‹ مَحــٰـاءْ ›
-
هرلحظه به آغوشِ تو مشتاقم و محروم ؛
مانندِ غریبی که دلش پیشِ وطن بود ..
‹ مَحــٰـاءْ ›
-
ندادی مهلتم حتی بگویم من خداحافظ ؛
که حافظ در گلو ماند و چه گریه با خدا کردم :)