آدمبخشنده ای ام
هزار بار میبخشم
یه روز که از رنگ لباست
خوشم نمیاد و میرم
هیچوقت قرار نیست بفهمی
بخاطر رنگ لباست نبوده!
برای اولین بار،
اجازه دادم کسی از مرز های من عبور کند.
چندتا از قوانین خودم را شکستم..
و آن کس تو بودی.
و راستش؟...
خوشحالم که این کار را کردم.
چون،
انتخواب تو حس گم کردن خودمرا نداشت،
حس پیدا کردن نسخه ی شادتری از خودم را داشت.
《بعضی ریسک ها ارزشش را دارند و
من این ریسک را میلیون بار برای تو تکرار میکنم.》