eitaa logo
کانال شهدایی 《 ماهِ من 》
9.4هزار دنبال‌کننده
18.3هزار عکس
7هزار ویدیو
235 فایل
http://eitaa.com/joinchat/235732993Ccf74aef49e گروه مرتبط با کانال http://eitaa.com/joinchat/2080702475Cc7d18b84c1 بالاتر از نگاه منے آه "ماه مـــن " دستم نمےرسد بہ بلنداے چیدنتـــ اے شہید ... ڪاش باتو همراه شوم دمے ...لحظہ اے «کپی با صلوات آزاد»
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹 ترکش به سرش خورده بود. او را به بیمارستان صحرایی بردیم. از شدت خونریزی، مدتی بی هوش بود. یک دفعه از جـا پرید! گفت: «بلـند شو! باید بـرویم خـط !» هرچی اصرار کردیم بی فایده بود. در طی راه از ایشان پرسیدم: «شما بیهوش بودی؛ چه شد که یک دفعه از جا بلند شدی و ..؟! » 🌷 خیلی آرام گفت: «وقتی توی اتاق خوابیده بودم، یکباره دیدم خـانم فـاطمه زهــرا (ص) آمدند داخـل ! » 🌷 به من فرمودند: «چـرا خوابیدی !؟» گفتم: «سرم مجروح شده، نمی توانم ادامه دهم !.» ایشان دستی به سر من کشیدند و فرمودند: «بلند شو، بلند شو، چیزی نیست؛ بـرو به کارهایت بـرس ..» 📚 مهــرمـادر/ نشـر امیـنان گـروه فرهنگی شهـید هــادی @mahman11
🌹مراحل شناسائی عملیات ثامن الائمه بود. یک شب مصطفی گفت: من میروم برای بچه های منطقه کُفیشه دعا بخوانم. صبح رفتم دنبالش. بچه های این منطقه صفر کیلومتر بودند و مصطفی را نمی شناختند. پرسیدم: آن آقایی که دیشب برایتان دعا خواند کجاست؟ گفتند: نمی دانیم. دیشب فقط یک نفر آمد اینجا و دید که بچه ها خیلی خسته اند، تا صبح جای آنها نگهبانی داد و الان هم آنجا خوابیده. رفتم یک لیوان آب ریختم داخل یقه پیراهنش و گفتم: مرد حسابی! حالا دیگر کلک میزنی. مگر نیامده بودی که دعا بخوانی؟! خندید و گفت: مگر بد است؟ اما عوضش دعا کردم که تو آدم شوی اما حیف … 🌹شهید: سردار مصطفی ردانی پور فرمانده لشکر امام حسین (ع) تاریخ تولد: ۱۳۳۷/۱/۱ محل تولد: اصفهان تاریخ شهادت: ۱۳۶۲/۵/۱۵ محل شهادت: پیرانشهر، تپه‌های برهانی نام عملیات: والفجر دو محل دفن: اصفهان @mahman11
ابراهیم در دفترش صندوقی کنار میز کارش گذاشته بود و گه‌گاهی چند سکه داخل آن می‌ریخت. همه‌ی همکاران او کنجکاو بودند بدانند ابراهیم چرا این کار را می‌کند. تا اینکه یک روز یکی از اقوام ابراهیم که به قائم‌شهر آمده بود، سری هم به او زد و در حین گفتگو از ابراهیم خواهش کرد که اگر ممکن است یک تلفن بزند. همه تا اسم تلفن را شنیدند حساس شدند که ببینند ابراهیم چه جوابی به او می‌دهد. ابراهیم کمی مکث کرد و بعد پولی از جیبش درآورد و گرفت سمت مهمانش و گفت: این تلفن متعلق به بیت‌المال است. شما لطف کنید از مخابرات سر کوچه استفاده کنید. هزینه‌اش را هم من می‌پردازم. آن مرد حیرت‌زده و با خوشحالی راهی مخابرات شد و ابراهیم رو به همکارانش گفت: برادران! چون ما اینجا مشغول خدمت هستیم و نمی‌توانیم اینجا را ترک کنیم، اگر کاری داشته باشیم با این تلفن تماس می‌گیریم و هزینه‌اش را داخل صندوق می‌ریزیم. شهید🕊🌹 @mahman11
