eitaa logo
.هِلی.
77 دنبال‌کننده
98 عکس
43 ویدیو
0 فایل
یادم رفت! |وقتی میخندی خیلی خوشگل‌تری| اگر شنونده‌ای خواستی؛ https://abzarek.ir/service-p/msg/3526880
مشاهده در ایتا
دانلود
از روزهایی که عکس جدید به گالریم اضافه میکنم خوشم میاد، مهم نیست اون روز چند تا قسمت بد همراه خودش داشته، همین‌که ارزش باز کردن دوربین و ثبت کوچیک‌ترین لحظه‌ای رو داشته، یعنی روز خوبی بوده.
پیشنهاد میکنم اگر این مدت به خاطر کمالگرایی، اهمال کاری، شرایط آشفته مملکت یا هرچیزی نتونستید به اندازه قبل کارهاتون رو با کیفیت انجام بدید، این قسمت از رادیو راه رو گوش کنید، می‌تونه مفید و کمک‌کننده باشه. https://taaghche.com/audiobook/103710
هر موقع خواستی راجع به چهره، اندام، مدل‌مو و هرچیزی که به ظاهر بقیه مربوط میشه نظر بدی، یادت بیاد اون چند برابرِ تو در روز خودشو جلوی آینه میبینه و به همه عیب‌هایی که از ذهنت گذشته واقف هست. دست برداریم از این نظر دادن‌های اضافی بدون درخواست شخص مقابل.
هدایت شده از شرقِ اندوه
"تو قسمتی از چشممی، که با تو گریه ممکنه."
هدایت شده از مشکات !
ناقص بودن ضعف ما انسان‌ها نیست، واقیت ما انسان‌هاست. بنابراین ما هرگز نمی‌تونیم یک «انسان کامل» باشیم، بلکه باید تلاش کنیم تا یک «انسان کافی» باشیم.
لباس سفید بپوشید✨
ما اهلی عشق‌‍یم چه بهتر که بمیریم جایی که در آن شرط حیات است توحش .فاضل نظری
هدایت شده از |عاشق‌ترین زندگان|
اگر بین موندن و رفتن شک کردی فقط کافیه به این فکر کنی که اگر جایی برای تو وجود داشت، هیچ‌وقت به امنیتش شک نمی‌کردی. امنیتی که مشکوک باشه همیشه یه خسارت غیرقابل پیش‌بینی رو دستت می‌ذاره.
اگر باور کنیم زیباییم، زیباتر میشویم. اگر باور کنیم که تواناییم، تواناتر میشویم. اگر باور کنیم که به‌هرحال روزی تمام میشود، روند تمام شدن و رسیدن به پایان ماجرا قابل‌‌تحمل‌تر میشود. اگر باور کنیم.. و این نه تنها وظیفهٔ ما در مقابل خودمان، که وظیفهٔ ما در برابر عزیزترین‌های ماست. اگر ما باور کنیم، آنها هم باور خواهند کرد. من و‌ تو حتی وظیفه داریم به عابری که از کنارمان میگذرد و لبخند دلنشینی دارد، یادآوری کنیم که زیبا میخندد. اگر ما به همدیگر باور نداشته باشیم، همه چیز خراب میشود.
https://eitaa.com/taksetareyeasemoon/1999 ولی من فکر میکنم حتی اگه حواست باشه و مراقب هم باشی بازم نقطه قوتت نقطه ضعفته. همون داستان ضعفِ قدرت.
قصه، قصه "بودن" بود. حضور و احساس زنده بودن.