eitaa logo
ماه مــــهــــــــــر
5.3هزار دنبال‌کننده
11.2هزار عکس
12.9هزار ویدیو
404 فایل
آیدی کانال👇 @mah_mehr_com 🌹کاربران می توانند مطالب کانال با ذکر منبع فوروارد کنند🌹 مطالب کانال : 👈قصــــــــــــّه و داستان آمـــــــــــــوزشی 👈کلیب آموزشی و تربیتی ***ثبت‌شده‌در‌وزرات‌ارشاداسلامی
مشاهده در ایتا
دانلود
6.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نظرشما چیه ؟ این سریال روایت ماجراهای یک مرد رند و یک مرد ساده دل به زبان کودکانه است. مرد رند گاهی به کمک نیاز دارد، دست به دامان مرد ساده‌ دل شده و با ... قسمت 45 ╔═🌸🌿☃️.══════╗ 𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥📽 انیمیشن سینمایی: جنگل پارت 9 دوبله فارسی✅ ╔═🌸🌿☃️.══════╗ 𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
6.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نظرشما چیه ؟ این سریال روایت ماجراهای یک مرد رند و یک مرد ساده دل به زبان کودکانه است. مرد رند گاهی به کمک نیاز دارد، دست به دامان مرد ساده‌ دل شده و با ... قسمت 45 ╔═🌸🌿☃️.══════╗ 𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
🍀هرگز فكرنكنيدهرچه سختگيرتر باشيد بهتر ميتوانيد فرزندتان را تربيت كنيد. 🍀قوانین ذهنی خودتان را با پرداختن به کودک به او قالب نکنید. 🍀 والدين سختگير دو نوع بچه پرورش ميدهنديافرد مضطرب، نگران، وسواسی، كه به خود بسيار سخت ميگيرد و با وجود موفقيت هايش هيچ لذتی از زندگی نمي بردويا فردی لجباز و فراری از كار! 🍀والدين عزيز با سختگيری نميتوانيد فرزندی موفق،سالم و خوشبخت تربيت كنيم.چون همیشه مایوس و نا امید در انتظار رسیدن به حس خوب آرامش خواهد ماند. و با درماندگی آموخته شده اشتیاقی برای انجام کار ندارد. و خشم حاصل از این ناکامی به شکل لجبازی و بی انگیزگی گریبان والدین را خواهد گرفت. ╔═🌸🌿☃️.══════╗ 𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
💕💕 بازی زبان کودک است برای ارتباط بهتر با او باید این زبان را آموخت. کودک دربازی، احساسات خود و ابهام های خود رابیان می کند. کودک در بازی هیجان های مثبت و منفی اش را تخلیه می کند . زبان بازی با کودک و نوجوان را یاد بگیرید و به کار ببندید . همچنین تحقیقات نشان می‌دهد روش‌های خاص پدرها برای بازی کردن با فرزندان : باعث می‌شود بچه‌ها بهتر یاد بگیرند، اعتمادبه‌نفس و استقلال بالاتری پیدا کنند ╔═🌸🌿☃️.══════╗ 𝕁𝕠𝕚𝕟➲ @mah_mehr_com
20.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 کارتون زیبا و طنز مهارت های زندگی 📼 این قسمت : اصلا خنده دار نبود @mah_mehr_com
❤️ وقتی با کودک صحبت می‌کنی، و ازش درخواستی داری: 🔸از کلمات ساده استفاده کن 🔸کوتاه حرف بزن 🔸یک موضوع رو پشت سر هم، هی تکرار نکن 🔸جمله‌های تکراری و طولانی، حوصله بچه رو سر می‌بره. @mah_mehr_com
