eitaa logo
پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی
888 دنبال‌کننده
254 عکس
3 ویدیو
32 فایل
کانال رسمی پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی نشانی: ایران، تهران، خیابان حافظ، خیابان رودسر شرقی، شماره ۷، پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت؛ پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی ۰۲۱۸۸۹۱۷۹۴۴ ارتباط با ادمین: @fadaiyani
مشاهده در ایتا
دانلود
از مغول تا امروز؛ چرا هیچ تهدیدی نتوانست ایران را بشکند؟ ✍️علیرضا نعمتی 🔸ایران را تاریخ‌پژوهان کلاسیک غربی و شرقی بارها و بارها مورد مطالعه قرار داده‌اند، و یکی از پرسش‌های تکرارشونده این است که چگونه سرزمینی که بارها مورد هجوم قرار گرفته و حتی پایتخت‌هایش ویران شده‌اند، هنوز نه‌تنها موجودیت خود را حفظ کرده، بلکه بازسازی شده و حتی به قدرتی مؤثر تبدیل شده است؟ پاسخ را باید در تاریخی ایران جست‌وجو کرد. 🔹در ماجرای حمله مغول ها که برخی از منابع از جمله تاریخ کمبریج آن را با مرگ میلیون ها نفر تخمین زده اند، میزان تلفات بسیار بالا بوده است. اما تحلیل‌های تاریخی نشان می‌دهد که پس از این مرحله از تخریب، ایرانیان نه فروپاشیدند بلکه روند بازسازی نهادی و اجتماعی را کلید زدند. 🔸تجربه طولانی چند دهه‌ی اشغال مغول و سپس حکومت ایلخانیان باعث شد که دست‌اندرکاران ایرانی رویه‌های جدیدی را برای اداره‌ی جامعه طراحی کنند، کارگزاران خود را در ساختارهای قدرت بگنجانند و نهایتاً سازوکارهای قدرت را بازتعریف کنند تا نه فقط بازسازی شوند، بلکه از متن خرابی به یکی از مراکز فرهنگی و اقتصادی منطقه تبدیل شوند. 🔹در این دوره در واقع مغول ها ایرانیزه شدند نه ایران متاثر از آنها.این موضوع را برخی مورخان معاصر به‌عنوان «تجدید بنا پس از ویرانی» توصیف می‌کنند؛ نه صرفاً حفظ بقای اجتماعی، بلکه بازنشانی سیستم‌های حکومتی، فرهنگی و اقتصادی در یک بستر جدید. 🔸در بزنگاه دیگر ایران که در جریان ورود مسلمانان مورد هجمه قرار گرفت، اما این فتح موجبات بازتعریف و اتفاقا و فرهنگی ایران و در نهایت خدمات متقابل ایران و اسلام گردید. تا جایی که برنارد لوئیس می گوید: ایران واقعا اسلامی شد، ولی عرب نشد. ایرانیان همچنان ایرانی ماندند و سپس عنصری جدید و متمایز در اسلام ایجاد کردند. 🔹اگر حمله و فتح به معنای سلطه‌ی مطلق و اراده‌ی غالب فتح‌گران بود، آنچه در ایران رخ داد ادغام ساختارشکنانه و بازخوانی فرهنگی بود و به‌جای حذف هویت، در متن جدید اسلامی غنی‌تر شد. این روندی است که ایرانیان در موقعیت تهدید هویت خود را بازآفرینی کردند. 🔸شاید بزنگاه دیگر را بتوان جنگ ایران و عراق دانست که همه ناظران ایران را تسلیم ساعات اولیه دانستند اما در نهایت ایران دفاع کرد، حماسه ها ساخت، خود کفایی نظامی ایجاد کرد و در نهایت بازدارندگی و تبدیل به قدرت منطقه ای گردید. برخی از تحلیل ها حتی از این دوره به‌عنوان نمونه‌ای از بازسازی قدرت پس از شوک بزرگ خارجی یاد می‌کنند. 