eitaa logo
کشکول|محسن مهدیان
3.6هزار دنبال‌کننده
414 عکس
137 ویدیو
3 فایل
روزنامه‌نگار. ارتباط با ادمین @mohsen_mahdian
مشاهده در ایتا
دانلود
⬅️تتلو از رئیسی تا بی بی سی تتلو این روزها مهمان بی بی سی است. خیلی ها به خبرگزاری فارس و به کمپین انتخاباتی آقای رییسی انتقاد کردند که چرا سراغ تتلو رفتند. انتقادشان هم بی پایه نیست. تتلو چنان مشمئز کننده شده است که احدی حاضر نیست بدنامی و آلودگی اش را تحمل کند. اما دراین باره یک منطق مهم وجود دارد که فارغ از این مصداق خاص، یکبار برای همیشه باید تعیین تکلیف شود. چه آنکه امروز برخی ناجوانمردانه و به اسم اینکه علی علیزاده سابقه ای چنین و چنان داشته است، او و حامیانش را تخطئه می کنند؛ هرچند قیاس ایندو مع الفارق است. سه نکته مهم دراین رابطه وجود دارد. 1⃣یکم. تتلو به بی بی سی دعوت شده است. آیا بی بی سی به سابقه این ادم توجه کرده است؟ به آینده اش چی؟ کسی که برای آقای رئیسی تبلیغ کرده است می تواند برای رسانه بریتانیا قابل اعتماد باشد؟ روشنست که این سوال ها مهم نیست. بی بی سی تنها نگاه می کند چه کسی می تواند پروژه رسانه ای و مواضع سیاسی اش را پیش ببرد. به همین دلیلست که هرکس از جمهوری اسلامی جدا شده، امروز خانه زاد بی بی سی است. ممکن است بگوئید خبرگزاری فارس و آقای رئیسی فراتر از یک مهمان رسانه ای تحویلش گرفتند. حرف درستی است. اما چرا فراتر؟ مبنای کار چه بود؟ بند دوم مهمترست. 2⃣دوم. وظیفه ما در قبال آدمی که توبه کرده چیست؟ اگر فردی بخواهد در جبهه انقلاب خودش را تعریف کند ما حق داریم او را نپذیریم؟ اگر توبه کرد، حجتی داریم که خدایی کنیم و قضاوت؟ روشنست که از منطق دعوت از تتلو دفاع می کنم نه خود عمل. چرا؟ چون از جزییات آن دعوت بی اطلاعم. اما منطق و صورت دعوت قابل دفاعست. اگر این تلقی وجود داشت که دفاع از یک آدم پشیمان و توبه کرده می تواند او و حامیانش را در داخل انقلاب نگه دارد، نباید کوتاهی کرد. چرا باید انتظار داشت، کسی غیب بداند و این روزها را پیش بینی کند؟ اصلا بر سرنوشت چه کسی می توان قسم حضرت عباس خورد؟ مگر غیر اینست که حال افراد ملاک است؟ بله این احتمال هم وجود داشت که مجدد منحرف شود. اما این احتمال نمی تواند محتمل محکم تری را نادیده بگیرد. استقبال از این ادم در آن روز وظیفه بود و اگر از کنارش ساده می گذشتند خطا. ممکن است بگویید عده ای خواستند ازتتلو استفاده ابزاری کنند. ممکن است چنین باشد. ولی این ادعا نیاز به نیت سنج دارد که حداقل در اختیار من و ما نیست. منطق بحث چنین است که رفت. یک قدم جلوتر هم بریم؟ بند سوم مهمترست. 3⃣سوم. اگر کسی توبه نکرده بود چی؟ بازهم حق داریم تحویلش بگیریم؟ بله. اگر مدارای ما در تغییر سرنوشت یک نفر موثرست، نباید کم گذاشت. منطق اسلامی و اخلاقی چنین است ولو اینکه ما در عمل به این مهم کم توجه باشیم. اگر کسی آلوده به گناه است ولی با بها دادن ما احتمال اصلاح در او پیدا می شود، حق نداریم بی اعتنا باشیم. اشکال زمانیست که بجای جذب افراد، از آنها استفاده ابزاری شود. باید نصرت داد نه اینکه وام دار آنها بود. یکبار از آقای خاتمی سوال کردم چرا آنچه در خفا درباره فتنه می گویید را علنی نمی کنید، صریحا گفت برای اینکه پایگاه اجتماعی من از بهائی ها و رقاصه ها تا متدین هاست. نباید این پایگاه را از دست دهم. این اسمش وامداری است. واگرنه از تتلو آلوده تر را هم اگر احتمال اصلاح می دهیم باید استقبال کرد و بها داد؛ منطق اسلام چنین است. @mahdian_mohsen
تفاوت کلیدی آخوندی و قاضی زاده هاشمی با اسم آقایان آخوندی و قاضی زاده هاشمی ذهنتان کجا می رود؟ اگر آقای قاضی زاده به خبرنگار می گوید مزدور، آقای آخوندی هم میکروفن خبرنگار را پرت می کند. یکی با طعنه به پیرمرد نیازمند می گوید " خودت بمال" و آن یکی به خانم معترض از گرانی می گوید:"باید بیشتر ازت پول می گرفتن" این سیاهه را شما تکمیل کنید. احتمالن اولین پیامی که ازین سبک رفتاری برداشت می کنید، تکبرست. ناتمام گذاشتن مسکن مهر و رها کردن وعده مسکن اجتماعی و افزایش 70 درصدی قیمت مسکن و غیره به اندازه این تبختر رنج آور نیست. اما یک نکته مهم وجود دارد و آن اینکه بین آقای قاضی زاده هاشمی و جناب آخوندی یک تفاوت کلیدی در سبک اشرافیت وجود دارد. اشرافیت آقای آخوندی، "اشرافیت سیاسی" و تبختر آقای قاضی زاده از اشرافیت اقتصادی است. مساله آقای قاضی زاده یک سبک زندگی مولتی میلیاردی است؛ چنانکه به تعبیر خودشان بین انتخاب پورشه و پرادو در حیرت می ماند؛ خروجی خوی کاخ نشینی همین سبک زندگی است و نازیدن سیاسی نیز جزء لاینفک آن. و صدالبته که سخن امام را گوش نگرفتیم و امروز گرفتار عوارض سیاسی این خوی متکبرانه ایم. اما ماجرای آقای آخوندی متفاوت است. اشرافیت سیاسی به مراتب سخت تر و پیچیده تر و جراحتی به غایت عمیق تر از اشرافیت اقتصادی ست. اشرافیت سیاسی ناشی از قدرت سیاسی است نه قدرت اقتصادی. قاضی زاده هاشمی یک پزشک متخصص است که از ابتدا سرمایه دار بوده است. اشکال در چنین وزیری نیست؛ اشتباه در انتخاب چنین فردی است. اما در ماجرای اشرافیت سیاسی، هم اشتباه در انتخاب است و هم منتخب. اشرافیت سیاسی، تبخترش را از قدرت سیاسی می گیرد. فردی که نازیدن را از قدرت سیاسی می گیرد، فراتر از این و آن، نسبت به جمهوری اسلامی تفرعن می ورزد. چنان از موضع قدرت سخن می گوید که گوئی بر گردن نظام دین دارد. خلاصه این رفتار چنان می شود که بعد از 6 سال مسئولیت، بدون اشاره به دلائل ناکارآمدی، علت استعفا را عدم توجه دولت به قواعد بازار آزاد می داند. گوئی این رئیس جمهور است که نسبت به این سطح از کم کاری ها باید پاسخگو باشد. گفتنی است تنها در یک مورد، مرکز پژوهش های مجلس در سال 96 گزارش می دهد که وزارت راه به اغلب تکالیفش در حوزه راه و مسکن عمل نکرده است؛ بگذریم. تکبر سیاسی تنها ناشی از عدم شایسته سالاری نیست. خروجی فقدان شایسته سالاری، قاضی زاده هاشمی است؛ اما تکبر سیاسی ناشی از ساختارهای معیوب اجرایی است که از درونش چنین افرادی تربیت و تکثیر می شوند. نقد چنین جریانی نیز به مراتب پرهزینه تر از نقد اشرافیت اقتصادی است. آخوندی وزیر امروز و دیروز نیست. اخوندی نماد یک جریان سیاسی در کشورست که حرمت و اعتبارشان را از جمهوری اسلامی گرفتند و امروز چنان رفتار می کنند که گوئی نظام به آنها ها بدهکارست. خروجی تکبر اقتصادی فراتر از "خودت بمال" نیست، اما سرنوشت تفرعن سیاسی فتنه 88 است. تاریخ فراموش نکرده است که خروجی مشاوره آقای آخوندی و امثال او، ایستادن مقابل رای مردم است. انشاالله روشسنت که تفاوت از کجا تا کجاست؛ حرف تمام است. @mahdian_mohsen
🔳جا خالی دادنِ ژنرال ها تا دیروز اصلاح طلب ها ازین دولت اعلام برائت می کردند. این روزها خود دولتی ها هم از خودشان تبری جسته و جاخالی می دهند. رسم اخلاق نیست؛ ولی فارغ از این، باید بایستید و جواب دهید. اگر کاره ای نبودید و نیستید، سالها صدارت و وزارت تان خلاف شرع مسلم بوده و گناه تان مضاعف است. ◾️اسحاق جهانگیری: تا این لحظه اجازه برکناری منشی ام را هم نداشتم. ◽️محمد شریعتمداری: من که دیگر نیستم. هیچ جای دیگر هم مرا به کار نگیرید. ◾️سیف رئیس کل سابق بانک مرکزی: من کاره ای نبودم واگرنه اصلاح می کردم. ◽️مسعود نیلی، مشاور ارشد رئیس جمهور: در نظام تصمیم‌گیری دولت حضور ندارم و اتفاقات اقتصادی امسال ربطی به من ندارد. ◾️نمایندگان مجلس: کرباسیان وزیر اقتصادی (سابق) در پاسخ به انتقادات می گوید من اختیاری ندارم. بانک مرکزی راسا اقدام می کند. ◽️حسام الدین آشنا هم همه مسئولیت های دولتی خودش را از پروفایل توئیترش حذف کرد. ◾️محمدباقر نوبخت: به رییس‌جمهور اعلام کرده‌ام آمادگی دارم از همه مسئولیت‌های دولتی کنار بروم. ◽️عباس آخوندی: با این سطح از تفاوت دیدگاه با رئیس جمهور، از حیث اخلاقی ادامه کار من درست نیست. @mahdian_mohsen
➖غائبین انقلاب ➖یکم. آقای توکلی می گفت به یکی از بزرگان سیاسی و کهنه کار- نامش بماند- گفتم این خانه مجلل در شان شما و مسئولیت تان نیست. توضیح داد که حلال است و چه وچه. گفتم حتمن همینطور است. اما غرضم نسبت این خانه با جایگاه شما و انتظار مردمست. گفت حق باشماست. باید این مسئولیت را واگذار کنم. برایم جالب بود. مسئول محترم حاضر بود نقشش در انقلاب را واگذارد، اما سبک زندگی اش را تغییر ندهد. واقعیت این است که امتحان کردن با سبک زندگی، سخت است و توفیق در این محن کار هرکس نیست. یاد سرلشکر فیروزآبادی افتادم. خیلی ها این بزرگوار را به مالک و مقداد علی می شناختند. الحق هم سالها زحمت کشید و خدمت کرد. اما گوش بفرمانی و سربازی تا وقتی بود که پای اوامر سیاسی و نظامی در میانست؛ چه انکه وقتی فرمودند این خانه دولتی را در لواسان واگذار