❤️سلام همراهان عزیز❤️
✨انگشت مبارکتون رو روی لینک زیر بزنید!
ببینید چی روزیتون میشه😊🌺👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1481441408C1fabd9c502
https://eitaa.com/joinchat/1481441408C1fabd9c502
هدایت شده از امام مهدی منتظر ماست...
◀️کانال "سیاست مهدوی"
◀️ دومین کانال "امام مهدی منتظر ماست"
🌐🌐مهم ترین اخبار ایران و جهان را در این کانال پی گیری فرمایید👇👇
http://eitaa.com/joinchat/1206386698Cf27adcfefb
📚نه مدرک و سطح تحصیلات مرا آرام می کند...
🏢 نه سکنی گزیدن در بالا و پائین شهر!...
✨✨تنها افتخار و مایه ی سربلندی من در این دنیا، همین است که تو «مولا»یم هستی!...
💔سلام...دلم برایت تنگ شده!...
زود برگرد!...
#سلام
#دلنوشته_مهدوی
#امام_زمان
@mahdimontazeremast
🌷امام مهدی شناسی ۱۲۵۶🌷
🌸احسان به ما
💠احسان امام زمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - به ما نحوههای گوناگون دارد که قسمتی از آنها را بعد از این اشاره خواهیم کرد، ان شاء اللَّه تعالی.
💠و از جمله آنها دعا کردن آن حضرت در حقّ ما و دفع شرّ دشمنان و برطرف ساختن محنتها و … میباشد.
💠خداوند متعال میفرماید: «هَلْ جَزآءُ الإِحْسانِ إِلاَّ الإِحْسانُ» آیا پاداش احسان جز احسان است.
💠البته احسان به حکم عقل و شرع و فطرت انسانی، انگیزه دعا کردن است که:
أحسن إلی الناس تستعبد قلوبهم
فطا لما استعبد الإنسان إحسان
به مردم احسان کن که دل هایشان را به بند خواهی کشید و بسیار میشود که احسان، انسان را به بردگی میکشاند.
🌸اباحه [و اجازه تصرّف در] حقوقی که از آن حضرت علیه السلام در دست ما است.
💠روایتی است که در کافی از مسمع از امام صادق علیه السلام که ضمن حدیثی طولانی آمده، امام صادق علیه السلام فرمود: ای ابویسار! به تحقیق که تمام زمین برای ما است و هر چه خداوند از آن برآرد، همه از برای ما است .
💠ابویسار - میگوید: به آن حضرت عرض کردم: پس همه مال را برای شما بیاورم؟ فرمود: ای ابویسار! البته ما آن را بر تو حلال کردیم و مباح گردانیدیم، پس مال خودت را برگیر و هر آنچه از زمین در دست شیعیان ما هست بر آنها حلال است تا هنگامی که قائم ما بپاخیزد و مالیات آن را از آنان بگیرد و زمین را در دست ایشان واگذارد. امّا آنچه در دست غیر شیعیان است هر سودی که از آن ببرند بر آنها حرام است و هنگامی که قائم ما بپاخیزد زمین را از دستشان بگیرد و آنها را به خواری از آن بیرون راند.
✍محمد تقی موسوی
#مهدی_شناسی
#قسمت_1256
#امام_زمان
@mahdimontazeremast
💔زخمی به جگر داشت
و در تب می سوخت...
💔از داغ برادرش
مرتب می سوخت
🥀هر جا که سرِ
درد دلش وا می شد
🥀می گفت امان از
دل زينب می سوخت...
🌾وفات شهادت گونه ی #حضرت_معصومه سلام الله علیها تسلیت باد...
#امام_زمان
@mahdimontazeremast
~id➜|•@mola113•|↰_۲۰۲۱_۱۱_۱۵_۲۱_۰۹_۰۲_۴۶۴.mp3
5.63M
🥀شال عزاتو بردار بیا به قم که دیره
نذار غریبه زیر تابوتمو بگیره...