🔹آنچه تاریخ به روشنی نشان می‌دهد این است که ایران هر بار که در معرض تهدید قرار گرفته توانسته است سازوکارهای بقا، بازسازی و حتی گسترش قدرت را فعال کند و از نظام اجتماعی و فرهنگی خود به‌عنوان بستری برای مشترک سود ببرد و نتیجتاً ، تهدید برای ایران به نقطه‌ی آغاز پویش‌های بازسازی و انسجام داخلی تبدیل شده است. 🔸این را می توان به مکتب فرصت در تاریخ سیاسی و فرهنگی ایران نامگذاری کرد، مکتبی که نه تنها از تهدیدها فرو نمی پاشد، بلکه نهایت فرصت را در بازی قدرت داشته و دارد. به نظر می رسد در شرایط فعلی نیز معادلات منطقه‌ای در حال تغییر است و ایران با توجه به حکمرانی خود در تنگه هرمز، ظرفیت های داخلی و انسجام ایجاد شده، قدرت موشکی و مقابله با دو قدرت نظامی دنیا، می‌تواند به یک قدرت بزرگ‌تر تبدیل شود. 🔹طیف های گسترده ای از تحلیل گران غربی تاکنون به جهت راهبردی معادله را متفاوت از روایت ترامپ می فهمند و تهدیدات خارجی نه تنها ایران را تضعیف نکرده بلکه باعث تقویت داخلی و قدرت بازدارندگی شده است. 🔸در آینده، ایران با تبدیل بحران به فرصت و گسترش همبستگی ملی، به ایرانی دیگر تبدیل خواهد شد؛ کشوری با قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی قوی‌تر که معادلات منطقه را به نفع خود بازتعریف خواهد کرد. 🔻مکتب فرصت‌محوری ایران باید به دانش‌آموزان، مدیران، تصمیم‌گیران و بدنه اجتماعی آموزش داده شود تا آن‌ها بتوانند در شرایط بحرانی، تهدیدات را به فرصتی برای تقویت و تبدیل کنند. صدا و سیما می‌تواند با مرور تاریخ ایران و نمایش بزنگاه‌های فرهنگی، سیاسی و امنیتی کشور، این رویکرد را به نسل‌های جدید معرفی کند. این آموزش‌ها باید شامل قدرت بازسازی در بحران‌ها، خودکفایی و تقویت انسجام داخلی باشد تا ایران در مواجهه با چالش‌های آینده، قوی‌تر و متحدتر از همیشه ظاهر شود. 🌐پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی سایت | ایتا | بله | تلگرام
آتش‌بس در نقطه تقاطع 🔸اگر بخواهیم بدون تعارف و اغراق، اخیر را در یک نگاه راهبردی تحلیل کنیم، باید آن را محصول یک تقاطع سخت تصمیم‌گیری بدانیم؛ نقطه‌ای که در آن ملاحظات نظامی، امنیتی، بین‌المللی و حتی ادراکی به هم رسیده‌اند و تصمیم‌گیران را به طراحی مسیری دیگر برای مقابله با دشمن سوق دهند. 🔹در این میان، برخلاف روایت‌های سطحی، تنها دو متغیر کلیدی هم وجود دارد که می‌تواند این آتش‌بس را در سطح راهبردی توجیه‌پذیر کند؛ متغیرهایی که اگر درست فهم نشوند، کل تحلیل به بیراهه خواهد رفت. 1️⃣نخست، ضرورت بازسازی و تجدید قوای نظامی است. جنگ اخیر، صرف‌نظر از دستاوردهای آن، یک واقعیت انکارناپذیر را تثبیت کرد که ورود به فاز درگیری مستقیم، حتی اگر با دست بالا آغاز شود، در صورت تداوم، به فرسایش ظرفیت‌های حیاتی منجر خواهد شد. اینجا مسئله صرفاً تجهیزات نیست، بلکه است؛ چرخه‌ای که شامل فرماندهی، لجستیک، آمادگی عملیاتی، پدافند، و حتی هماهنگی میان نهادهاست. 🔸در چنین شرایطی، توقف درگیری سخت، نه از سر عقب‌نشینی، بلکه از جنس مدیریت زمان برای است. کشوری که نتواند در میانه درگیری، خود را بازسازی کند، حتی در صورت پیروزی‌های مقطعی، در ادامه مسیر زمین‌گیر خواهد شد. ادامه دارد...
