47.73M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انیمیشن شهادت #حضرت_علی_اکبر ع 🏴
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#محرم
#امامحسینع
@mah_mehr_com
🌸💕 #حضرت_علی_اکبر (ع) 💕🌸
امروز روزی هست که پسر بزرگ امام حسین(ع) به دنیا آمدند و خانهی ایشان پر از نور، برکت و رحمت شد. فرشتهها گلهای محمدی با خودشون از آسمان آوردند و خانهی امام حسین(ع) را گلباران کردند. بوی گل محمدی همه جا را پر کرد
پسر کوچولوی امام حسین(ع) در گهوارهاش لبخند میزد و پروانهها دور سر او میچرخیدند یکی از غنچههای گل محمدی روی صورت حضرت علیاکبر(ع) افتاد، آن غنچهی گل دید که چقدر این نوزاد، به پیامبر رحمت شباهت دارد. بوی پیامبر مهربان را هم میدهد. گل محمدی تصمیم گرفت که پیش حضرت علیاکبر(ع) برای همیشه بماند. امام حسین(ع) از به دنیا آمدن پسرشون خیلی خیلی خوشحال بودند. نزدیک گهوارهی ایشان رفتند پسر کوچولوشون را در آغوش گرفتند. گل محمدی پرسید: امام مهربانم، اسم پسرتون را انتخاب کردهاید؟ ایشان فرمودند: اسم او را علیاکبر میگذارم. بعد سرشان را به آسمان گرفتند و فرمودند: من پدرم علی(ع) را خیلی دوست دارم. برای همین هر چه خدا به من پسر دهد، اسمش را علی میگذارم.
روزها میگذشت و حضرت علیاکبر(علی) بزرگتر میشدند. در کوچههای مدینه که راه میرفتند، همه تعجب میکردند، میگفتند دوباره پیامبر رحمت زنده شده. چون حضرت علیاکبر(علیهالسلام) خیلی شبیه پدربزرگشون یعنی رسول خدا بودند، ایشان هم از نظر ظاهری به پیامبر مهربان شبیه بودند. هم مثل پیامبر خیلی خیلی خوشاخلاق بودند.
🆑 @mah_mehr_com
🌸💕 #حضرت_علی_اکبر (ع) 💕🌸
امروز روزی هست که پسر بزرگ امام حسین(ع) به دنیا آمدند و خانهی ایشان پر از نور، برکت و رحمت شد. فرشتهها گلهای محمدی با خودشون از آسمان آوردند و خانهی امام حسین(ع) را گلباران کردند. بوی گل محمدی همه جا را پر کرد
پسر کوچولوی امام حسین(ع) در گهوارهاش لبخند میزد و پروانهها دور سر او میچرخیدند یکی از غنچههای گل محمدی روی صورت حضرت علیاکبر(ع) افتاد، آن غنچهی گل دید که چقدر این نوزاد، به پیامبر رحمت شباهت دارد. بوی پیامبر مهربان را هم میدهد. گل محمدی تصمیم گرفت که پیش حضرت علیاکبر(ع) برای همیشه بماند. امام حسین(ع) از به دنیا آمدن پسرشون خیلی خیلی خوشحال بودند. نزدیک گهوارهی ایشان رفتند پسر کوچولوشون را در آغوش گرفتند. گل محمدی پرسید: امام مهربانم، اسم پسرتون را انتخاب کردهاید؟ ایشان فرمودند: اسم او را علیاکبر میگذارم. بعد سرشان را به آسمان گرفتند و فرمودند: من پدرم علی(ع) را خیلی دوست دارم. برای همین هر چه خدا به من پسر دهد، اسمش را علی میگذارم.
روزها میگذشت و حضرت علیاکبر(علی) بزرگتر میشدند. در کوچههای مدینه که راه میرفتند، همه تعجب میکردند، میگفتند دوباره پیامبر رحمت زنده شده. چون حضرت علیاکبر(علیهالسلام) خیلی شبیه پدربزرگشون یعنی رسول خدا بودند، ایشان هم از نظر ظاهری به پیامبر مهربان شبیه بودند. هم مثل پیامبر خیلی خیلی خوشاخلاق بودند.
@mah_mehr_com
🔸شعر
﴿حضرت علی اکبر﴾
علیه السلام
🌼🕌🏴🏴🕌🌼
آی نوگلایِ زیبا
آیشیعیانِ مولا
یه قصه بشنوید از
فرزندِ پاکِ لیلا
🕌🔸🕌
اسمش علیِ اکبر
بود آن جوانِ برتر
شیرِشجاعِ میدان
هم قهرمان دلاور
🔸🕌🔸
در راهِ دین و قرآن
رفتاوبهسویِمیدان
جنگید آن دلاور
تاخستهگشتوعطشان
🕌🔸🕌
زیبا جوانِ رعنا
آمد به سویِ بابا
آبی طلب نمود و
برگشت تشنه تنها
🔸🕌🔸
چون شد علیِاکبر
با دشمنان برابر
ناگهبهدستِدشمن
شد مثلِ لاله پرپر
🕌🔸🕌
شدچونشهید؛ اکبر
در پیشِ رویِخواهر
با ناله عمه زینب
میزد به سینه وسر
🔸🕌🔸
خونینجگرحسیناست
از داغِ اکبر امروز
جان میدهدحسین از
این داغِ خانمانسوز
🌼🕌🏴🏴🕌🌼
شاعر:سلمان آتشی
#شعر_محرم
#شهید_کربلا
#حضرت_علی_اکبر
@mah_mehr_com