📌 مدافع حرمی که شهید راه سلامت شد
🔷️ شهید مدافع سلامت حاج تقی داستان متولد ۲۰ خرداد ۱۳۴۵ در پی ابتلا به کرونا در حین تداوم خدمت رسانی به بیماران جان به جان آفرین تسلیم کرد.
◇ با توجه به تداوم حضور و نقش آفرینی مدافعان سلامت در خدمت رسانی به مبتلایان بیماری کرونا،مدافع سلامت تقی داستان به این بیماری منحوس مبتلا و در نیمه شب۷ آبان ۱۴۰۰ علی رغم همه ی تلاش ها برای مقابله با بیماری، این مدافع سلامت در بیمارستان امام علی(علیه السلام) کرج جان به جان آفرین تسلیم کرد.
◇ شهید مدافع سلامت تقی داستان از رزمندگان مدافعان حرم و برادر دو شهید می باشد.
◇؟سالهای طولانی در سنگر های مختلف دفاع از وطن و دفاع از حرم حضرت زینب(سلام الله علیها) و دفاع از مرزهای سلامت خالصانه و مخلصانه فعالیت نمود.
◇ شهید مدافع سلامت تقی داستان به عنوان کارشناس پرستاری و در عرصه کنترل و حراست مجموعه های مختلف و نیز در هیئت اندیشه ورز بسیج جامعه پزشکی سپاه استان البرز فعالیت و مشارکت داشت واز رزمندگان هشت سال دفاع مقدس و از مدافعان حرم بود .
◇ مزار این شهید بزرگوار همانند برادران شهیدش در گلزار شهدای امامزاده محمد کرج قرار دارد.
#شهید_مدافعسلامت_تقی_داستانایمچه
@mahman11
📌 معامله بزرگ شهید دستغیب با بسیجی ها
🔷️ «آهــای بسـیجی ! خـوب گـوش کـن چـه می گـویـم؛
◇ من می خواهم به تو پیشنهاد یک معامله ای بدهم که در این معامله، سرت کلاه برود!
منِ دستغیب، حاضرم یکجا، ثواب هفتـاد سال نمازهای واجب و نوافـل و روزه هـا و تهجدها و شب زنده داری هایم را بدهم به تـو !
◇ در عـوض، ثواب آن دو رکعت نمـازی
را که تو در میدان جنـگ، بدون وضـو، پشت به قبـله، با لباس خـونی و بدن نجـس خوانده ای، از تـو بگیـرم؛
◇ آیـا تـو حـاضر به چنـین معـامله ای هستی؟!»
#شهـید_محـراب_آیتاللهدسـتغیب
@mahman11
📌 مهندس خوشتیپی که در اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱ شهید شد.
🔹 حسین اوجاقی، یکی از شهدای اغتشاشات ۱۴۰۱ است که کارشناسی ارشد حسابداریاش را گرفته و در حال آماده شدن برای شرکت در کنکور دکترا بود. ۳۰ شهریورماه همان سال یکی از اغتشاشگران چاقوی خود را در قلب او فرو کرد و حسین به شهادت رسید.
◇ حالا بعد از یک سال مادرش که انگار ۲۰ سال پیر شده، به کمک دوستان حسین، پایگاه بسیج علامه طباطبایی را میگرداند. او همه دیوارهای خانه را با عکسهای حسین زیبا کرده و راه پسری را ادامه میدهد که خودش مسیر را نشانش داده.
◇ در یکی از دلنوشتههای مادر حسین آمده: «مامانجان! شب شد و باز دلتنگی اومد سراغم.
نفسِ مامان، تمام جهانِ مامان، آرومم کن.
مگه شهید نیستی؟
یک سربزن به مامان.
دلتنگتم عشق مامان.
مامان فدای خندههات.
خوش میگذره کنار اهل بیت؟
بیا ببینمت.
الحمدلله عاقبت بخیر شدی بالاخره.»
#مهندس_شهید_حسین_اوجاقی
@mahman11
🦋🕸🕷🦋🕸🕷🦋🕸🕷
#پروانه_ای_در_دام_عنکبوت
#قسمت_پنجم:
سفره که جمع شد,سکوت همه خانه رافراگرفت وگهگاهی عماد با بازیهای بچگانه اش سکوت سنگین اتاق رامی شکست,یکباره پدرم ازجایش بلند شد وشروع به قدم زدن کرد،خوب میدانستیم وقتی پدر اینکار رامیکند میخواهد تصمیم مهمی بگیرد.
طارق تلویزیون راروشن کرد وخودرامشغول نگاه کردن ،نشان میداد،مادرم هم با جم وجورکردن وسایل شام خودرامشغول کرده بود ومن ولیلا هم مثلا به مادر کمک میکردیم اما ذهنمان درگیر این خواستگاری نحس وان گروه منحوس بود که پدر رو به مادرم گفت:ام طارق فکرمیکنم بهتراین باشد که ما هم هرچه که میتوانیم به دلارودینار تبدیل کنیم وتا این فتنه وآشوبها میخوابد به جایی دیگر برویم ،بعدکه اوضاع ارام شدبرمیگردیم.
مادر:اخه کجا بریم؟اصلا کجا را داریم که بریم؟
پدر:بزار خواهرت صفیه وخانواده اش برن ،هرجا که انها رفتند یکهفته بعد شما رابا طارق راهی میکنم وخودم میمانم تا مراقب خانه ونخلستان وزندگیمان باشم،من تنها باشم ازپس مراقبت ازخودم برمیام.
تودلم خوشحال شدم،اخه اگرقراربودآواره بشیم چه بهترکنار خاله وعلی باشیم ،که طارق گفت:روی من حساب نکنید ،همونطورکه علی پسرخاله صفیه میماند تا ازشهرش دفاع کند منم میمانم.
دلم هرری ریخت پایین؛نگاهم به پدرم افتادکه میگفت:نه طارق من میمانم وتومیروی...
طارق:به همان ایزد پاک قسم که تکان نمیخورم،شما همراه مادروبچه ها برو ،من اموزش نظامی دیدم،جوان ترم وبرای مبارزه بهتروشما دنیا دیده ای وبرای سفر مناسب تر....
دلم میخواست ازته سرم فریادبزنم،گریه سردرهم اخربه چه گناهی باید اواره شویم؟!
ادامه دارد...
@mahman11
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹هنوز از کربلایت ...
به گوش آید صلایت....
حسین جانها فدایت....
هیهات من الذله هیهات من الذله..
ما یاوران قران در راه عشق ایمان بگذشتیم از جان..
هیهات منالذله هیهات من الذله..
#مردان_بی_ادعا_
#دفاع_مقدس_
#شبتون_شهدایی_
@mahman11
#سلام_امام_زمانم_
💖السلام علیــــــک یا بقیه الله
هی گنه کردم و هی جار زدم یار بیا(:
من ندانم چه شود عاقبت کار بیا💔
خود بگفتی دعا بهر ظهورت بکنیم
خواندمت خسته ام ای یار بیا😢
🍂✨🌹
🌹#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج_
@mahman11