مَهبد
بهار؛ می تواند نام تو باشد وقتی که در همهمه یِ سبزِ دلم دوستت دارم هایت شکوفه می زنند
تو فصل سبز رویشی، بمان کنار ساقهام
که بی تو رنگ و روی من، دوباره زرد میشود
به داد من نمیرسی ولی به داد ما برس...
که بی تو زوج عشق ما، دوباره فرد میشود!
مَهبد
پاسخی درخور پیچیدگی موی تو نیست میکشـد کـار من از فکـر تو آخر به جنون
با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج
ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج
یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم.
محبوب من!
لطفاً فقط شما مرا دوست بدارید.
تنها شما،
خودتان تنها مرا بخواهید.
دوست داشتن بقیه گرفتاری، رسوایی، اسیری و دوریهاست.
خوب است که آدمی تنها محبوب یک نفر باشد.