...ادامه از قبل 2️⃣اما متغیر دوم، پیچیده‌تر و مهم‌تر است و آن مدیریت صحنه بین‌المللی در لحظه‌ای که امکان اجماع علیه ایران در حال شکل‌گیری بود. آنچه در شورای امنیت در چند شب گذشته با محوریت بحرین رخ داد، در کنار برخی تحولات جهانی و منطقه‌ای، فضا را به سمتی برد که احتمال اجماع بین المللی وجود داشت. در چنین شرایطی، تصمیم‌گیری دیگر صرفاً در میدان جنگ نیست، بلکه در میدان جهانی انجام می‌شود. 3️⃣در کنار این دو متغیر، یک مؤلفه مهم دیگر نیز وجود دارد که کمتر به آن توجه شده است. حمله به زیرساخت‌ها به‌عنوان متغیر تعیین‌کننده در محاسبه هزینه–فایده جنگ. برخلاف جنگ‌های کلاسیک، درگیری اخیر نشان داد که تمرکز دشمن، نه صرفاً بر نیروهای نظامی، بلکه بر زیرساخت‌های حیاتی است؛ انرژی، حمل‌ونقل، ارتباطات و مراکز اقتصادی. این یعنی ادامه جنگ، الزاماً به معنای ادامه درگیری در میدان نظامی نیست و می‌تواند به معنای ورود به یک فاز فرسایشی در عمق کشور باشد. در چنین وضعیتی، آتش‌بس به معنای خروج موقت از این فاز پرهزینه است، نه پایان تقابل. 🔹اما اگر از زاویه‌ای دیگر به این تحولات نگاه کنیم، یک دستاورد مهم و کمتر دیده‌شده نیز قابل شناسایی است؛ دستاوردی که شاید در کوتاه‌مدت به چشم نیاید، اما در بلندمدت، تعیین‌کننده خواهد بود و آن شکسته شدن مانع ذهنی قدرت‌افکنی ایران در تنگه هرمز. 🔸برای سال‌ها، بخشی از فضای تحلیلی کشور، به‌گونه‌ای عمل می‌کرد که هرگونه بحث از «امکان عملیاتی هرمز» را پرهزینه و حتی ناممکن جلوه دهد. این جریان، که گاه با نوعی «» همراه بود، عملاً اجازه نمی‌داد این گزینه در سطح راهبردی به‌طور جدی مورد بررسی قرار گیرد. 🔹نتیجه این رویکرد، حذف یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت ایران از ذهن تصمیم‌گیران بود. اما جنگ اخیر، این مانع ذهنی را شکست. هرمز از یک «فرض نظری» به یک «گزینه عملیاتی قابل تصور» تبدیل شد. همین تغییر، حتی اگر به‌صورت کامل بالفعل نشده باشد، در معادلات آینده اثرگذار خواهد بود. 🔸در سوی مقابل، باید به رفتار دشمن نیز با دقت بیشتری نگاه کرد. آنچه در این دوره رخ داد، نشان داد که الگوی دیپلماسی اجبار که آمریکا به‌ویژه در دوره ترامپ دنبال می‌کند، وارد مرحله جدیدی شده است. در این الگو، تهدید پیش‌دستانه با هدف گرفتن امتیاز، نقش کلیدی دارد. 🔹اما نکته مهم اینجاست که یکی از مهم‌ترین ابزارهای این الگو—یعنی تهدید به حمله نظامی—در این مقطع، کارایی سابق خود را از دست داده است. چرا؟ چون این تهدید، از حالت «فرضی» خارج شد و به «واقعی» تبدیل شد، اما نتیجه‌ای که باید، به دست نیامد. 🔸در فضای قدرت گرفته می شود که وقتی وقتی تهدید اجرا می‌شود و به نتیجه مطلوب نمی‌رسد، به‌طور طبیعی ارزش بازدارندگی خود را از دست می‌دهد. اینجا دیگر بازی تغییر می‌کند و البته ممکن اس تدر ادامه سطح آن بالاتر برود. به بیان دقیق‌تر، وقتی یک ابزار کارایی خود را از دست می‌دهد، ابزار دیگری جایگزین آن می‌شود. در اینجا، به نظر می‌رسد که دشمن در حال حرکت به سمت تهدیدات زیرساختی گسترده‌تر است؛ یعنی جایی که تصور می‌کند می‌تواند با افزایش هزینه‌های داخلی، رفتار ایران را تغییر دهد. 🔹در چنین شرایطی، آتش‌بس را نمی‌توان صرفاً یک «تصمیم تاکتیکی» دانست و باید آن را تنظیم مجدد بازی در یک زمین پیچیده‌تر فهم کرد. زمینی که در آن، هم‌زمان باید بازسازی قدرت انجام شود، صحنه بین‌المللی مدیریت شود، از ورود به فاز فرسایش زیرساختی جلوگیری شود، و در عین حال، دستاوردهای ذهنی و راهبردی مانند «امکان هرمز» حفظ شود. 🔻باید دید در روزهای آینده مذاکرات علی رغم حجم عظیم تردد لجستیکی آمریکا به منطقه و برخی از اظهارات رسانه ای و عیان ترامپ در پشت صحنه به چه شکل و به چه نتیجه ای خواهد انجامید. 🌐پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی سایت | ایتا | بله | تلگرام
