eitaa logo
﮼ مَهـــدا ﮼
922 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
319 ویدیو
3 فایل
آرامشِ‌شب ؛ دنبال‌ زخمی‌ تازه‌ می‌گشت؛ تا دردش‌ را از یاد ببرد .. « یکُمِ‌مردادماهِ هزارُچهارصدُیک »
مشاهده در ایتا
دانلود
:))
وقتی میگم چخبر ؟ میخوام از روزت برام بگی وگرنه سلامتی و زهرمار .
تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برای پاییز ؟ برای خنکای عصرهنگام و ایستادن کنار پنجره ؟ برای باران و قدم زدن توی خیابان و روی برگ‌های خشک و نارنجی ؟ برای بوی نارنگی ؟ برای نشستن کنار آتش و چای نوشیدن و حرف زدن با یک آدم خوب ؟! تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برای پاییز ؟ برای یک خیابان خیس و باران و موزیک و لب‌هایی که می‌خندد ؟ برای دلی که به قدر ساعاتی اندوه یادش نیست ؟! تو می‌دانی من چقدر دلم لک زده برای اینکه باران ببارد و زیر باران خیس شوم و زیر باران با کسی حرف بزنم و زیر باران به آسمان نگاه کنم و زیر باران قدم بزنم ؟! تو نمی‌دانی من چقدر دلم تنگ شده برای صدای خش‌خش برگ‌ها و غرش ابرها و قارقار کلاغ‌ها ؟ تو نمی‌دانی من چقدر ذوق دارم برای پاییز ! نمی‌دانی ...
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانندش را ؛
منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد غزل و عاطفه و روح هنرمندش را
از رقیبان کمین کرده عقب می ماند هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را !.
مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر هر که تعریف کند خواب خوشایندش را ؛
مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد ! مادرم تاب ندارد غم فرزندش را ..
عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو به تو اصرار نکرده است فرایندش را
قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت ! مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را ..
حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید بفرستند رفیقان به تو این بندش را ؛
منم آن شیخ سیه روی که در آخر عمر ، لای موهای تو گم کرد ، خداوندش را . . .