عاشق ملیکام، همیشه غرغرا و ناراحتیام و اعصاب خوردیام پیش اونه و هر لحظه دارم پیشش غر میزنم از مسائل تکراری میگم، از چیزای همیشگی ای میگم که صدبار بهش گفتم یا چیزایی که زیاد تکرار میشه ولی بازم بهم گوش میده و باهام حرف میزنه انگار نه انگار دیوونش میکنم.