eitaa logo
Corner bookshelf
84 دنبال‌کننده
159 عکس
1 ویدیو
1 فایل
کتاب ها و فیلم ها اینجا ذخیره میشن. اگر خواستین چیزی معرفی کنین: @Sani135 https://daigo.ir/secret/56010530
مشاهده در ایتا
دانلود
Corner bookshelf
پناه بر خدا از کجا فهمیدی خانوم کریستی؟
چقدر این کتاب خوب بود الله اکبر:))))))
Corner bookshelf
چقدر این کتاب خوب بود الله اکبر:))))))
جدی بشینید این کتاب رو بخونید. این کتاب هم یکی از آثاریه که پوآرو مسئول حل پرونده می‌شه. در حقیقت پوآرو برای تعطیلات بازنشستگی به یه منطقه آروم می‌ره که به پرورش کدو بپردازه ولی خب یه پرونده قتل پیچیده پای کارآگاه معروف رو به یه ماجرای جدید باز می‌کنه. داستان از قول اول‌شخص روایت می‌شه و من این رو خیلی دوست داشتم. این اول شخص به نوعی هم دوست مقتول و هم نزدیک‌ترین فرد داستان به پوآروعه که باعث می‌شه علی‌رغم اینکه زاویه دید خواننده از بالا نیست و از بطن داستانه؛ چیزی رو از دست نده. اما در عین حال مثل کسی که بخشی از ماجراست به مدرک‌ها و سرنخ‌ها همراه بشه و اتهام بزنه و تبرئه کنه. پایان‌بندی هم که تراز. داستان‌های قبلی کریستی واقعا من رو به اندازه این ماجرا به وجد نیاورد برای همین هم درمورد این کتاب می‌نویسم. ترجمه هم خیلی روان و مطلوب بود. کلا نشر هرمس تو زمینه انتشار داستان‌های کریستی کارش رو به نحو احسن انجام داده‌. خلاصه که بخونید و لذت ببرید.
Remember Red Hope is a good thing. maybe the best of things and no good thing ever dies. _ shawshank redemption
Corner bookshelf
Remember Red Hope is a good thing. maybe the best of things and no good thing ever dies. _ shawshank
این شما و این رستگاری در شاوشنک، دارنده بالاترین نمره IMDB
رهبری امروز تو صحبتاشون گفتن که فعالان مجازی یه بخشی از فعالیت‌شون رو اختصاص به معرفی کتاب خوب و وادار کردن مردم به کتاب خوندن کنن حالا شما هی قدر این کانال فاخر رو ندونین:)
خیلی از این فیلم بعنوان یه فیلم تینیجری خوب شنیده‌بودم. و چقدر نسبت به توقعاتم چیز بی‌خود و بی‌خاصیتی بود. شماها گول نخورید آفرین.
همجنسگرایی، زیباسازی خیانت، بی‌مفهومی و قس‌علی هذا چرت و پرتی بود برای خودش خلاصه.
*خوندن این نوشته ممکنه فیلم رو اسپویل کنه، اگر دوست‌دارید اول فیلم رو ببینید و بعد بخونید* Fractured (2019) شکسته یک فیلم در ژانر معمایی/دلهره‌آور. فیلم به نوعی مواجهه ذهن با تروما رو روایت می‌کنه، اما از زاویه دید شخصی که دچار این تروما شده. تا لحظات آخر فیلم شما منتظرید که با چیزی غیر از آنچه که می‌بینید مواجه بشید و شاید به نوعی این ضعف فیلم باشه چون مشخصاً دنبال غافلگیر کردن شما بوده. اما از طرفی هم می‌شه گفت به خوبی تونسته مخاطب رو همراه و هم‌ذهن شخصیت (ری) بکنه. خیلی فیلم مناسبی برای این روزهای ماست که با اتفاق ناگهانی و شوکه کننده مواجه شدیم و یهو از اول یادمون می‌آد که چی شده و می‌گیم ها؟ خیلی هم قنج و منج و جمع و جوره، ۱۰۰ دقیقه‌ست. پ.ن: قابلیت دیدن با خانواده رو هم داره.