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹 وقتی شهید مهدوی گفت: امام را نمی‌شود تنها گذاشت... 🔹️ نادر تازه از عملیات برگشته بود و در جمع رفقا گفت: داریم بزرگترین کاروان دریایی را از بندر امام تا فاو میبریم. آمده‌ام تا چند قبضه ضدهوایی بگیرم تا روی یدک کشهایمان بگذاریم. ◇ هواپیماهای دشمن دائم در حال شکار کاروان‌های دریایی ما هستند. سیصد بار تاکنون به کاروان ما حمله کرده‌اند. ◇ تا امروز سه تا از هواپیماهای عراقی را که قصد یورش به کاروان ما را داشته‌اند، انداخته‌ایم. ◇ نادر می‌گفت که هواپیماهای دشمن برخی از کاروان‌ها را در راه و در همان دریا، بمباران و نابود می‌کنند. آرام و قرار نداشت. 🔹️ نادر تا تابستان سال ۶۵ در خط فاو ماند و مشغول تدارکات بود. چندی بعد برای مرخصی به خانه برگشت. ◇ آن‌قدر در آفتاب کار کرده بود که پوست شانه‌اش رفته بود. روی کمرش نمی‌توانست بخوابد. ◇ سرخی گوشت کمرش را هرگز از یاد نمیبرم. از دیدن حال و روزش گریه‌ام گرفت. ◇ گفتم: چرا این‌همه روی خودت فشار می‌آوری؟ ◇ نگاه معصومانه‌ای به من کرد و گفت: تکلیف است. امام را نمی‌شود تنها گذاشت. ◇ به نقل از برادر شهید در کتاب بار دیگر ، نادر @mahman11
🌹 نیمه شب بود که سلمان از خواب بیدار شد؛ خیلی گریه می کرد. هر چه کردم نتوانستم آرامش کنم. حسین بلند شد رفت بیرون، بعد ده دقیقه برگشت. گفتم: «حسین آقـا! پس چـرا نمی رویم دکتـر؟» گفت: «ماشین نیست! ماشین خودم دست برادرمه؛ ماشین دیگری هم گیر نیاوردم.» گفتم: «با همین ماشین سپـاه که جلوی خانه پارک کردی برویم.» گفت: «نـــه!! من با بیـت المـال بچـه ام را دکتـر نمی بــرم.» گفتم: «خُب کـرایه اش را بگـو از حقـوق مان کم کنند.» 🔹 حسین زیر بار نرفت و دوباره رفت. مدتی در سوز و سرمای زمستان، کنار جـاده ایستاد تا بالاخره توانست یک ماشین گیـر بیاورد و بچـه را ببریم دکتـر. 🎙 راوی: زهـرا سحری؛ همسر شهید 📚 نیمه پنهـان مـاه (جلد ۳۲) به قلـم رقیه مهری/ نشـر روایت فتـح @mahman11
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهید محمدرضا یعقوبی که وکیل پایه یک دادگستری بود سال ١٣٤٢ در لنگرود متولد و ٥ تیر ماه ٩٥ در سن ٥٣ سالگی در شهر حلب سوریه به فیض شهادت نائل شد. وی در دوران دفاع مقدس همرزم شهیدان کاوه و حسین املاکی بود. از وی ٢ فرزند پسر به یادگار مانده است. ۲۹ تیر ۱۳۹۵ — شهید محمدرضا یعقوبی(از جانبازان دفاع مقدس) در نیمه شب 19 رمضان - شب ضربت خوردن امیرالمومنین(ع) - در سوریه و در دفاع از حرم اهل بیت علیهم السلام شهید شدند @mahman11
همرزم شهید یعقوبی گفت: بصیرت‌شناسی و معرفت‌شناسی ویژگی مهم شهید جاویدالاثر یعقوبی مدافع حرم بود. به گزارش خبرگزاری فارس از لنگرود، زکریا عاطفی عصر امروز در مراسم نمادین تدفین شهید جاویدالاثر محمدرضا یعقوبی مدافع حرم در گلزار شهدای این شهرستان اظهار کرد: شهید محمدرضا یعقوبی از بنده قول گرفته بود در مراسم شهادتش سخن بگویم. وی سخن گفتن درباره شهید یعقوبی را سخت دانست و گفت: به خاطر قولی که به این شهید داده‌ام سخن می‌گویم که این شهید ذره‌ای به مال دنیا وابسته نبود و در دوران