آدمها باهم فرق میکنن
و هرکسی تو شرایط مختلف زندگی یه ریاکشنی داره
یکی از این شرایط، روزای شلوغ و سخته...
که بعضیا تو این تایم خسته میشن
بعضیا کلافه میشن
بعضیا از زندگی سیر میشن
برای بعضیا روند معمول زندگیه
و...
و من جز اون دسته آدمام که تو همچین روزایی حس زنده بودن دارم
و بیشتر خوشحالم
بیشتر میخندم
و حتی به گفته عدهای، لبخندم قشنگتره...
یادمه چند وقت پیش خیلی اتفاقی تو تلویزیون ب فیلمی برخوردم
که ناخوداگاه از بالا پایین کردن کانالا دست برداشتم و همون یه سکانس دیدم
بیماری که روی تخت بیمارستان بود و مشکلش «عدم داشتن حس لامسه بود»
یعنی دردی حس نمیکرد
سرما و گرما رو حس نمیکرد
ولی تو اون قسمت
برای اولینبار
درد پاش رو حس کرد
و وقتی دکترا ازش پرسیدم چه احساسی داری که میتونی درد رو بفهمی
گفت خوشحالم!
گفت حس میکنم زندهام...
میخوام بگم
هر اتفاقی دلیلی داره
حتی بدترین شرایط و بدترین روزا هم به یه دلیلی پا گذاشتن تو زندگیمون
و اگه نباشن
خیلی چیزا تغییر میکنه
اما نه تغییرات مثبت
تغییر در جهت منفی...
مشکلات
سختیها
فشار زندگی
و تمام چیزایی ک ازشون فراری هستیم
باعث میشن زندگی کنیم
باعث میشن هرلحظه حس کنیم که زندهایم