بن‌بست در توافق اسلام‌آباد؛ چرا هیچ‌یک از طرفین عقب نمی‌نشیند؟ گذار از مرد دیوانه به معمای زندانی در جنگ رمضان ✍️سید سعید هاشمی نسب 🔸امروز که این یادداشت را می‌نویسم شنبه 23 فروردین، یک روز پس از نشست مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا است. صبح اولین خبری که دیدم کنفرانس خبری آقای ونس معاون رئیس جمهور آمریکا بود که خبر از شکست مذاکرات می‌داد. چنان که در یادداشت‌های اخیر نشان دادم، جنگ اخیر میان ایران و بلوک آمریکا-اسرائیل را نمی‌توان صرفاً در چارچوب الگوهای کلاسیک تقابل نظامی تحلیل کرد. آنچه در این میدان در حال وقوع است، یک بازی پیچیده در بستر ست که در آن، بازیگران نه‌تنها بر سر منافع، بلکه بر سر باورها و تصورات متقابل در حال رقابت‌اند. 🔹در یادداشت‌های قبل چنین بیان شد که کنش بازیگران دو طرف فاز نخست این جنگ با مدل استراتژی مرد دیوانه قابل فهم است اما فاز کنونی بیش از هر چیز به یک معمای زندانی شباهت دارد؛ جایی که حتی بازیگران عقلانی نیز در مسیر تشدید نزاع گرفتار می‌شوند. 🔸در فاز ابتدایی جنگ، هر دو طرف تلاش کردند با ارسال سیگنال‌های پرهزینه، خود را به‌عنوان بازیگری غیرقابل پیش‌بینی معرفی کنند. ایران با نمایش آمادگی برای تحمل هزینه‌های بالا و تهدید به اقدامات نامتقارن، و آمریکا و اسرائیل با نشان دادن اراده برای حمله و حذف بازیگران کلیدی، در حال ساختن تصویری از مرد دیوانه بودند. هدف این استراتژی روشن بود: ایجاد بازدارندگی از طریق ترساندن طرف مقابل از پیامدهای غیرقابل کنترل جنگ. در این چارچوب، مذاکره نه نشانه ضعف، بلکه امتداد میدان جنگ در سطحی دیگر تلقی می‌شد. 🔹اما تداوم این وضعیت، بازی را وارد فاز جدیدی کرده است. جایی که دیگر مسئله صرفاً ترساندن نیست، بلکه اعتماد به مسئله اصلی تبدیل شده است. در این نقطه، ساختار بازی به معمای زندانی تغییر شکل می‌دهد. هر یک از بازیگران با دو گزینه مواجه است: همکاری (کاهش تنش، پذیرش آتش‌بس، یا حرکت به سمت توافق) یا عدم همکاری (تشدید، حمله، افزایش فشار). از منظر نظری، بهترین حالت، زمانی حاصل می‌شود که هر دو طرف به سمت همکاری حرکت کنند. اما مسئله اینجاست که هیچ‌یک نمی‌تواند به نیت طرف مقابل اعتماد کند. ادامه دارد...
...ادامه از قبل 🔸در چنین شرایطی، انتخاب عقلانی کوتاه‌مدت برای هر بازیگر، عدم همکاری است. زیرا اگر یک طرف به سمت مهار حرکت کند و طرف مقابل این اقدام را به‌عنوان ضعف تفسیر کرده و دست به حمله بزند، هزینه‌ای که متحمل می‌شود می‌تواند وجودی باشد. بنابراین، حتی اگر هر دو طرف بدانند که ادامه جنگ به زیان آن‌هاست، باز هم به سمت تشدید حرکت می‌کنند. نتیجه، شکل‌گیری یک تعادل پایدار اما نامطلوب همراه با تداوم جنگ است. 🔹این همان نقطه‌ای است که جنگ از یک انتخاب راهبردی به یک تله راهبردی تبدیل می‌شود. در این تله، بازیگران نه به این دلیل که جنگ را می‌خواهند، بلکه به این دلیل که از پیامدهای توقف یک‌جانبه آن می‌ترسند، به جنگ ادامه می‌دهند. به بیان دیگر، ترس از خیانت طرف مقابل جایگزین ترس از هزینه‌های جنگ می‌شود. 