eitaa logo
محبان المهدی 1 (کانال عمومی)
2.1هزار دنبال‌کننده
41.3هزار عکس
40.1هزار ویدیو
471 فایل
سلام ،محضرکاربران بزرگوار،عرضه می دارم که به لطف الهی وبا مساعدت وهمکاری شماعزیزان گروه محبان المهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ایجاد گردید.دراین گروه مطالب ارزنده ،مفیدوکاربردی درکلیه زمینه ها : فرهنگی،اقتصادی،اجتماعی،سیاسی،وورزشی ارائه خواهد شد.
مشاهده در ایتا
دانلود
🛑 جواد خیابانی گزارشگر دربی پایتخت شد 🔹تیم‌های فوتبال استقلال و پرسپولیس از ساعت ۱۷:۳۰ امروز در چارچوب هفته دوازدهم لیگ برتر به مصاف یکدیگر می‌روند که گزارش این دیدار برعهده جواد خیابانی خواهد بود. 🕌🇮🇷
🛑 قوه قضائیه با افراد شاخص مدارا کرد سخنگوی قوه قضائیه: 🔹اگر بر احکام قطعی و لازم الاجرا دادگاه‌های صالحه کسی بحثی دارد و نقدی دارد، بارها گفتیم که شنونده نقد منصفانه هستیم. 🔹اگر نگاه بحث تشویش اذهان عمومی باشد و به صورت غیر مستند و مستدل نسبت به اجرای احکام صدور بگیرد، ظلم به دستگاه قضائی و ظلم به قانون است و قطعاً ما نمی‌پذیریم کسی بدون پشتوانه مطالبی را بیان کند. 🔹قوه قضائیه در رابطه با افراد شاخصی که تشویش اذهان عمومی کردند مدارا کرد اما نظم جامعه را اینها مختل کردند که قابل پذیریش نیست‌. 🕌🇮🇷
🛑 همه مقاطع تحصیلی و دانشگاه‌های تهران در روز چهارشنبه غیرحضوری شد 🔹بر اساس مصوبات کارگروه اضطرار آلودگی هوا، همه مقاطع تحصیلی در استان‌ تهران به استثنا شهرستان‌های پردیس، دماوند و فیروزکوه در روز چهارشنبه ۳۰ آذر غیرحضوری شد. 🕌🇮🇷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از علی محمد خزایی
شب سردی بود... زن بيرون ميوه‌فروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مى‌خريدند .  شاگرد ميوه‌فروش ، تُند تُند پاكت‌هاى ميوه را داخل ماشين مشترى‌ها مى‌گذاشت و انعام مى‌گرفت . زن با خودش فكر مى‌كرد چه مى‌شد او هم مى‌توانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديك‌تر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوه‌هاى خراب و گنديده داخلش بود . با خودش گفت : «چه خوبه سالم‌ترهاشو ببرم خونه . » مى‌توانست قسمت‌هاى خراب ميوه‌ها را جدا كند و بقيه را به بچه‌هايش بدهد... هم اسراف نمى‌شد و هم بچه‌هايش شاد مى‌شدند . برق خوشحالى در چشمانش دويد... ديگر سردش نبود! زن رفت جلو ، نشست پاى جعبه ميوه . تا دستش را برد داخل جعبه ، شاگرد ميوه‌فروش گفت : « دست نزن ننه ! بلند شو و برو دنبال كارت ! » زن زود بلند شد ، خجالت كشيد . چند تا از مشترى‌ها نگاهش كردند . صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد... راهش را كشيد و رفت. چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد : «مادرجان ، مادرجان ! » زن ايستاد ، برگشت و به آن زن نگاه كرد . زن لبخندى زد و به او گفت : « اينارو براى شما گرفتم . » سه تا  پلاستيك دستش بود ، پُر از ميوه ؛ موز ، پرتقال و انار . زن گفت : دستت درد نكنه ، اما من مستحق نيستم . زن گفت : « اما من مستحقم مادر . من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم‌نوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسان‌ها و احترام گذاشتن به همه آنها بى‌هيچ توقعى . اگه اينارو نگيرى ، دلمو شكستى . جون بچه‌هات بگير . » زن منتظر جواب زن نماند ، ميوه‌ها را داد دست زن و سريع دور شد... زن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مى‌كرد . قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود ، غلتيد روى صورتش . دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت : « پيرشى !... خير ببينى...» هيچ ورزشى براى قلب ، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست پیشاپیش یلدای مهربانی که نماد خانواده دوستی و عشق ورزیدن به هم نوع است را شادباش میگوییم . یلدای امسال در هنگام خرید میوه سهم تنگدستان آبرومند را فراموش نکنیم . ─┅─═इई 🍁🍂🍁ईइ═─┅─
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
 🍭🍬 ✍️ شب یلدا، شب شعر، شب حافظ شب شور شب یلدا، شب سرد، شب طولانی اما بی‌درد شب یلدا، شب خرمالو، هندونه و خیار سبز شب یلدا، کوچیکا و بزرگترا زیر یک سقف شب یلدا، شب فال، فال حافظ، فال حال شب یلدا، شیشه‌ها بخار دارن کرسیا گرما دارن شب یلدا، شب آجیل، شب فندق و بسته‌های دربسته و بادومای تلخ شب یلدا، شب قصه‌های مادربزرگ و پدربزرگ شب یلدا، شب انار دون‌کرده و گلپر و دلار سبز شب یلدا، شده حالا تلویزیون و دی‌وی‌دی و ماهواره‌ها شب یلدا، همه از هم سوا شدن شب یلدا، به‌جای بابابزرگ و مادربزرگ یه‌ور سفره کامل جا شده تلویزیون صفحه تخت شب یلدا اگه بود، شب یلدای قدیم زیر کرسی فال حافظ مجمع میوه و خنده و آجیل یادش بخیر شب یلدا، اگه شد، منو بیدار نکنید شب یلدا ز راه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره        بگیر ای دوست! از غمهـــــــا کناره شب شادی وشـــور و مهربانی است        زمـــــــان همدلی و همزبانی است در آن دیدارهــــــــــــا تا تـــــــــازه گردد        محبت نیـــــــــــــــز بی اندازه گـردد به هرجا محفلی گرم و صمیمی است      که مهمانی درآن رسمی قدیمی است به دور هم تمـــــــــــام اهــــــل فامیل         شده بر پا بســــاط میــــوه – آجیل ز خـــوردن خوردنِ این شـــــــــام چلّه         شود مهمان حسابی چاق و چلّه!! همــــــــــه با انتظاری عاشقــــــــــانه         نظـــــــر دارند ســـــــــوی هندوانه! نشسته با تفاخـــــــــر  تــوی سینی          کنارش چاقـــــــــــویی را هم ببینی چو گــــــــردد قــاچ قــــاچ آن هندوانه          شود آب از لب و لوچـــــــــــه روانه! بســــــاط خنده و شادی فراهـــــــــم         اس ام اس می رسد پشت سر هم جوانان آن طرف تـــر  جـــــــوک بگویند         دل از گرد و غبــــــار غـــــم بشویند کسی را گـــر صدایی نیم دانگ است         در این محفل پی تولید بانگ است!! زند بــــــــا “ای دل ای دل”  زیـــــر آواز         ز بعد آن  “هاهاها”یی کند ســـــاز! ببندد چشــــــــم و جنباند ســـرش را         بخواند شعـــــــــــــرهای از برش را! چنین با شور و نغمه – شعر و دستان        خرامان می رســــــد از ره زمستان شمردم مــــن ز چلّــــــــه تا به نـــوروز        نمانده هیچ؛ جز  هشتاد و نه روز ! کنـــــون معکــــــــــوس بشمارید یاران        که در راه است فصل نو بهاران.... 🌼https://eitaa.com/mahdixxv
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا