eitaa logo
کودک و نوجوان مهدیه‌کرج
433 دنبال‌کننده
964 عکس
661 ویدیو
9 فایل
کانال کودک و نوجوان مهدیه‌کرج «مرجع انتشار محتوا و مراسم های کودک و نوجوان »
مشاهده در ایتا
دانلود
خاطره اول: با او دست می دادم سعید امروز هم مثل هر دوشنبه به سالن ورزشی رفت تا با دوستاش فوتبال بازی کنه. 🏃 وقتی لباس ورزشی ش رو پوشید با تک تک دوستاش دست داد. 🤝 این عادت همیشگی سعیده که هنگام سلام و علیک با دوستاش با اونا دست میده. 🤝 سعید که با دوستاش دست میده من هم باهاش دست میدادم. 💖 بله من هم با اون دست میدادم. 💖 وقتی دو نفر با هم دست میدن من خیلی محبت آمیز نگاهشون میکنم و گناهاشون را می بخشم.🌺 دستم رو هم بین دستای اونا می‌برم و با یکیشون دست می دم. 😍 میدونید با کدوم یکی از اونا؟ 🤔 با اون کسی که دوستش را بیشتر دوست داره. 🥰 📚 برگرفته از کتاب خاطرات خدا ✍ غلامرضا حیدری ابهر 🎈 💠کانال کودک و نوجوان مهدیه کرج 🆔️@mahdiekaraj_nojavan
خاطره دوم: آتش و آتش‌نشان‌ها امروز در وسط شهر یک ساختمان ده طبقه آتش گرفت.😳 ساکنان ساختمان از آن بیرون دویدند و خودشان را به کوچه رساندند.😔 چند دقیقه بعد ‌آتش‌نشان‌ها آمدند و خیلی زود آتش را خاموش کردند.😊 اگر آنها نمی‌آمدند یا دیر می‌آمدند کل ساختمان در آتش می‌سوخت.😱 به پاداش این کار خوبشان من همه گناهان آنها را بخشیدم، انگار نه انگار که قبلاً گناهی کرده‌اند.🥰 البته این پاداش فقط مخصوص این آتش‌نشان‌ها نیست.😉 هر کس دیگری هم که آتشی را خاموش کند و خطر آن را از مسلمانان دور سازد من گناهانش را می‌بخشم.😍 📚 برگرفته از کتاب خاطرات خدا ✍ غلامرضا حیدری ابهر 🎈 💠کانال کودک و نوجوان مهدیه کرج 🆔️@mahdiekaraj_nojavan
خاطره سوم: خوش اومدی زهرا جان دختر عموی زینب امروز به دیدن اون رفت😍 زینب خیلی گرم و صمیمی از دخترعموش استقبال کرد🥰 اون مهمونش رو صمیمانه بغل گرفت و بوسید و گفت خوش اومدی زهرا جون، خوش اومدی😘 زهرا از خوش آمدگویی محترمانه زینب خیلی خوشحال شد😀 منم از خوش آمدگویی زینب خوشم اومد و ثواب زیادی بهش دادم💖 وقتی یک مسلمان خوش‌آمد میگه من در نامه عملش می نویسم: 🌺" یک خوش‌آمد‌گویی تا روز قیامت"🌺 یعنی انگار اون تا روز قیامت به دوستش خوش‌آمد میگه و من هم باید تندتند به اون ثواب بدهم.😊 📚 برگرفته از کتاب خاطرات خدا ✍ غلامرضا حیدری ابهر 🎈 💠کانال کودک و نوجوان مهدیه کرج 🆔️@mahdiekaraj_nojavan
خاطره چهارم: آمین آمین امیرحسین امروز با خانواده‌اش به زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) رفت. او در آنجا هم برای خودش دعا کرد و هم برای دوستش مسعود دعا کرد هنگام دعا برای مسعود گفت: خدایا به مسعود کمک کن که درسهاش را بهتر یاد بگیره. کمکش کن که ریاضی رو راحت تر بفهمه. خدایا مسعود پسر خوبیه کمکش کن که به آرزوهایش برسه. » همون موقع من فرشته‌ای را مأمور کردم که برای این دعاهای امیرحسین آمین بگه. هرکس پشت سر مسلمانی دعا کنه من فرشته ای را میفرستم که میگه: « آمین آمین، هر دعایی که برای دوستت میکنی برای خودت هم برآورده شود. » 📚 برگرفته از کتاب خاطرات خدا ✍ غلامرضا حیدری ابهر 🎈 💠کانال کودک و نوجوان مهدیه کرج 🆔️@mahdiekaraj_nojavan
خاطره پنجم: نوبت من مال تو علی امروز به نونوایی رفت تا دوتا نون سنگک بخره.🥪 دوستش فرهاد هم اومد و پشت علی توی صف ایستاد.🌸 فرهاد به علی گفت: سلام علی! ببخشید ما می خواهیم بریم مهمونی، برای همین من باید زودتر به خونه برگردم. نوبتت رو بهم میدی که نون بخرم و برم؟☺️ علی گفت سلام فرهاد! عیبی نداره، نوبت من مال تو.😊 بعد هم جاش رو به فرهاد داد. فرهاد خیلی خوشحال شد و نونش رو خرید و با عجله به خونه برگشت.😄 علی کار بسیار خوب و پسندیده‌ای انجام داد. اون برادر مسلمون خودش رو شاد کرد که خیلی ثواب داره.💖 من کار خوب علی رو بی‌جواب نمی گذارم. همونطور که اون فرهاد رو شاد کرد، من دیر یا زود اونو شاد می کنم.😍 این یکی از قانونهای مهم من هست؛ هرکس مسامونی رو خوشحال کنه من هم یک‌جوری اونو خوشحال می کنم.🥰 📚 برگرفته از کتاب خاطرات خدا ✍ غلامرضا حیدری ابهر 🎈 💠کانال کودک و نوجوان مهدیه کرج 🆔️@mahdiekaraj_nojavan