🔸در این میان، نقش استراتژی نیز تغییر می‌کند. اگر در فاز اول، این استراتژی ابزاری برای ایجاد بازدارندگی بود، در فاز جدید می‌تواند به عاملی برای تشدید بحران تبدیل شود. زیرا هرچه یک بازیگر بیشتر بر غیرقابل پیش‌بینی بودن خود تأکید کند، سطح بی‌اعتمادی در بازی افزایش می‌یابد و احتمال حرکت به سمت همکاری کاهش پیدا می‌کند. به همین دلیل، ترکیب هم‌زمان بازی مرد دیوانه در یک بازی معمای زندانی، می‌تواند بازی را به سمت لبه پرتگاه سوق دهد. 🔹در چنین وضعیتی، آتش‌بس نیز دیگر یک راه‌حل پایدار محسوب نمی‌شود، بلکه صرفاً یک وقفه موقت در دل یک بازی تکرارشونده است. هر آتش‌بس، فرصتی برای بازسازی توان و بازتعریف استراتژی‌هاست و به همین دلیل، همواره در معرض نقض قرار دارد. از منظر نظریه بازی‌ها، زمانی که افق آینده نامطمئن باشد و بازیگران به تداوم همکاری اطمینان نداشته باشند، انگیزه‌ای برای پایبندی بلندمدت به توافق شکل نمی‌گیرد. 🔸بنابراین، فهم دور جدید جنگ بدون درک این گذار مفهومی ممکن نیست. ما از مرحله‌ای عبور کرده‌ایم که در آن بازیگران می‌کوشیدند با نمایش دیوانگی، طرف مقابل را مهار کنند؛ و وارد مرحله‌ای شده‌ایم که در آن، به دلیل بی‌اعتمادی ساختاری، هیچ‌یک قادر به توقف بازی نیست. جنگ دیگر صرفاً محصول اراده‌ها نیست، بلکه نتیجه منطقی یک ساختار معیوب از تعامل است. 🔻در نهایت، اگر این تحلیل را بپذیریم، راه خروج از بحران نیز صرفاً در تغییر تصمیمات نیست، بلکه در تغییر ساختار بازی است. تا زمانی که هزینه خیانت یک‌جانبه بالا و امکان راستی‌آزمایی نیت طرف مقابل پایین باشد، بازیگران در همین تعادل نامطلوب باقی خواهند ماند. به بیان دیگر، صلح در چنین میدانی نه با دعوت به عقلانیت، بلکه با بازطراحی قواعد بازی ممکن می‌شود. 🌐پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی سایت | ایتا | بله | تلگرام
شکستن بازی زندانبان؛ چگونه ایران می‌تواند طراحی آمریکا را برهم بزند؟ ✍️سید سعید هاشمی نسب 🔸متعاقب اعلام محاصره دریایی ایران توسط آمریکا در 24 فروردین و تغییر فاز جنگ از به ، سؤال اصلی دیگر این نیست که ایران چگونه با آمریکا مواجه شود؛ بلکه این است که ایران چگونه درون این ساختار طراحی‌شده بازی کند. در این وضعیت، مسئله اصلی برای ایران، نه صرفاً قدرت نظامی، بلکه توانایی در برهم‌زدن منطق بازی است. چرا که در بازی‌ای که قواعد آن توسط طرف مقابل نوشته شده، بهترین حرکت، بازی کردن بهتر نیست، بلکه تغییر دادن خود بازی است. 🔹در چارچوب فعلی، آمریکا تلاش کرده است با قرار دادن سایر بازیگران در موقعیت زندانی، آن‌ها را به سمت همکاری حداقلی با نظم دریایی خود سوق دهد. نتیجه مطلوب واشنگتن، انزوای عملی ایران است؛ نه از طریق اجماع رسمی، بلکه از طریق انتخاب‌های فردی دیگران. هر کشوری که برای کاهش ریسک خود، به این نظم تن می‌دهد، عملاً به تثبیت آن کمک می‌کند. بنابراین، اگر ایران در همین چارچوب باقی بماند، ناگزیر در موقعیت بازنده قرار می‌گیرد، حتی اگر در سطح نظامی بتواند هزینه‌هایی به طرف مقابل تحمیل کند. 