حرفهاش باعث شد بیشتر راجبش فکر کنم.
اگه کسی به ما خوبیای کنه خدا نمیشه.
در عوض با بدی ای که در حق ما انجام میده هم شیطان نمیشه.
تمام حرفش هم همین بود
دنیای واقعی ما با دنیای قصهها فرق داره
هیچ آدم خوب یا بد مطلقی وجود نداره، ما، همه ممکنه نسبت به هم بدیها و ظلمهایی خواسته یا ناخواسته انجام بدیم.
در آخر باید بتونیم تو این دنیای ناکامل خیلی چیزا رو ببخشیم.
باید گذر کردن رو یاد بگیریم.
بنظرم هیچوقت با قطعیت نباید بگیم یه کاری رو انجام نمیدیم
دنیا یجوری میچرخه و ما همون کاری که نمیخواستیم بکنیم رو بهاجبار یا حتی به خواست خودمون انجام میدیم، که شاید حتی متوجهش هم نشیم.
"دنیا رفیق ما شد
یارِ شفیق ما شد،
از لابهلای ابرا خورشیدِ ما پیدا شد.."
به امید همون روز خانم فروهر.
و بهترین جمله امروز همین بود
"وقتی خودت نشستی پا خوردن یه کِکِهای حق نداری بقیه رو از خوردنش منع کنی."
هرکاری اگه از روی اجبار و بدونِ خواست قلبی باشه حتی اگه به بهترین شکل ممکن دیزاینش کنی بازم از تهش اون حس بد داد میزنه.
کسی که مجبورمون نکرده الکی آدم مهربونی باشیم، به زندگیمون برسیم و الکی ادای چیزی که نیستیم رو در نیاریم.
میری حموم و میای میبینی زندگی جالبتر میشه و همه چیز برات قابل تحمل تره.
اگه احساس خوبی ندارید یه دوش بگیرید بهتر میشید.