دفاع مقدس بیش از 50 ماه جنگید و دوست و همرزم شهید املاکی بود. همرزم شهید یعقوبی با بیان اینکه هر جا شهید املاکی به وجود یعقوبی نیاز داشت، او بلافاصله حاضر بود، گفت: معرفت شناسی، بصیرت دینی و سیاسی از ویژگی‌های مهم شیعه است و شهید یعقوبی این خصوصیات را داشت. وی با بیان اینکه شهید محمدرضا یعقوبی به افضل معرفت رسید و بصیرت پیدا کرده بود، خاطرنشان کرد: زمانی که از شهید می‌پرسیدیم چه می‌کنی، پاسخ می‌داد نیامدم که دوباره برگردم و اگر پس از ماموریتم قرار باشد برگردم می‌مانم و ماندنم را تمدید می‌کنم. عاطفی با بیان اینکه شهید در سوریه آرام و قرار نداشت، گفت: این شهید و امثال او افتخارات بسیاری آفریدند و خوش درخشیدند. وی با اشاره به اینکه شهید محمدرضا یعقوبی در خط مقدم بود، یادآور شد: این شهید بسیار شجاع، متدین، اهل نماز و روزه و خمس بود و طبق گفته همسرش این شهید همواره آرزوی مبارزه با صهیونیست را داشت و هر زمان که با رفتنش مخالفت می‌شد به ما می‌گفت اگر اجازه ندهید بروم سر پل صراط یقه شما را می‌گیرم. همرزم شهید یعقوبی گفت: نمی‌دانم آیا ما باید به خانواده شهید یعقوبی تسلیت بگوییم یا او به ما و همرزمانش تسلیت بگویید 🕊 @mahman11
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
‏۱۵ روز به همه دنیا گفتیم میزنیم! ۷۲ ساعت قبل به منطقه اعلام کردیم از الان تا ۳روز آینده میزنیم! وقت دادیم ۷لایه دفاعی ساماندهی کنن! با زیر۱۰٪ از تکنولوژی هجومی مون و زیر۱۰٪ از توان تراکم آتش مون حمله کردیم! موسیقی پهپادهامون از لحظه شلیک تا لحظه رسیدن در حال پخش بوده! آمریکا و انگلستان و فرانسه و اردن و ظاهرا(مصر و امارات و...) همه توان دفاعیشون رو گذاشتن رو میز! رسانه هاشون میگن حمله کم تلفات، یه سری فارسی زبان هم طوطی وار تکرار میکنن ... استراتژيست های نابغه کلاب هاوسی! ✍قیس قریشی @mahman11
مثل ماجرای عین‌الاسد و ضربه ملایم مغزی! 🔹کم‌کم دارن ناچار می‌شن که اعتراف کنن؛ پنج تا موشک خورده خسارت هم جزئی نبوده. 🔹البته اصابت‌ها خیلی بیش از این حرف‌هاست. @mahman11
🔺ابتدا با انواع شک و شبهه‌ها سعی کردند دست به کوچک نمایی و انکار بزنند و اکنون شروع کرده‌اند به چرتکه انداختن؛ هرچند خوب میدانند که در عملیات اخیر، کشورمان با استفاده از موشک‌های قدیمی و از رده خارج شده‌اش به نوعی بیشتر دست به انبار گردانی زده اما هدف‌شان از این محاسبات اقتصادی، ممانعت از ایجاد وحدت ملی بیشتر حول پاسخ مقتدرانه اخیر و پایین آوردن هزینه انجام هرگونه خرابکاری احتمالی توسط خودشان در آینده بنظر میرسد! پ.ن: انگار نه انگار که این هزینه برای خودشان و مردم آمریکا ده‌ها برابر بوده است. @mahman11
پیام هشدار دولت اسرائیل به صهونیست‌ها [یادآوری] از هرگونه عکس، فیلم و گزارش (به هر شکل) در مورد مکان های آسیب دیده و تعداد قربانیان که به نفع ایران است خودداری کنید. در صورت گزارش گیری، پیگیری و اقدامات جدی انجام خواهد شد. @mahman11