🔸در چنین شرایطی، راهبرد ایران باید بر یک اصل کلیدی استوار باشد: تبدیل خود از مسئله به متغیر تعیین‌کننده در محاسبات دیگران. به بیان دیگر، ایران باید کاری کند که سایر بازیگران نتوانند بدون در نظر گرفتن واکنش آن، تصمیم بگیرند. این دقیقاً نقطه‌ای است که بازی زندانی می‌تواند شکسته شود. 1️⃣اولین مسیر، تغییر تابع هزینه برای سایر بازیگران است. در وضعیت فعلی، هزینه همکاری با آمریکا برای بسیاری از کشورها کمتر از هزینه عدم همکاری است. ایران باید این معادله را برهم بزند؛ نه لزوماً از طریق تشدید مستقیم، بلکه از طریق افزایش عدم قطعیت در پیامدهای همکاری. هرچه بازیگران ثالث بیشتر احساس کنند که همراهی با نظم جدید، آن‌ها را در معرض ریسک‌های پیش‌بینی‌ناپذیر قرار می‌دهد، انگیزه آن‌ها برای تبعیت کاهش می‌یابد. در نظریه بازی‌ها، این به معنای افزایش هزینه استراتژی غالب است. 2️⃣دومین مسیر، شکستن هم‌زمانی ترجیحات میان بازیگران است. یکی از نقاط قوت طراحی آمریکا، هم‌راستا کردن نسبی منافع بازیگران مختلف حول محور ثبات حداقلی است. ایران باید این هم‌راستایی را هدف قرار دهد. کشورهای منطقه، مصرف‌کنندگان آسیایی و حتی اروپا، هرکدام حساسیت‌های متفاوتی دارند: برخی به قیمت انرژی حساس‌اند، برخی به امنیت مسیرها، و برخی به ثبات سیاسی. اگر ایران بتواند این تفاوت‌ها را فعال کند، بازی از یک تعادل نسبتاً پایدار، به یک میدان ناهمگون تبدیل می‌شود که در آن، هماهنگی برای اجرای نظم آمریکایی دشوارتر خواهد شد. 3️⃣سومین مسیر، بازتعریف مفهوم همکاری است. در چارچوب فعلی، همکاری به معنای تبعیت از نظم دریایی آمریکا تعریف شده است. ایران باید این تعریف را به چالش بکشد و روایت جایگزینی ارائه دهد که در آن، همکاری به معنای حفظ ثبات واقعی و پایدار باشد، نه پذیرش یک نظم تحمیلی. این تغییر روایت، اگر با اقدامات میدانی هم‌راستا شود، می‌تواند بخشی از بازیگران را در موقعیت تردید قرار دهد. 4️⃣چهارمین مسیر، مدیریت دقیق سطح تنش است. در یک بازی چندبازیگره، تشدید کنترل‌نشده می‌تواند به ضرر بازیگری باشد که کمتر بر متغیرهای محیطی تسلط دارد. بنابراین، ایران باید میان نمایش توان و حفظ قابلیت پیش‌بینی حداقلی تعادل ایجاد کند. اگر رفتار ایران کاملاً غیرقابل پیش‌بینی شود، ممکن است سایر بازیگران به‌صورت جمعی به سمت نظم آمریکایی پناه ببرند. اما اگر بتواند سطحی از پیش‌بینی‌پذیری را حفظ کند، در عین حال که هزینه‌ها را افزایش می‌دهد، می‌تواند از شکل‌گیری یک اجماع علیه خود جلوگیری کند. 🔹در نهایت، مهم‌ترین چالش ایران در این فاز، خروج از نقش کنشگر منفعل است. در طراحی فعلی، آمریکا کنشگر اصلی است و سایر بازیگران در حال واکنش به آن هستند. تغییر این وضعیت، نیازمند آن است که ایران ابتکار عمل را در سطحی فراتر از میدان نظامی به دست بگیرد؛ سطحی که در آن، قواعد بازی، ترجیحات بازیگران و حتی تعریف تهدید و ثبات مورد بازنگری قرار گیرد. 🔻اگر فاز جدید جنگ را بنامیم، راهبرد موفق برای ایران، نه شکستن دیوارهای زندان با یک ضربه، بلکه تغییر روابط میان زندانی‌هاست. در چنین فضایی، پیروزی نه در حذف رقیب، بلکه در بی‌اثر کردن طراحی او معنا پیدا می‌کند. این همان نقطه‌ای است که جنگ از یک تقابل سخت، به یک نبرد پیچیده بر سر کنترل منطق بازی تبدیل ‌شده است. 🌐پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی سایت | ایتا | بله | تلگرام
زندانبان در تنگه هرمز؛ بازطراحی جنگ توسط آمریکا ✍️سید سعید هاشمی نسب 🔸امروز 24 فروردین آمریکا اعلام کرد که از ساعت 17:30 عصر ایران در محاصره دریایی قرار دارد. تحولات اخیر در خلیج فارس—به‌ویژه محاصره دریایی ایران—نشان می‌دهد که جنگ وارد فازی شده که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً به‌عنوان یک تقابل دوجانبه میان ایران و بلوک آمریکا-اسرائیل تحلیل کرد. 