🌊 خاله اُردی 🌊 🦆🐤خاله اُردی اردک خاله ریزقلی بود. او با خاله ریزقلی به دیدن جوجه اردک ها آمده بود. برای جوجه اردک ها عروسک گربه آورده بود تا دیگر از گربه نترسند و گربه را بشناسند. 🦆🐤جوجه ها وقتی خاله اردی را دیدند، پریدند سر و کول خاله و حسابی بهش نوک زدند؛ یعنی خیلی خوش حال شده بودند و داشتند خاله را می بوسیدند. خاله گفت: « وای چه جوجه های نازی. خدا حفظشان کند.» 🦆🐤خانم کواک گفت: « سلامت باشی آبجی. جوجه های شلوغی هستند. می بینی چه کار می کنند؟» 🦆🐤بگ بگ رفت طرف جوجه ها. آن ها را یکی یکی از خاله جدا کرد و گفت: « چه کار می کنید وروجک ها؟ خاله اُردی را اذیت نکنید.» 🦆🐤خاله با مهربانی، بالش را به سر بگ بگ کشید و گفت: « قربان بگ بگ نازم بروم. عیبی ندارد. ممنونم از این که به فکر من هستی. بیا این مال تو.» 🦆🐤یک کلاه سفید قشنگ که عکس اردک سیاه روی آن بود به بگ بگ داد. بگ بگ پرید بغل خاله و چند تا نوک به او زد. یعنی بوسیدش. 🦆🐤جوجه ها وقتی کار بگ بگ را دیدند، جلو آمد و بگ بگ را از بغل خاله کشیدند پایین و خودشان رفتند بغل خاله. خاله با بگ بگ و جوجه ها حسابی بازی کرد و آقای کواک و خانم کواک کلی خندیدند و شاد شدند. 🦆🐤موقع ناهار شد. خانم کواک خوراک کاهو، هویج درست کرده بود. خاله پرسید: « راستی اسم جوجه ها چی هست؟» 🦆🐤آقای کواک گفت: « آن قدر از تولدشان خوش حال شدیم که اسمی برایشان اتنخاب نکردیم». 🦆🐤جوجه ها باز می خواستند با خاله بازی کنند؛ اما بگ بگ گفت: « هی جوجوها بس کنید دیگر. خاله خسته است». 🦆🐤خاله اُردی گفت: « هی که نشد اسم. باید جوجه ها اسم داشته باشند تا خودشان را بشناسند.» 🦆🐤بگ بگ گفت: « من که راحتم. به این می گویم داداش. به این دوتا می گویم آبجی یک و دو.» 🦆🐤خاله گفت: «نه. اینم نشد اسم. باید برای هر کدام یک اسم بگذارید. حالا فکر کنیم ببینیم چه اسمی بگذاریم.» 🦆🐤همه فکر کردند تا اسم خوبی را انتخاب کنند. تا این که سه اسم قشنگ انتخاخب شد. اسم ها این بود. جو یک، جو دو و جو سه. همه از این اسم ها راضی بودند. بگ بگ همه اش اسم ها را تکرار می کرد و جوجوها با تعجب به او نگاه می کردند. اسم داداش، شد جو یک و دو تا آبجی ها شدند جو دو و جو سه. 🦆🐤خاله گفت: « خوب است برای هر چیزی اسم بگذاریم. اگر بگ بگ اسم نداشت همه بهش می گفتند جوجه اردک و با جوجه اردک های دیگر قاطی می شد.» 🦆🐤بگ بگ رفت توی اتاقش و با اسباب بازی هایش برگشت. مامان کواک گفت: « وا پسرم. خاله خسته است. بگذار استراحت کند بعداً بازی کن.» 🦆🐤بگ بگ گفت: « نه مامان. می خواهم برای اسباب بازی هایم اسم بگذارم تا قاطی نشوند.» 🦆🐤همه خندیدند و جوجه اردک ها رفتند سراغ اسباب بازی های بگ بگ و شروع کردند به بازی. @mah_mehr_com
قشنگی زندگی : بوی نفت صدای قلقل سماور مشق های ننوشته و جوانی پدر و مادرم ... @mah_mehr_com