این تفکر صفر و صدی هم بنظرم اصلا جالب نیست، تو هیچ حیطهای مخصوصا روابط.
تو خودت کی تاحالا تونستی تو زندگی کسی ۱۰۰ باشی؟ یا اصن برفرض تونستی هم، نتیجه خوبی داشته برات؟
شاید بهتر باشه فلانی تو زندگیت ۳۰ باشه فلانی ۷۰ یا اون یکی ۵۰
اصن چرا تو عدد خلاصهش میکنیم، تا جایی باشه که ما کنار هم آدمهای بهتری باشیم و از اونطرف به بقیه زندگیمون هم لطمهای نرسه.
یا همین صفر و صدی رو اگه بیاریم توی کار چقدر ضربه میبینیم
اصن بنظرم چیزایی که از پیش تعیین شده باشه و توش جایی واسه احتمالات و اتفاقات بیمقدمه زندگی نباشه یجاییش داره میلنگه.
ما که دل کندیم از او دیگر چه فرقی میکند
با سگان زرد باشد یا شغالان سیاه؟
.علی اکبر یاغی
میگفت
"به چرندیات امروزی گوش نکنید، بابت هر ایرادی اطرافیانتونو حذف نکنید، آدم بی ایراد پیدا نمیکنید، خودتونو تنها نکنید."
دفعه بعدی به آهنگات به رقص به شیرکاکائو به کتاب به فیلم به نوشتن و به هرچیزی که تورو میبره به دنیای خودت پناه ببر عزیزکم.