6.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نظرشما چیه ؟
این سریال روایت
ماجراهای یک مرد رند و یک مرد ساده دل به زبان کودکانه است. مرد رند گاهی به کمک نیاز دارد، دست به دامان مرد ساده دل شده و با ...
قسمت 45
╔═🌸🌿☃️.══════╗
𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥📽
انیمیشن سینمایی:
#نبض جنگل
پارت 9
دوبله فارسی✅
╔═🌸🌿☃️.══════╗
𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
6.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نظرشما چیه ؟
این سریال روایت
ماجراهای یک مرد رند و یک مرد ساده دل به زبان کودکانه است. مرد رند گاهی به کمک نیاز دارد، دست به دامان مرد ساده دل شده و با ...
قسمت 45
╔═🌸🌿☃️.══════╗
𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
#نکات_تربیتی
🍀هرگز فكرنكنيدهرچه سختگيرتر باشيد بهتر ميتوانيد فرزندتان را تربيت كنيد.
🍀قوانین ذهنی خودتان را با پرداختن به کودک به او قالب نکنید.
🍀 والدين سختگير دو نوع بچه پرورش ميدهنديافرد مضطرب، نگران، وسواسی،
كه به خود بسيار سخت ميگيرد و با وجود موفقيت هايش هيچ لذتی از زندگی نمي بردويا فردی لجباز و فراری از كار!
🍀والدين عزيز با سختگيری نميتوانيد فرزندی موفق،سالم و خوشبخت تربيت كنيم.چون همیشه مایوس و نا امید در انتظار رسیدن به حس خوب آرامش خواهد ماند.
و با درماندگی آموخته شده اشتیاقی برای انجام کار ندارد.
و خشم حاصل از این ناکامی به شکل لجبازی و بی انگیزگی گریبان والدین را خواهد گرفت.
╔═🌸🌿☃️.══════╗
𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
💕💕
بازی زبان کودک است
برای ارتباط بهتر با او باید این زبان را آموخت.
کودک دربازی،
احساسات خود و ابهام های خود رابیان می کند.
کودک در بازی
هیجان های مثبت و منفی اش را تخلیه می کند .
زبان بازی با کودک و نوجوان را یاد بگیرید و به کار ببندید .
همچنین تحقیقات نشان میدهد روشهای خاص پدرها برای بازی کردن با فرزندان :
باعث میشود بچهها بهتر یاد بگیرند، اعتمادبهنفس و استقلال بالاتری پیدا کنند
╔═🌸🌿☃️.══════╗
𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
17.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#یلدا
میوه آرایی
هندوانه یلدا
@mah_mehr_com
❤️ #فرزندپروری
وقتی با کودک صحبت میکنی، و ازش درخواستی داری:
🔸از کلمات ساده استفاده کن
🔸کوتاه حرف بزن
🔸یک موضوع رو پشت سر هم، هی تکرار نکن
🔸جملههای تکراری و طولانی، حوصله بچه رو سر میبره.
@mah_mehr_com
#قصه_متنی
🌊 خاله اُردی 🌊
🦆🐤خاله اُردی اردک خاله ریزقلی بود. او با خاله ریزقلی به دیدن جوجه اردک ها آمده بود. برای جوجه اردک ها عروسک گربه آورده بود تا دیگر از گربه نترسند و گربه را بشناسند.
🦆🐤جوجه ها وقتی خاله اردی را دیدند، پریدند سر و کول خاله و حسابی بهش نوک زدند؛ یعنی خیلی خوش حال شده بودند و داشتند خاله را می بوسیدند. خاله گفت: « وای چه جوجه های نازی. خدا حفظشان کند.»
🦆🐤خانم کواک گفت: « سلامت باشی آبجی. جوجه های شلوغی هستند. می بینی چه کار می کنند؟»
🦆🐤بگ بگ رفت طرف جوجه ها. آن ها را یکی یکی از خاله جدا کرد و گفت: « چه کار می کنید وروجک ها؟ خاله اُردی را اذیت نکنید.»
🦆🐤خاله با مهربانی، بالش را به سر بگ بگ کشید و گفت: « قربان بگ بگ نازم بروم. عیبی ندارد. ممنونم از این که به فکر من هستی. بیا این مال تو.»
🦆🐤یک کلاه سفید قشنگ که عکس اردک سیاه روی آن بود به بگ بگ داد. بگ بگ پرید بغل خاله و چند تا نوک به او زد. یعنی بوسیدش.
🦆🐤جوجه ها وقتی کار بگ بگ را دیدند، جلو آمد و بگ بگ را از بغل خاله کشیدند پایین و خودشان رفتند بغل خاله. خاله با بگ بگ و جوجه ها حسابی بازی کرد و آقای کواک و خانم کواک کلی خندیدند و شاد شدند.
🦆🐤موقع ناهار شد. خانم کواک خوراک کاهو، هویج درست کرده بود. خاله پرسید: « راستی اسم جوجه ها چی هست؟»
🦆🐤آقای کواک گفت: « آن قدر از تولدشان خوش حال شدیم که اسمی برایشان اتنخاب نکردیم».
🦆🐤جوجه ها باز می خواستند با خاله بازی کنند؛ اما بگ بگ گفت: « هی جوجوها بس کنید دیگر. خاله خسته است».
🦆🐤خاله اُردی گفت: « هی که نشد اسم. باید جوجه ها اسم داشته باشند تا خودشان را بشناسند.»
🦆🐤بگ بگ گفت: « من که راحتم. به این می گویم داداش. به این دوتا می گویم آبجی یک و دو.»
🦆🐤خاله گفت: «نه. اینم نشد اسم. باید برای هر کدام یک اسم بگذارید. حالا فکر کنیم ببینیم چه اسمی بگذاریم.»
🦆🐤همه فکر کردند تا اسم خوبی را انتخاب کنند. تا این که سه اسم قشنگ انتخاخب شد. اسم ها این بود. جو یک، جو دو و جو سه. همه از این اسم ها راضی بودند. بگ بگ همه اش اسم ها را تکرار می کرد و جوجوها با تعجب به او نگاه می کردند. اسم داداش، شد جو یک و دو تا آبجی ها شدند جو دو و جو سه.
🦆🐤خاله گفت: « خوب است برای هر چیزی اسم بگذاریم. اگر بگ بگ اسم نداشت همه بهش می گفتند جوجه اردک و با جوجه اردک های دیگر قاطی می شد.»
🦆🐤بگ بگ رفت توی اتاقش و با اسباب بازی هایش برگشت. مامان کواک گفت: « وا پسرم. خاله خسته است. بگذار استراحت کند بعداً بازی کن.»
🦆🐤بگ بگ گفت: « نه مامان. می خواهم برای اسباب بازی هایم اسم بگذارم تا قاطی نشوند.»
🦆🐤همه خندیدند و جوجه اردک ها رفتند سراغ اسباب بازی های بگ بگ و شروع کردند به بازی.
@mah_mehr_com
قشنگی زندگی :
بوی نفت
صدای قلقل سماور
مشق های ننوشته
و جوانی پدر و مادرم ...
#نوستالژی
@mah_mehr_com