#امیر_کرمانشاهی
#حضرت_معصومه سلام الله علیها
#امام_زمان
@mahdimontazeremast
nf00627230-1.mp3
2.03M
🌍این پیام را جهانی کنید!
◀️ماجرای نامۀ جالب دختر دانشجو بعد از زیارت #حضرت_معصومه سلام الله علیها
#امام_زمان
@mahdimontazeremast
14.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏪ منجی زمانی ظهور میکند که مردم به بنبست ایدئولوژیک میخورند...
#استاد_رائفی_پور
#اضطرار_فرج
#آخرالزمان
#امام_زمان
#سخنرانی_کوتاه
@mahdimontazeremast
❤️سلام امام مهربانم
🥀با شرمندگی تمام مینویسم:دردت به جانم…
🥀 دردت به تمام لحظاتی که باید با اسم و یادت میرفت و نشد…
🥀دردت به تمام جانم آقای دلتنگ صبور…بجای همه لحظه هایی که گفتم یادت میکنم اما؛نشد…
🥀عمرم نذر لحظه های تنهاییت آقا….کم است در برابر لحظه های شب های آه و اشکت...
💔 اما کوتاه میگویم:دردت به جان و عمرم برای کمی از دردهایت… قشنگ است؛
💔دردت به جانم اقای مهربانم از طرف بنده ی مانع ظهورت…
✍ف،موسویان اصل
#سلام
#دلنوشته_مهدوی
#امام_زمان
@mahdimontazeremast
🌷امام مهدی شناسی ۱۲۵۷🌷
🌿دادرسی ستمدیدگان شیعیان
💠در توقیعی که آن حضرت به شیخ مفید نوشته اند،آمده:ما نظر خود را از شما برنمی گیریم [که به حال خود وا بمانید] و فراموشتان نمی کنیم،اگر چنین نبود گرفتاریها شما را از پای میانداخت و دشمنان،شما را از بین میبردند.
💠خوش دارم که در اینجا جریانی را بیاورم که عالم فاضل ربّانی حاج میرزا حسین نوری-که خداوند بر نور و درجه اش در آخرت بیفزاید-در کتاب جنّة المأوی در بیان کسانی که سعادت دیدار حضرت حجّت یا دیدن معجزات حضرتش در غیبت کبری نصیبشان شده، آورده است.
💠میرزا حسین نوری میگوید:عالم جلیل و دانشمند بزرگوار،مجمع الفضائل والفواضل الصفیّ الوفیّ شیخ علی رشتی که عالمی نیکوکار و زاهدی پرهیزکار از شاگردان سیّد سند و استاد اعظم حجة الاسلام میرزای بزرگ شیرازی بود و چون مردم نواحی فارس مکرر شکایت و گلایه داشتند از این که عالم و روحانی کاملی ندارند، میرزای شیرازی ایشان را بدانجا فرستاد و پیوسته در میان آنها با کمال احترام زندگی کرد تا وفات یافت،من با او در سفر و حضر مصاحبت داشته ام، کم تر کسی را در اخلاق و فضل نظیرش دیده ام.
💠وی گفت:در یکی از سفرها که از زیارت حضرت ابی عبد اللَّه به سوی نجف اشرف از راه فرات باز میگشتم،در کشتی کوچکی که بین کربلا و طویریج بود سوار شدم،از طویریج راه حلّه و نجف جدا میشود،مسافرین که همه اهل حلّه بودند به بازیگری و بیعاری و مزاح مشغول شدند،به جز یک نفر که با این که با ایشان بود،احیاناً همسفرها بر مذهب او خرده میگرفتند و او را سرزنش میکردند،با کمال متانت نشسته بود و هیچ شوخی نمیکرد و نمیخندید.
