ما زِ یاران چَشمِ یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم
تا درختِ دوستی بَر کِی دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفتوگو آیینِ درویشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چَشمت فریبِ جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
گُلبُنِ حُسنَت نه خود شد دلفُروز
ما دَمِ همت بر او بگماشتیم
نکتهها رفت و شکایت کس نکرد
جانبِ حُرمَت فرو نگذاشتیم
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما مُحَصِّل بر کسی نَگماشتیم
.حافظ
با من از شادیهات بگو، از چیزایی که باهاشون از ته دل خندیدی، از کارایی که دلت میخواد بخاطرشون زندگی کنی.
برام از نور زندگیت بگو، از امید حرف بزن، از اون نوشتهای که چند وقت پیش دیدی و به قلبت قوت داد.
بیا و برام از همینچیزا حرف بزن.
جهان همیشه همین است
کسی میبازد و دیگری میبَرد
اما آنچه میماند، انسانیت است.
.فاضل نظری
.چندکلمهازتو؛
روزگار خوبه شهناز زیبا؟
.سلام عزیز دلمم، آشِنایی اما نمیتونم حدس بزنم کدوم آشِنا.
روزگار که نه اما من سعی میکنم بهتر بشم.
تو حالت چطوره؟
ذوقِ عکس گرفتن از بچهها و جدا کردن از بقیه عکسا و گذاشتن تو پوشههای مخصوص هم از ذوقایی بود که یادم رفته بودش.
امیدوارم دوباره بهم برگرده.
.هِلی.
.چندکلمهازتو؛ روزگار خوبه شهناز زیبا؟ .سلام عزیز دلمم، آشِنایی اما نمیتونم حدس بزنم کدوم آشِنا.
.چندکلمهازتو؛
نیافتهام و امیدوارم که بهتر بگذره. منم خوبم، یه خوب کمرنگ!
.نیافته قشنگم
برات یه حال خوب پررنگ آرزو میکنم.
دعا میکنم زیر این سقف بلند
هرکجا خسته شدی یا که پر غصه شدی
دستی از غیب به دادت برسد
و چه زیباست که آن دست خدا باشد و بس.
روزی برایت خواهمگفت که نباید به شلوغی اطرافت نگاه کنی، روزهای سخت به تو ثابت خواهد کرد که چقدر تنها و بدون پشتوانهای.
.نرگس صرافیان طوفان
بچهها خدانکنه دلتنگ یهنفر باشید، قیافش، صداش، حرکاتش، طرز حرف زدنش و همهچیز و همهچیزش رو قراره تو بقیه آدما ببینید.
تو غریبهای که از کنارتون رد میشه، همباشگاهی که مدتهاست میبینیدش، دوستی که مدتها از دوستیتون میگذره و همه و همه و همه.
البته که خدانکنه جمیع ویژگیهاش رو تو یه نفر ببینید، خدانکنه واقعا.