🔴 عقده گشایی.... نتانیاهو خطاب به وزرای حزب لیکود: «ما به ایران پاسخ خواهیم داد، اما باید این کار را عاقلانه و نه از روی هیجان انجام دهیم. آنها باید تحت فشار روانی باشند همانطور که ما را تحت استرس قرار دادند.» ✍ معلومه بیچاره ها این دو هفته حسابی تحت فشار بودن و حالا میخوان با جنگ روانی جبران کنند. # @mahman11
پادشاه اردن بین کاربران عربی به سگ نتانیاهو معروف شده حالا قراره بشه قهرمان براندازا خوب طبیعیه که تو این گله هر کی بهتر دم تکون بده مدال قهرمانی بهش بدن🐕‍🦺 «علی فرحزادی» @mahman11
⚠️ حامیان رژیم صهیونیستی و منتشر کنندگان تهدیدات اسرائیل را از طریق گرداب به اطلاعات سپاه معرفی کنید http://Gerdab.ir @mahman11
داستان«ماه آفتاب سوخته» 🎬: مجمع و سه تن از دوستانش که از کوفه خود را به امام رسانده اند پیش می آیند و از مولا اذن میدان میگیرند، امام برای آنها دعا می کند و اجازه جنگ میدهد. ناگهان چهار شیر دلاور کربلا به یک باره به سپاه عمر سعد حمله می کنند، سپاهیان ترسیده اند و هرکدام به طرفی فرار میکنند تا در کمند این شیران گرفتار نشوند، نظم سپاه عمر سعد بهم می خورد،مجمع و دوستانش هر کدام به جناحی از سپاه عمر سعد حمله میکنند، عده ای را درو می کنند و به عقب سپاه میرسند بار دیگر با هم از عقب سپاه حمله می کنند و باز هم تعداد زیادی را سرنگون می نمایند. عمر سعد که مثل کفتاری عصبانی شده و چشم از آنان برنمیدارد،نقشه ای میکشد و به سپاه میگوید، دایره وار این چهار نفر را محاصره کنید لشکر عمر سعد بسیج می شوند برای از نفس انداختن چهار جوانمرد کربلا آنان را دوره میکنند و مجمع و دوستانش شجاعانه میجنگند و وقتی حلقه محاصره تنگ میشود،ندای«یامحمد» که گویی رمز عملیات کربلاست سر میدهند با بلند شدن فریاد یامحمد، عباس،علمدار کربلا چون طوفان به پیش میرود، گویی عباس نیست و حیدرکرار به میدان آمده، لشکریان تا چشمشان به قامت یل کربلا می افتد،پا پس میکشند و حلقهٔ محاصره شکسته میشود. مجمع و دوستانش که گویی عشق دیدن حسین آنها را از میدان رزم بیرون کشیده، با تنی پر از زخم به دیدار یار می روند و گلی از گوشهٔ جمال آن ماه دلارای تشنه لب میچینند و دوباره به میدان باز میگردند و آنقدر میکشند تا بالاخره کشته میشوند. مجمع و دوستانش که کشته میشوند، خون نافع بن هلال به جوش می آید ، این مرد میدان تیر اندازی های سخت، در حالیکه رجز می خواند، تیر در چله کمان میگذارد وقلب دشمن را نشانه می رود و تعدادی را به خاک و خون میکشد، او‌می غرد و پیش میرود و سپاهیان از مقابلش میگریزند، عمر سعد که خوب نافع را میشناسد و میداند که همراه سپاه او به کربلا آمده و سپس به کاروان حسین پیوسته، دستور میدهد که هیچ کس به تنهایی به جنگ یاران حسین نرود و به جای تن به تن حمله کردن ،دسته جمعی حمله میکنند. دشمنان دور نافع بن هلال را میگیرند و آنقدر زخم به او میزنند که هر دوبازویش قطع میشود و تیر انداز بدون بازو را اسیر میکنند، شمر تا چشمش به نافع می افتد فریاد میزند که او را بکشید، چرا که به حسین پیوسته،اما با اینکه نافع بازویی در بدن ندارد، هیچ کس جرات کشتن او را ندارد که سرانجام شمر خنجر می کشد و نافع ملکوتی میشود و حسین هم تنهاتر از قبل میشود ... ادامه دارد.. 📝به قلم:ط_حسینی @mahman11