کنید؛ آنقدر تعلل کردند تا ماجرا رسانه ای شود. ولایت و جمهوری اسلامی خوب است تا جائیکه کار به کار زندگی شخصی آقایان نداشته باشد. روزگار سختی است. به قول آن پیر فرزانه تنها کسانی تا آخر خط می مانند که طعم سادگی را چشیده باشند. ➖دوم. این روزها موج استعفا از دولت راه افتاده است. عمدتن هم مدعی اند که نقشی نداشته و بی اختیارند. اما یک سوال ساده؛ اگر واقعن سهمی نداشتند چرا تا امروز ماندند؟ چرا زودتر رها نکردند؟ توضیح نمی خواهد؛ این قدرت رو به زوال دیگر شیرین نیست. بین کاخ نشینی فردی و تحمل مشکلات و سختی ها در دولت، طبیعی است که زندگی شخصی را انتخاب کنند. ➖سوم. بند یکم و دوم مهم نیست. مقدمه را نوشتم برای همین یک خط؛ این قبیل وقایع برای من و ما درس عبرت است؛ در دوره تثبیت و جهش انقلاب، ابتلا با سبک زندگی مان است؛ نه فقط داشته های ذهنی. باید زندگی مان را پای انقلاب بیاوریم نه فقط مشت گره کرده و طنین صدای مان. در غیر اینصورت در بزنگاه های انقلاب، بدون تردید غائبیم. @mahdian_mohsen
لعن فلانی و فلانی و فلانی امروز صبح در یکی از هیات های قدیمی تهران، روحانی جوان با حرارت خاصی لعن فلانی و فلانی گرفته و به طعن و لحن گوشه دار، اهل وحدت را به سخره گرفته بود که: " های بر ما خرده نگیرید که دعوای ما مادرکشتگی است." مجلس هم در تب و تابِ شور و حیرت گرفتار که بر بالای این منابر چه می گذرد و فرق این منبر و آن منبر چیست که یکی حکم برائت می دهد و دیگری فتوای وحدت؟ شکار بودم و دلم پر آشوب. نه از وحدت شکنی، که این نیز بود؛ بیشتر دلم فتنه بود که چه برما گذشته است که انقدر معیوب و ابتر ولایت را درک کردیم. چنین فهمی از ولایت، اگر از سر جهل است که انشاالله جهل است که هیچ؛ در غیر اینصورت مجلس داری ولایت شیطان است. تند رفتم؟ باور بفرمائید ماجرا به همین اندازه تند و تیز است. قصه پرغصه این هیات و آن هیات نیست. ایام پیاده روی کربلا هم گرفتار همین بلای جاهلی بودیم؛ اهل سنت حاضر در پیاده روی اربعین، انگشت به دهان وامانده بودند که از کدام امام و پیشواییم؟ ولایت را چه دانستیم؟ یک کهنه خاطرهِ نوستالژی و ماجرایی تاریخی که تمام شد و خلاص؟ هیات را مجلس عزا و ندبه دانستیم که برای به خاک سپردن ولایت مویه کنیم؟ مجلس عزای قوم و خویش مان است که سر به سینه تراب نهادند و خاک سرد شده است و چه و چه. ولایتی که قابل امتداد تا امروز من و شما نباشد اسمش ولایت نیست. امروز بر سر کدام جنگیم؟به خیالمان امروز در میانه ی بازی کودکانه ایم؟ اصرار جاهلانه بر سر مبارزه با ظلم داریم و آب در هاون می کوبیم؟ امروز کجاست ولایت؟ سیدالشهدا کجای عالم است؟ حضور معصوم را تنها به جسمش شناختیم یا معصوم را تنها سر سفره حضرت ابوالفضل و مجلس انعام زنانه دیدیم که تدبیرشان بیشتر از رتق و فتق زندگی روزمره ما نیست؟ عجب حماقتی است این سطح از دینداری. برادر من نزاع حق و باطل، نزاعی تاریخی است. همان نزاعست که امروز تداوم یافته است. همان جبهه باطل، امروز مقابل حق است. همان غصب است، همان فدک است که امروز از دست مستضعفین عالم به غارت رفته است. همان هتک است و همان مصیبت ومرثیه است. روضه رقیه سلام الله علیها را در یمن نشندیم؟ گهواره خالی علی اصغرها را در شام و عراق و فلسطین ندیدیم؟ معصوم را کشته یافتیم؟ چشم باز کنیم. معصوم امروز در کدام سنگر نشسته است؟ دشمن امروز حضرت زهرا سلام الله علیها را نمی بینیم و دنبال اراذل خاک خورده تاریخیم؟ غاصب ولایت این روزها کجاست؟ چه می کند؟ کسی که تبری را در شعار نمی داند، شک نکند که تولی اش هم بارخاطر است. محبتی که امروزِ معصوم را مدد ندهد، خیال پردازی تخدیرانه است. چه آنکه اشعار عمر وعاص در مدح امیرالمومنین نامدارتر از اشعار این و آن و ندبه معاویه بر فضائل علی علیه السلام شهیرتر است. حقیقت ی این روزها، برائت از جبت و طاغوت و لات و عزی است. کلام تمام است. @mahdian_mohsen
هدایت شده از خبرگزاری فارس
14.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سید محمدساجدی هنرمند، طراح، معمار و از مسئولین گروه جهادی محبین الائمه طی سانحه ای دربازگشت از کربلا به دیار باقی هجرت کرد. 🔹همسر و دو فرزند وی نیز در این سانحه جان باختند. @Farsna
📌سرخیِ حضور زنان 📌سوال یکم. از دیشب تا حالا دهها فیلم از حضور ناموفق زنان متاثر، پشت درب ورزشگاه منتشر شده است که به نحوه گزینش برای ورود به ورزشگاه اعتراض کردند. پاسخ مسئولین محترم به این برخورد تبعیض آمیزچیست؟ چه توجیهی برای این نمایش غیرصادقانه داریم؟ چرا مردم را به بازی می گیریم؟ این خانم ها با هر سلیقه و گرایش درست یا غلطی یک سوال ساده دارند؛ "اگر آزادست، این خاصه تراشی ها چیست؟ چرا نمایشی؟ چرا گزینشی؟". چرا از احساسات مردم برای دور زدن فیفا استفاده می کنید؟ 📌سوال دوم. بالاخره حرامست یا حلال؟ تکلیف چیست؟ حرمت دیروز را چطور برطرف کردید؟ کدام مرجع؟ کدام حکم؟ با کدام مستند شرعی از حکم مراجع عبور کردید؟ 📌سوال سوم. گفتند این مجوز به جهت الزام فیفا برای حضور بانوان است. سلمنا. پس به حکم یک مصلحت بالاتری، یک حکم شرعی را کنار گذاشتید. منطق این بحث در جمهوری اسلامی روشن است. اما با کدام حکم حکومتی؟ حکم کدام مرجع حاکمیتی؟ مگر حکم حکومتی پنهانی هم داریم؟ اساس حکم حکومتی به بیان آنست تا مردم بدانند چرا یک حکم شرعی کنار گذاشته می شود و تلقی بی اعتنایی به دین ایجاد نشود. 📌سوال چهارم. چرا استخوان لای زخم نگه می دارید؟ چرا مساله را به قاعده اش حل نمی کنید؟ چرا مردم را آزار می دهید و آخر دست هم عقب نشینی می کنید؟ راه حل این مساله باور بفرمائید سخت نیست. دو گام پیش روست. گام اول تحلیل و تبیین ابعاد این مصداق برای مراجع بزرگوارست. کار مرجع، تطبیق فتوا با مصداق نیست. شرایط و مصالح مقلد را توضیح دهید، شاید مشخص شود حرمت نگاه به بدن مرد با توجه به فاصله دور در ورزشگاه به این مورد تعلق نمی گیرد. یا تلاش کنید مساله را از طریق احکام بالادستی حل کنید. گام دوم هم ایجاد شرایط زیرساختی در ورزشگاه است که حرمت خانم ها حفظ شود. پیچیده است؟ بجای تبعیض برای بانوان علاقه مند و بازی کردن با اعصاب و روان آنها و بدتر از همه بجای بهم زدن ساختارهای اجرایی کشور و بی اعتنایی به احکام شرعی، مسیر قانونی اش را طی کنید بهترنیست؟ بن بست داریم؟ @mahdian_mohsen
همه نفس تنگی های دیپلماتیک آقای ظریف در اظهارات عجیبی اتهام پولشوئی در ایران را تائید و به نقش برخی نهادها در آن اشاره کردند که وقتی هزاران میلیارد تومان گردش پولشوئی دارند، دهها میلیارد هزینه برای کار تبلیغاتی علیه سی افت تی و غیره خیلی عجیب نیست. این ادعا ضمن اینکه تهمت زننده ای به منتقدین است، در حالی بیان می شود که مدتهاست دولت های ضدایرانی با همین اتهام به دنبال تحریم مضاعف جمهوری اسلامی اند. هرچند این اظهارات اگر درست باشد که نیست، ابتدا انگشت اتهام را سمت خود دولت می برد؛ ولی از این مهمتر یک سوال ساده است و آن اینکه؛ این ادعا در چنین شرایطی چه آثاری بر کشور تحمیل می کند؟ این کشور و مردم چرا باید برای این سطح ناشی گری دیپلماتیک هزینه دهند؟ اظهارات آقای دیپلماتیک را در گذشته هم مرور کنید؛ هر انسان با خردی و در هر سطحی از شناختی، متوجه است که در مواجهه با رقیب نباید اظهار ضعف کرد؛ چه رسد که در شرایط جنگی و در صحنه مبارزه با دشمن باشیم. وزیر محترم خارجه چندی پیش اعتراف کردند که در ماجرای برجام اشتباه کردند به وعده های شفاهی جان کری اعتماد کردند. تاریخ درباره این سطح از اشتباه چه قضاوتی خواهد کرد؟ این آقای ظریف همان است که در ابتدای مذاکرات هسته ای گفت آمریکا از چهارتا تانک و موشک ما نمی ترسد و ادامه داد:" آيا شما فکر کرده‌ايد آمريکا که با يک بمبش می‌تواند تمام سيستم‌های نظامی ما را از کار بيندازد، از سيستم نظامی ما می‌ترسد؟" تعابیری که چندی بعد مورد انتقاد رهبر انقلاب قرار گرفت و فرمودند خوبست برای برخی مسئولین تورهای علمی و نظامی برگذار شود. بگذریم از اینکه در همان ایام مذاکره، رئیس جمهور محترم با صدای بلند گفتند خزانه کشور خالی است. همه فخرفروشی آقایان به قدرت دیپلماتیکی و توان مذاکراتی شان در همین سطح است؟ این اظهارات آقای ظریف را بگذارید کنار سخنان وی در اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا که مذاکرات را با تحولات سیاسی در داخل ایران پیوند زده بود که اگر مذاکرات پیش نرود اصلاح طلبان به مجلس راه نمی یابند. یا اینکه در اوج اختلاف ایران و عربستان، برای پادشاه پیام تبریک می فرستد ویا می گوید ایران و عربستان برادرند و اختلافات موجود، ناشی از اختلاف روایت هاست. آقای ظریف همانست که در ماجرای تعدی امارات به جزایر سه گانه، می گوید حاضریم سر مالکیت ابوموسی هم مذاکره کنیم. سوال اصلی این است که این سطح از اظهارات ناشیانه و ضدملی، با کدام معیار دیپلماتیک قابل توجیه است؟ چطور این سخنان را تحلیل کنیم؟ خود آقای ظریف راهنمائی کنند. در بهترین حالت و با تسامح، ما گرفتار مدیرانی هستیم که به جهت اعتقادی و اخلاقی با کمترین تهدیدی چنان دچار ترس و و نفس تنگی ناشی از تهدید دشمن می شوند که توان تحلیل مسائل ساده را هم از کف می دهند؛ و البته این برداشت بهترین گمانه زنی است. خاصه وقتی که مشاهده می شود آقای ظریف چند هفته پیش همین جنس اتهامات و سخنان را در جلسه غیرعلنی با مدیران رسانه ها مطرح کرده بودند. @mahdian_mohsen
❤️راز دعای رسول ترک در حق حاج اکبرناظم یک بیت قدیمی هست که خیلی از مداح ها خواندند و احتمالن شما هم شنیدید و آشنائید. خدا رحمت کنه را؛ این غزل را با این مطلع زیاد می خواند: " سودا زده طره جانانه ام امشب..." هم می گفت از اشعار دوره جوانی ام همین یک بیت را به خاطر دارم. اما این بیت یک داستان جالب هم دارد. یک روز مرحوم با ناخوشی از کوچه ای گذر می کرد که او را می بیند. رسول از حال غمین حاج اکبر می پرسد و او می گوید فلان جا وعده کردم منبر روم و روضه بخوانم اما گرفتار بیماری شدم و شرایطش را ندارم. رسول دست روی شانه حاج اکبر گذاشته و همین بیت را می خواند: "سودا زده طره جانانه ام امشب...زنجیر بیارید که دیوانه ام امشب..." بی درنگ صدای حاج اکبر باز می شود و باقی ماجرا... این بیت از غزل شمس العرفا، استاد است. شاعری که گفته می شود استاد در شعر علی "ای همای رحمت..." به استقبال از شعر او رفته است. اما یک نکته درین بیت نهفته است که اگر از مفتون نبود شاید توجهی نمی کردم. یعنی چی؟ طره، چند تار موی سیاهی است که روی پیشانی ریخته می شود و بسیار چهره معشوق را زیبا می کند. طره در ادبیات عرفانی با و متفاوت است. زلف یا نماد کثرات و ماسوی الله است و یا تجلی ذات به صفات جلالی الهی. گیسو نماد ریسمان و حبل الله است. اما طره و موی پریشان روی پیشانی، تجلی ذات به صفات جمالی است. سودا زده طره جانانه، یعنی شیدا و جنون زده و فانی در زیبایی معشوق و صفات جمالی الهی. همه این مقدمه را گفتم برای همین یک نکته؛ دعای رسول ترک در حق حاج اکبرناظم در توجه دادن به زیبایی ها و نعمات این عالم است که راس همه آنها نیز نعمت اهل بیت است که: "عالم اسیر طره جانانه علیست...." برای استجابت دعا لازم نیست حتمن مستجاب الدعوه باشیم. قصه رسول ترک و هزارن قصه شبیه بدان هم خیلی عجیب نیست. سرِّ این استجابت در رعایت قواعد دعاست. دیدن زیبایی و نعمات و شاکری و بعد از آن، درخواست و تقاضا. 🙏دعای اجتماعی این روزهای ما نیز، بی توجه به نعماتی که پیرامون ماست، به عرش نخواهد رسید. @mahdian_mohsen
عیدتان مبارک❤️ @mahdian_mohsen
بزرگترین چالش این روزهای جمهوری اسلامی است. در برنامه ی در شبکه چهارم سیما به این موضوع پرداختم. @mahdian_mohsen