خداحافظی کردیم و واقعا رفت
-
رفتنای واقعی خداحافظی ندارن عزیزم
یه چیزی که غزل بهمگفت و خیلی جالب بود این بود که اگه با خداحافظی و اینکه میخوامبرم تموم شد بدون تموم نشده و ادامه داره، وقتی واقعا تموم میشه که خودتم متوجه نمیشی
آدمی که بخواد بره نمیگه من میخوامبرم که اگه اینو بگه یعنی میخواد بمونه و دلش با نرفتنه
همیشه کسی که میخواد بره اول دیر به دیر سراغتو میگیره دیر به دیر بهت پیام میده حالت دیگه واسش مهم نیست اتفاقایی که واست میوفته واسش مهم نیست براش اهمیتی دیگه نداری و کم کمهی سکوت بیشتر میشه تا جایی که به خودت میای و میبینی عه خیلی وقته که هیچی دیگه وجود نداره، بدون خداحافظی، بدون جر و بحث، بدون گفتن اینکه من میخوام برم
ادمها خودشان میروند اما یاد آنها در چیزهایی ماندگار میشود.
ادمهارا فقط یک بار از دست نمیدهی ،با شنیدن آهنگی که تورا به یاد آنها و خاطراتتان میاندازد دوباره آنها را از دست میدهی.
با گذشتن از کنار نشانهای قدیمی، جزئیات کوچک که فقط در میان خودتان آشنا و ماندگار بود، دیدن عکس هایی که لبخند بر لبانتون نقش بسته بود، خندیدن به جوکی که اگر آنها بودند به انمیخندیدند و متن هایی که بویی از آنها به یادگار دارد، بارها و بارها آن هارا از دست میدهی.
هدایت شده از - 𝗆𝖾𝗋𝗌𝖺𝗇𝖺 .
آخرش قبول میکنیم که بعضی ها برای ما نیستن ،
مهم نیست چقدر دوستشون داریم یا چقدر براشون تلاش کردیم.