💠از این وضع در تعجب بودم تا این که به جایی رسیدیم که آب کم بود و ناچار صاحب کشتی ما را بیرون فرستاد.در کنار نهر که میرفتیم،به طور اتّفاقی با آن شخص همراه شدم،از او پرسیدم:علت کناره گیری اش از وضع همسفریها و خرده گیری آنها در مذهب او چیست؟ گفت:اینها از اهل سنّت و خویشاوند منند. پدرم نیز از ایشان است،ولی مادرم از اهل ایمان.من نیز مذهب آنها را داشتم و به برکت حضرت حجّت صاحب الزمان-عج-شیعه شدم.از علّت و نحوه تشیع او سؤال کردم،جواب داد:اسم من یاقوت و شغلم روغن فروشی کنار پل حلّه است.در یکی از سالها برای خریدن روغن از شهر حلّه بیرون رفتم تا از صحرانشینان روغن وارد کنم. چند منزل رفتم تا آنچه میخواستم خریدم و به اتفاق عدّه ای از اهالی حلّه بازگشتم.در یکی از منزلها که فرود آمدیم و خوابیدیم،وقتی بیدار شدم،دیدم همه رفته اند و من در صحرای بی آب و علفی که درندگان زیادی هم داشت تنها مانده ام، از آنجا تا نزدیک ترین آبادی چند فرسنگ راه بود.
💠برخاستم و به راه افتادم،ولی راه را گم کردم و متحیر ماندم.از طرف دیگر از تشنگی و درندگان ترسان بودم.درمانده شدم و در آن حال به خلفا و مشایخ استغاثه کردم و از آنها کمک و شفاعت خواستم تا خداوند برایم فرج کند،ولی نتیجه ای نداد.
💠با خود گفتم:از مادرم شنیدهام که میگفت:ما امام زنده ای داریم که کنیه اش اباصالح است،به فریاد گم شدگان میرسد و درماندگان و ضعیفان را کمک میکند،با خداوند پیمان بستم که به او پناهنده شوم اگر نجاتم داد به مذهب مادرم درآیم.پس او را صدا کردم و استغاثه نمودم که یک مرتبه کسی را دیدم عمامه سبزی بر سر داشت مانند این -و به علفهای کنار نهر اشاره کرد-با من راه میرود،به من دستور داد که به مذهب مادرم درآیم و کلماتی فرمود(که مؤلف کتاب آنها را فراموش کرده است).و فرمود:به زودی به آبادی ای میرسی که آنجا همه شیعه هستند.گفتم: ای آقای من! شما با من به آن آبادی تشریف نمی آورید؟فرمود:نه،چون هزار نفر در اطراف بلاد به من پناهنده شده اند،میخواهم آنان را خلاص کنم.سپس از نظرم غایب شد.کمی راه رفتم به آن آبادی رسیدم،مسافت زیادی تا آنجا بود که همسفر هایم روز بعد به آنجا رسیدند، از آنجا به حلّه برگشتم و به نزد سید الفقهاء سید مهدی قزوینی-که قبرش پرنور باد -رفتم، جریان خودم را با او در میان گذاشتم و از او احکام و مسائل دینی را آموختم، و از او پرسیدم: به چه عملی میشود بار دیگر آن حضرت را ببینم؟فرمود:چهل شب جمعه به زیارت امام حسین برو. من هم شبهای جمعه به زیارت حضرت سیّد الشهداء میرفتم.یک نوبت از چهل بار باقی مانده بود،روز پنج شنبه از حلّه به کربلا رفتم،ولی وقتی به دروازه شهر رسیدم،دیدم مأمورین ظالم از مردم گذرنامه میخواهند؛و خیلی هم سخت میگیرند.من نه گذرنامه داشتم و نه قیمت آن را.چند بار خواستم به طور قاچاق از جمعیت بگذرم،ولی نشد.در همین اثنا حضرت صاحب الامر را دیدم که در لباس طلبههای ایرانی با عمامه سفیدی بر سر داخل شهر است،به او استغاثه کردم و کمک خواستم؛بیرون آمد و مرا همراه خود داخل شهر کرد.و دیگر او را ندیدم و با حسرت و تأسف بر فراقش ماندم.
📚ویژگی های امام زمان
#مهدی_شناسی
#قسمت_1257
@mahdimontazeremast