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
به مناسبت 25 فروردین 1366 عملیات کربلا 10 قسمت اول عملیات گسترده کربلای 10 در 25 فروردین 1366 در منطقه شمال غرب و جبهه شمالی ماووت عراق، با فرماندهی‌ قرارگاه نجف و همکاری نیروهای نامنظم قرارگاه رمضان و اتحادیه میهنی کردستان عراق آغاز شد. این عملیات دوازده روز طول کشید و اگرچه به اهداف خود نرسید ولی به آزاد‌سازی 250 کیلومتر از خاک عراق و ارتفاعات نزدیک شهر ماووت انجامید. پس از عملیات کربلای 4 و 5 در جبهه جنوب و عملیات تکمیلی کربلای 8 در شلمچه، سپاه مصمم بود که مانع توقف دور تک شود. لذا لازم بود منطقه دیگری برای عملیات انتخاب شود تا در صورت عدم موفقیت، بلافاصله در جبهه جدید، عملیات دیگری انجام شود. به علاوه آغاز فصل بهار و پایان فصل زمستان جابه‌جایی در منطقه عملیاتی را طلب می‌کرد. همچنین سال‌ 1366 جبهه شمال غرب در ذهن فرمانده سپاه جای ویژه‌ای باز کرده بود و انجام عملیات در جبهه غرب و شمال غرب ضروری می‌نمود. منطقه عمومی عملیات کربلای 10 در محور بانه- سردشت، از شمال به رودخانه مرزی گلاس، از جنوب به رودخانه آوسیویل، از شرق به سورکوه و از غرب به ارتفاعات گرده‌رش و سپس ارتفاعات عمومی آسوس منتهی می‌شد. منطقه عملیاتی دارای عوارض حساس و ارتفاعات نسبتاً بلند و صعب‌العبور بود که به خاطر فقدان جاده، تردد در این مناطق بسیار دشوار به نظر می‌رسید. بلندترین کوه منطقه گارو نام دارد که به کلیه عارضه‌ها و مناطق اطراف دید و اشراف دارد. همچنین، علاوه بر روستاها و شهرک‌های متعددی که در سطح منطقه وجود دارد، رودخانه‌های مذبور در منطقه جریان دارند. به دلیل وجود درختان مرتفع در دامنه ارتفاعات، وضعیت برای اختفای نیروهای پیاده و حتی تحرک و جابه‌جایی آنها در روز کاملاً مناسب بود. با فعال شدن قرارگاه رمضان و انجام عملیات‌های پارتیزانی در عمق خاک عراق، فعالیت گروه‌های شمال عراق وارد مرحله تازه‌ای شد. آنها با کمک ایران عرصه را بر رژیم عراق تنگ کردند. همچنین اهمیت حیاتی نفت و جاده‌های شمال عراق کمتر از نفت جنوب در بصره نبود و فرماندهی سپاه پاسداران را ترغیب کرد تا به این منطقه نگاه ویژه‌ای کند. بن بست جنگ در جنوب با ایجاد استحکامات آهنین با انجام عملیات در این منطقه تا حدودی می‌توانست کاهش یابد. بر اساس این تغییر نگرش نخستین حمله گسترده ایران در جبهه غرب با ترکیب دو عملیات منظم و نامنظم توسط سپاه طراحی و در 25 فروردین 1366 بارمز یا صاحب‌‌الزمان‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف اجرا شد. قرارگاه رمضان با کمک نیروهای اتحادیه میهنی کردستان عراق بخش نامنظم عملیات را در شمال شهر سلیمانیه عراق با عنوان فتح 5 در منطقه یاغسمر برای تکمیل عملیات طرح ریزی و اجرا کردند. قرار بود تا آنها دو قرارگاه ارتش عراق را منهدم کنند و منطقه تحت نفوذ اتحادیه میهنی را به منطقه قرارگاه نجف که بخش منظم عملیات را به عهده داشت متصل کند.👇👇