شاید دور ، شاید دیر؛ اما نور از روزنهای که باید میتابد، و ‹ چشمهای › تورا روشن میکند🫧.
من از اینکه همش باید بپذیرم خسته شدم.
بپذیرم نمیشه
بپذیرم نخواست
بپذیرم نشد
بپذیرم شرایط بَده.
رها کردن من مشکلی نداشت، آدم ها همیشه من رو رها میکنن، بهش عادت دارم چیزی که بدجور درد داره اینه که دیروز بهم حس خواستنی بودن دادی و امروز حس نخواستی بودن
•برایاو
تایم ؟! بی ارزش ِ ؛ کل ِدوجهان ، فدای ِ او🌊 🤍
تایم ؟! بی ارزش ِ ؛
کل ِدوجهان ، فدای ِ او🌊 🤍