وقتی دلت تنگه قلبت مث کاغذ مچاله میشه
وقتی میبینیش اون کاغذ باز میشه ولی خب ردمچاله بودنش میمونه
هی تکرار میشه
هی کاغذ ِدلت باز و بسته میشه
تا اون کاغذ پاره میشه
یعنی قلبت میشکنه
همه خاطراتت که رو اون کاغذ یا همون قلب بود تیکه تیکه میشه
میشه مثل تیغ رو رگات
میشه مثل چاقوی رو گلوت که هی گلوتو فشار میده
درد میکشیا ولی تموم نمیکنی
تکرار میشه .
هی تکرار میشه .
بازم تکرار میشه .
انقدری که
آخرش خودت قاتل خودت میشی... :)
«وقتی خوشحالی
میری با کسی که دوسش داری حرف میزنی
اما وقتی ناراحتی
میری با کسی که دوستت داره حرف بزنی
بیچاره اونی که دوستت داره... :)
هدایت شده از - هندزفریِگرهخورده! -
با منی که مخم با لواشک زده میشه حرف از غرور نزن.
- من واسه تو چیم ؟
+ تو واسه من "Nepenthe" ای .
- یعنی چی؟
+ یعنی کسی که باعث میشه درد و غم رو فراموش کنم ...
هدایت شده از مفرد
فکر کن یروز صبح چشامو باز کنم و اولین چیزی که ببینم چشات باشه
حتی تصورشم ارومم میکنه