Corner bookshelf
چند روز پیش ازم پرسیدین نظرت درمورد یامین‌پور چیه. شاید وقت خوبی برای نوشتن درموردش باشه‌. اول از همه اینکه یامین‌پور قلم خیلی روانی داره، انتخاب لغاتش خیلی مطلوب و دل‌نشینه و کلا نویسنده خوبیه. بهترین کاری که ازش خوندم نخل و نارنج بود. روایتی شدیدا لطیف و مناسب با فضای داستان. مشخصا همه تعاریفم یک "اما" به دنبال خواهند داشت. اما این آدم، اصلا سفرنامه و روایت‌نویس خوبی نیست. کاهن معبد جینجا، سوگیری‌های خیلی خیلی پررنگی داره. کل تلاش نویسنده در داستان نقد ژاپن و به نوعی بالا بردن ایرانه. حتی شده با به نقد کشیدن تند بودن قطارها و یا زیادی سروقت بودن همه چیز! بعنوان کسی که تجربه خوندن سفرنامه‌های قوی‌تری رو داشتم این کتاب اصلا برام مطلوب نبود. اما مثلا روایت ارتداد گیرا بود. ایده‌ش هم ایده قوی‌ای بود هرچند که هدف همچنان هم‌سو با عقاید سیاسی نگارنده بود اما رمان خوبی بود. به طور کلی یامین‌پور نویسنده خوبیه اما شاید بد نباشه کمی بی‌طرفانه‌تر پیش بره. مشخصا منظورم این نیست که تلاشی برای به نمایش گذاشتن ویژگی‌های مثبت ایران و نظام نکنه، بحث اینه که می‌تونه کمی زیرپوستی‌تر پیش بره‌.
چگونه در صداسیما یک سریال امنیتی بسازیم؟ قدم اول: یک بازیگر زن سرلخت با قابلیت صحبت کردن فارسی با لهجه انگلیسی بیابید قدم دوم: با علیرام نورایی قرارداد ببندید‌ تبریک می‌گم شما ساخت سریال امنیتی در صداسیمارا با موفقیت آغاز کردید.
دایی جان ناپلئون اثر ایرج پزشکزاد این کتاب داستان پسر نوجوونی به نام سعید رو روایت می‌کنه که تو یه خانواده اشرافی زندگی می‌کنه، یک ۱۳ مرداد گرم، ساعت یه ربع به سه سعید عاشق دختردایی‌ش لیلی می‌شه اما چالش‌های این وسط هست که کارش رو برای رسیدن به عشقش سخت می‌کنه. دایی‌ جان ناپلئون، بزرگ فامیل و پدر لیلیه که علاقه زائدالوصفی به ناپلئون بناپارت داره و از انگلیسا متنفره. این کتاب یه داستان طنز با روایت اول شخصه که نوجوونه، ولی به غیر از دیالوگ‌ها، توی روایت‌ها و تحلیل‌ها و بیان جزئیات چیزی از نوجوونی شخصیت به چشم نمی‌خوره. هرچند سیر روایی داستان خیلی جالبه اما شوخی‌های جنسی و بی‌بندوباری جنسی جزء لاینفک داستانه. (ماجرا در دهه ۲۰ و قبل از انقلاب روایت می‌شه) هرچند که بعضاً تعاریف زیادی از این کتاب می‌کنن اما من تو ذهنم به دلیل بعضی شباهت‌ها مدام این کتاب رو کنار مجموعه آبنبات‌ها قرار می‌دادم و باید بگم برای من آثار مهرداد صدقی یه سر وگردن بالاترن. به طور کلی نمی‌تونم بگم کتاب رو بخونید یا نه، سرگرم‌تون می‌کنه و سیر طنزی داره ولی خودتون رو برای بی‌اخلاقی‌های داستان آماده کنید.
توی نظرات طاقچه نکات قابل تاملی گفته شده‌بود. مثلا اینکه توهم توطئه دایی‌جان ناپلئون نسبت به انگلیسا، تعمدا از طرف نویسنده اتفاق افتاده تا بدبینی‌ای که در ذهن عامه نسبت به این کشور وجود داشته رو تحقیر کنه.