"چشم من چشم تورا دید ولی دیده نشد! من همانم ک پسندیدو پسندیده نشد! یاد لب های تو افتادم و با خود گفتم: غنچه ای بود ک گل کرد ولی چیده نشد، عاشقت بودم و این را ب هزاران ترفند سعی کردم ک بفهمانم و فهمیده نشد"
میدونم تموم شده،
اصلا درست و حسابی هم شروع نشده
بود اما ته دلم به نظر واقعی می اومد
اونی که میخواد بره هی رفتنشو یادآوری نمیکنه ادم رفتنی بی خداحافظی میره ؛
قدر ادمایی از رفتنشونو به عنوان تهدید استفاده میکنن رو بدونید ( : "