چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
برِ دشمنان نشستی، دل دوستان شکستی
سر شانه را شکستم به بهانهٔ تطاول
که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی
ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کشتی
ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خستی
کسی از خرابهٔ دل نگرفته باج هرگز
تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی
به قلمروی محبت در خانهای نرفتی
که به پاکیاش نرُفتی و به سختیاش نبستی
به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم
ز غرور ناز گفتی که مگر هنوز هستی
ز طواف کعبه بگذر، تو که حق نمیشناسی
به در کنشت منشین تو که بت نمیپرستی
تو که ترک سر نگفتی ز پیاش چگونه رفتی
تو که نقد جان ندادی ز غمش چگونه رستی
اگرت هوای تاج است ببوس خاک پایش
که بدین مقام عالی نرسی مگر ز پستی
مگر از دهان ساقی مددی رسد وگرنه
کس از این شراب باقی نرسد به هیچ مستی
_فروغی بسطامی
امروز میخواستم به یه عزیزی بگم که موهاش وقتی بازِ خیلی قشنگه
ولی نگفتم
و الان مثل چی پشیمونم
در حدی که میخوام بهش پیام بدم و بگم
ولی فکر کنم اینجوری خیلی یجوریه،نه؟
دقت کردید یسری از عکسها جون دارند
دقیقا همون عکس هایی که یهویی گرفته شده، با آدم مورد علاقهت گرفته شده
از اونایی که کسی بهت اطلاع نداده تا دستات رو زیر چونهت بزاری و خیلی مصنوعی به دوربین لبخند بزنی
جنس خنده های این عکسها طبیعیه
براتون از این عکسهای پر از حس آرزو میکنم:))
.هِلی.
دقت کردید یسری از عکسها جون دارند دقیقا همون عکس هایی که یهویی گرفته شده، با آدم مورد علاقهت گرفت
وای دقیقاااا
من همیشه عکس یهوییها رو، هرچقدر هم که بد شده باشه بیشتر از عکسهایی که با کلی برنامه و ژست و قر و ادا گرفته شده، دوست داشتم.
.هِلی.
ماهی الان یه شعر خوندم اسمت داخلش بود،فقط اسمت بود چیز دیگهای رو به خودت نگیر😔
عشقت به هزار پادشاهی ارزد
وصلِ تو ز ماه تا به ماهی ارزد
آن را که رخی بود بدین زیبایی
انصاف بده که هرچه خواهی ارزد
_عطار نیشابوری