🔹آنچه اکنون در حال شکل‌گیری است، نه یک تشدید ساده، بلکه یک بازطراحی آگاهانه زمین بازی از سوی آمریکا است؛ تلاشی برای تبدیل یک معمای زندانی دوجانبه به یک که در آن، واشنگتن نقش زندانبان را ایفا می‌کند و سایر بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را در موقعیت زندانی قرار می‌دهد. 🔸در فاز قبلی جنگ، مسئله اصلی بی‌اعتمادی متقابل میان دو طرف بود. ایران و آمریکا-اسرائیل، هر دو در یک معمای زندانی کلاسیک گرفتار شده بودند: حتی اگر کاهش تنش به نفع هر دو بود، ترس از خیانت طرف مقابل، آن‌ها را به سمت تشدید سوق می‌داد. اما اقدام جدید آمریکا، این معادله را تغییر می‌دهد. محاصره دریایی—حتی در سطح محدود—به معنای آن است که واشنگتن تلاش می‌کند ساختار بازی را از اساس دگرگون کند: به‌جای اینکه خود یکی از زندانی‌ها باشد، به تنظیم‌کننده قواعد بازی تبدیل شود. 🔹منطق این کنش، عمیقاً مبتنی بر نظریه بازی‌هاست. آمریکا به‌خوبی می‌داند که در یک بازی دوجانبه، هزینه‌های جنگ و ریسک خطای محاسباتی بالاست و کنترل بازی دشوار. اما اگر بتواند بازی را به یک تبدیل کند، آنگاه می‌تواند از تفاوت ترجیحات میان بازیگران استفاده کند. به بیان دیگر، واشنگتن در حال مهندسی وضعیتی است که در آن، هیچ‌یک از بازیگران ثالث انگیزه کافی برای شکستن نظم تحمیل‌شده را نداشته باشند، حتی اگر در سطح گفتمانی با آن مخالف باشند. 🔸در این چارچوب، هر کشوری که از تنگه هرمز عبور می‌کند—از تولیدکنندگان انرژی مانند قطر، عربستان، امارات، کویت و عراق گرفته تا مصرف‌کنندگان بزرگی مانند چین، هند، کره جنوبی، اروپا و ژاپن—به‌طور ناخواسته وارد این بازی می‌شود. اما نکته کلیدی اینجاست: این بازیگران در موقعیت زندانی قرار دارند، نه بازیگر آزاد. آن‌ها باید میان دو گزینه انتخاب کنند: یا با نظم دریایی جدید آمریکا همراه شوند (همکاری)، یا در برابر آن مقاومت کنند (عدم همکاری). اما هزینه گزینه دوم—درگیری با آمریکا، بی‌ثباتی مسیرهای انرژی، و افزایش شدید ریسک اقتصادی—به‌قدری بالاست که انتخاب عقلانی کوتاه‌مدت برای اکثر آن‌ها، همکاری است. 🔹اینجاست که آمریکا به هدف اصلی خود نزدیک می‌شود: ایزوله‌سازی ایران بدون نیاز به اجماع رسمی یا ائتلاف آشکار. در واقع، واشنگتن تلاش می‌کند همان نتیجه‌ای را که در قالب تحریم‌های گسترده به‌دست می‌آورد، این‌بار از طریق تنظیم رفتار دیگران در یک بازی چندبازیگره محقق کند. هر بازیگر، با تصمیم فردی خود برای کاهش ریسک، در نهایت به تثبیت این نظم کمک می‌کند. این همان منطق معمای زندانی در مقیاس شبکه‌ای است: انتخاب‌های عقلانی فردی، به یک نتیجه جمعی نامطلوب برای یکی از بازیگران (ایران) منجر می‌شود. 🔸اما کنش آمریکا تنها به این سطح محدود نمی‌شود. محاصره دریایی، علاوه بر تغییر ساختار بازی، ماهیت هزینه‌ها را نیز دگرگون می‌کند. تا پیش از این، هزینه جنگ عمدتاً میان دو طرف توزیع می‌شد. اما اکنون، این هزینه‌ها به سطح منطقه‌ای و جهانی منتقل می‌شود. این انتقال هزینه، بخشی از استراتژی آمریکا است: واشنگتن می‌داند که افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیره تأمین، و بی‌ثباتی بازارها، سایر بازیگران را به سمت رفتارهای محافظه‌کارانه‌تر سوق می‌دهد. به بیان دیگر، آمریکا در حال اجتماعی‌سازی هزینه جنگ است تا بار فشار را از یک تقابل مستقیم، به یک فشار ساختاری بر ایران تبدیل کند. 