام ایران مخابره می‌کردند و این حرف‌های مفت یا رایگان از حالت سلام و احوالپرسی و شوخی طنز گذشت. بعد از آن روزهای تلگراف مفت و مجانی، یک روز مردم دیدند که بالای در اداره تلگراف تابلویی زدند که روی آن نوشته شده از امروز به بعد حرف مفت قبول نمی‌شود. کاربرد: وقتی که کسی سخنان بیهوده و بی‌معنی بر زبان می‌راند یا پرگویی می‌کند، برای ساکت کردن او این مثل را به کار می‌برند. @mah_mehr_com
Imam-Ali-Kodak-02.mp3
1.87M
آهنگ کودکانه در مورد امام علی (ع) @mah_mehr_com