هدایت شده از •آنشـرلی•
زمانی که دفترچهٔخاطرات دو سال پیشم رو میخونم حس عجیبی وجودم رو فرا میگیره، یه حس کهنه، فراق و غربت. اونجاست که با خودم میگم: «یعنی این آدم واقعاً همون منِ سابقه؟». مهم نیست که از نظر بقیه بد یا خوب به نظر بیام اما خودم میدونم که نسبت به "منِ سابق" بهترم و خوندن خاطرات قدیمی این حس خوب رو بهم انتقال میده.
ولی بچهها بنظرم هرکاری توی زندگیتون انجام میدید به خاطر خودتون باشه
درس میخونی؟ به خاطر خودت باشه
دنبال کاری؟به خاطر خودت باشه
میخوای موفق بشی؟به خاطر خودت باشه
هیچوقت نخواید که تو زندگیتون بخاطر شخص خاصی موفق بشید یا چیزی رو بدست بیارید یا کاری رو انجام بدید
تهش خودتون میمونید و چیزی که از سر اجبار یا ترحم انتخاب کردی و حالا نمیدونی بخاطر اشتباهت یقه کیو باید بگیری.
نمیدونم چقدر حرفی که میزنم درسته ولی بنظرم هر اتفاقی که میوفته و بابتش اذیت میشیم رو باید درمیون بزاریم
باید بگیم و راجبش حرف بزنیم
آدما از ذهن و دل ما خبر ندارن که بتونن بفهمن ما سرچی ناراحتیم
قبول که یسری وقتا خودشون نمیخوان بفهمن اما حرف من واسه وقتیه که طرف خودشم نمیدونه این رفتارش آزار دهندهس یا این حرفش ناراحت کنندهس
شاید تو گفتی و اون تازه فهمید که همه این مدت داشته آزار میداده.
امیدوارم که سرراهمون آدمایی قرار بگیرن که طاقت شنیدن و گفتن رو داشته باشن.
و البته همه آدما ارزش ناراحت شدن ندارن بحث من فقط سر آدمای مهم زندگیمونه،همونایی که نمیخوایم به این راحتیا از دستشون بدیم.
آرزو میکنم عاشق کسی شوم
که هر چه بینمان اتفاق افتاد
هرگز غم و اندوه من را ناچیز نشمرد.
.محمود درویش
یه مدل ناراحتیام هست که شما وقتی باید از جایی که یه مدتنسبتا طولانی اونجا زندگی کردی و خاطره ساختی، از ته دل خندیدی و با همه وجود گریه کردی بزاری و بری یجای دیگه برای ادامه زندگی،بهش دچار میشی.
در همه ما قدرتی وجود دارد برای تخریب،برای نادیده گرفتن و برای قضاوت و حمله،در همه ما.
تفاوت ما در انتخابها و تصمیمهایمان است، تفاوت در انتخاب رفتار و تصمیم برای شبیه نشدن به یک زخم زننده دیگر.
.تکههایی از یک کل منجسم