🔹با این حال، در منطق فعلی، آمریکا به دنبال برتری است؛ نه با قدرت صرف نظامی، بلکه با توانایی در طراحی بازی. واشنگتن تلاش می‌کند به‌جای پیروزی در یک تقابل مستقیم، شرایطی ایجاد کند که دیگران به‌صورت غیرمستقیم اهداف آن را محقق کنند. این تغییر، شاید مهم‌ترین ویژگی فاز جدید جنگ باشد: گذار از جنگ به‌عنوان یک رویارویی، به جنگ به‌عنوان یک سیستم مدیریت‌شده از کنش‌ها. 🔻در نهایت، اگر فاز قبلی جنگ را بتوان تله دوجانبه نامید، فاز جدید را باید زندان چندبازیگره دانست؛ وضعیتی که در آن، آمریکا با تعیین قواعد، سایر بازیگران را در موقعیتی قرار می‌دهد که حتی بدون اجبار مستقیم، در جهت مطلوب آن حرکت کنند. در چنین فضایی، مسئله اصلی دیگر این نیست که چه کسی شلیک می‌کند، بلکه این است که چه کسی قواعد بازی را می‌نویسد—و در حال حاضر، پاسخ این پرسش روشن است. 🌐پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی سایت | ایتا | بله | تلگرام
نقشه احساسات جامعه در نبرد رمضان 🔸این گزارش به تحلیل نقشه احساسات عمومی جامعه ایرانی در دوره سی‌روزه جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی بر اساس داده‌های اوسینتیِ استخراج‌شده از برخی سامانه‌ها با تاکید بر سه سکوی خارجی(اینستاگرام، توییتر و تلگرام) و دو سکوی داخلی( روبیکا و ایتا) می‌پردازد. 🔹در شرایطی که شامل ابعاد نظامی، رسانه‌ای و شناختی فعال هستند، یکی از مؤلفه‌های اصلی ارزیابی وضعیت واقعی کشور، نقشه احساسات عمومی است. این نقشه نشان می‌دهد که جامعه در برابر فشارهای روانی و نظامی چگونه واکنش نشان می‌دهد و به سمت فروپاشی روانی و اجتماعی حرکت می‌کند یا در مسیر انسجام و بازسازی هویت خود است. 🔸در این دوره، احساسات غالب ابتدا غم و سپس عصبانیت بوده است. غم، به‌ویژه ناشی از شهادت‌ها، حملات نظامی و نگرانی‌ها نسبت به آینده کشور، فضای عمومی جامعه را در ابتدای جنگ فرا گرفته بود. اما به سرعت، عصبانیت در کنار غم به احساسات غالب تبدیل شد که بیشتر متوجه دشمن خارجی و تهدیدات آن بود. این عصبانیت برخلاف برخی روایت‌ها، هیچ‌گاه به آشوب یا منجر نشده بلکه به عنوان عامل همبستگی ملی عمل کرده است. 🔹در مقاطع بعدی، علی‌رغم تداوم غم و عصبانیت، احساس «اعتماد» دوباره فعال شد و زمینه‌ساز بازسازی اجتماعی و حمایت از نظام گردید. تجمعات مردمی و واکنش‌های اجتماعی، به‌ویژه پس از شهادت شخصیت‌های برجسته، نشان‌دهنده شکل‌گیری انسجام اجتماعی بود. این همبستگی، برخلاف روایت‌های معاند، نشان می‌دهد که جامعه ایران نه تنها در مسیر فروپاشی قرار نگرفته، بلکه به بازسازی هویت و پرداخته است. همچنین، پلتفرم‌های داخلی مانند روبیکا و ایتا نقش مهمی در تقویت انسجام اجتماعی ایفا کردند و مانع از تقویت روایت‌های منفی در رسانه‌های خارجی شدند. 🔸گزارش در نهایت به تحلیل اجتماعی-امنیتی وضعیت پرداخته و نشان می‌دهد که احساسات منفی، به‌ویژه غم و عصبانیت، هیچ‌گاه به فروپاشی اجتماعی منجر نشدند بلکه برعکس، موجب تقویت همبستگی ملی و بازسازی اعتماد عمومی گردید. علاوه بر این، رسانه‌های داخلی و حضور چهره‌های عمومی در کنار مردم در این شرایط بحرانی نقش مؤثری در تقویت روحیه عمومی و حفظ انسجام اجتماعی داشتند. 🔹پیشنهادات گزارش شامل تقویت رسانه‌های داخلی، مدیریت احساسات عمومی در بحران، پاسخگویی سریع به رویدادهای غم‌انگیز و تسریع در مقابله با شایعات است که می‌تواند در تقویت پایداری اجتماعی و امنیت ملی مؤثر باشد. این اقدامات نشان‌دهنده پتانسیل بالای جامعه ایرانی برای مقابله با بحران‌ها و حفظ انسجام در شرایط سخت است. 🌐پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی سایت | ایتا | بله | تلگرام