بعضی وقتا آخر شب خاطرات یواشکی از چشام سر میخورن پایین و میریزن روی گونه هام ..
رویای دیدنت اونقدر شیرینه که گاهی وقتا فراموش میکنم به تلخ ترین حالت ممکن نمیتونم ببینمت . .
غرق ِاو ! 𝁎
ماذا إن سألک الله عن حزنی ؟
اگر خدا درباره اندوه من از تو سوال کرد چه ؟
و بارها و بارها خودمو جا گذاشتم ؛ توی یه تاریخ .. یه روز .. یه ساعت .. یه لحظه !