یکی از مورد علاقههام موقعی که درس میخونم اینه که موهامو با مداد ببندم🦦
حس باحالی داره،امتحانش کنین.
گاهی اوقات صلاح است که تنها بشوی
چون مقدر شده تکخال ورقها بشوی
گاهی اوقات قرارست که در پیله ی درد
نم نمک شاپرکی خوشگل و زیبا بشوی
گاهی ازحمله ی یک گربه، قفس میشکند
تا تو پرواز کنی، راهی صحرا بشوی
گاهی از خار گل سرخ برنجی بد نیست
باعث مرگ گل سرخ مبادا بشوی
گاهی از چاه قرارست به زندان بروی
آخر قصه هم آغوش زلیخا بشوی
.فروغ فرخزاد
تو عربی،اسم فاعل با فاعل فرق داره تازه اسم مفعولام با مفعول فرق داره؛جالب تر اینکه اسم فاعل گاهی میتونه در نقش فاعل یا مفعول هم باشه و اسم مفعولهم همینطور.
ولم کنید.
من گاهی خَسته میشوم، میرَنجم، ناامیدی را تجربه میکنم و حساسیتهایی دارم. اینچیزها بخشی از صفاتِ انسانیِ من است. نمیتوانم از «انسان بودن» انصراف بدهم.
-معین دهاز
سالها منتظر اینی که یکی بیاد حالتـو خـوب کنه.
بیدار شو از خواب ، آدمیزاد !!
آدم که منتظرِ خودش نمیمونه🌱