🔻واقف بیمارستان منتصریه کیست؟
حاج محمد حسین میرزای منتصرالملک که متولد سال ۱۲۳۰خورشیدی بود املاک و مستغلات وسیعی در کاشمر، مهولات و تربت حیدریه داشت. او برای مدتی کفالت ایالات خراسان را در سال ۱۳۲۶ برعهده داشته و خادم حرممطهر در کشیک دوم و اولین رئیس بلدیه (شهردار) و نخستین رئیس انجمن بلدی مشهد بوده است.
منتصرالملک در سال ۱۲۸۹ خورشیدی فوت میکند و در حرم مطهر رضوی پایین پای حضرت به خاک سپرده میشود. او که فرزندی نداشت، اموال خود را به همسرش رابعه خانم معروف به احترام السلطنه قهرمان میبخشد تا رابعه خانم در راه خیر بهخصوص ساخت مرکزی درمانی که آن زمان به آن مریضخانه میگفتند، هزینه کند.
🔻بزرگترین موقوفه درمانی
احترامالسلطنه بعد از فوت همسرش، دست به کار میشود تا به وصیت منتصرالملک جامه عمل بپوشاند، این میشود که با اموالی که به او بخشیده بوده زمینی خریده و بنایی برپا میکند که منفعت آن التیامی باشد بر تن رنجور بیمارانی که از راه دور و نزدیک به مشهدالرضا(ع) میآیند. بیمارستان موقوفهای که از بزرگترین موقوفات درمانی کشور با حدود ۳هزارو۴۰۰ مترمربع در حاشیه خیابان دروازه جنت مشهد است.
البته که مرحوم حاجمحمدحسن میرزامنتصرالملک در زمان حیات خود نیز وقفهایی انجام داده و کاروانسرای تازهساختی را در کوچه عباسقلیخان بر آستان قدس رضوی وقف و مقرر کرد عواید آن موقوفه، صرف روضهخوانی در مسجد گوهرشاد، حقوق طلاب مدرسه عباسقلیخان، زائران فقیر، حقوق حفاظ مقبره واقف و پدرش، جعفرقلیمیرزا و همچنین روشنایی و تعمیرات جزئی مسجد واقف در محله معروف به پاچنار شود. برای مریضخانه هم چند پارچه املاک خود را در کاشمر و مهولات تربتحیدریه به همسرش رابعهخانم واگذار و شرط کرد مریضخانهای در مشهد تأسیس کند.
🔻به یاد منتصرالملک
رابعه خانم دختر محمدمیرزای قهرمان، نوه قهرمان میرزا و نتیجه حسنعلی میرزا (شجاعالسلطنه) که جد اعلای آنها فتحعلیشاه قاجار بود و نسبتی با فروغالسلطنه دختر قهرمان میرزا که نخستین مدارس دخترانه را در مشهد راهانداخته بود، داشت.
او در سال ۱۲۹۷ خورشیدی با اجازه دکتر امیراعلم، رئیس صحیه وقت، بیمارستان منتصریه را به یاد و نام همسرش منتصرالملک در محل فعلی خیابان جنت، افتتاح کرد. البته در ابتدا قرار بر این بوده بیمارستان در قسمت جنوبی شهر ساخته شود که ظاهراً مورد تایید قرار نمیگیرد و محل فعلی خریداری میشود.
🔻ساختار اولیه بیمارستان
بیمارستان در سالهای اولیه بیمارستان عمومی بود. یک محوطه ساده که وسط آن ساختمان بیمارستان بود و در اطراف آن اتاقهای اداری قرار داشت. پس از ساخت بنای بیمارستان، احترامالسلطنه اداره امور آن را به برادرش اسدالله میرزا قهرمان واگذار کرد. اما در دیماه ۱۳۲۷ خورشیدی که احترامالسلطنه با حدود ۸۰سال سن درگذشت، خانواده، بیمارستان منتصریه را با املاکی که وقف آن شدهبود، به آستانقدس تحویل دادند.
🔻تاریخچه بیمارستان
در شهر مشهد پس از دارالشفای آستان قدس، دومین مؤسسه درمانی وقفشده، بیمارستان منتصریه است. بنای قدیمی بیمارستان در یک طبقه که ۴۰ تختخواب داشت، به مرور زمان، دچار فرسودگی شد و به همین دلیل، در سال ۱۳۴۳ خورشیدی، آن را با همان نقشه اولیه بازسازی کردند. اما در زمان تولیت مرحوم واعظ طبسی تغییراتی در آن ایجاد و مهرماه ۹۱ در ۶طبقه در یک قطعه زمین به مساحت تقریباً ۳هزارو۵۰۰ ذرع مربع (تقریباً ۳هزارو۴۰۰ مترمربع) در حاشیه خیابان جنت ساخته شد و به شکل کنونی در آمد و به بیمارستان پیوند عضو تبدیل شد. هزینه تجدید بنای بیمارستان حدود ۱۰۰میلیارد برآورد و از محل درآمد موقوفات پرداخت شد.
منبع: مرکز اسناد و مطبوعات آستان قدس رضوی، روزنامه قدس
📌بازار سرشور، بازاری از عهد تیموری
✅معرفی شماره (۵۵)
بازار سرشور، مکانیست بهجامانده از دوره تیموری در همسایگی حرم مطهر. این بازار پیشتر سرپوشیده بود و به دلیل حجرههای دوطبقه، قراولخانه، مسجد و گرمابههای متعدد یکی از مهمترین محلههای شهر بهشمار میرفت.
📍برای آشنایی بیشتر با "بازار سرشور" از طریق لینک زیر به مجله گردشگری منطقه هشت مراجعه نمایید:
https://eitaa.com/majalegardeshgari8
🔻بازار سرشور، بازماندهای از تاریخ مشهد
بازار سرشور از قدیمیترین بازارهای مشهد است که ثبت میراث فرهنگی نیز شده است. قدمت این بازار قدیمی طبق آنچه که تاریخ پژوهان میگویند، به دوره تیموری میرسد؛ بازاری که ابتدایش در خیابان ارگ فعلی بود و انتهای آن به مسجد گوهرشاد میرسید. این بازار بزرگ با احداث خیابان خسروی ۲تکه شد که قسمت غربی به بازار فرش معروف شد و تکه بازار، شرق خیابان تازه ساز خسروی هم با همان نام قدیمی سرشور تاکنون به حیات خود ادامه داده است.
بازار سرشور در کنار بازارچه حاج آقاجان (شهید آستانهپرست) و بازارچه سراب از بازارهای برجا مانده مشهد قدیم بهشمار میرود. با اینکه بازار سرشور از دوره صفوی تا امروز تغییرات بسیاری به خود دیده و چندباری چند پاره شده است، هیچ گاه این بازار پرشوروحال از تکوتای همیشگیاش نیفتاده است.
در کتاب تاریخ مشهدالرضا (ع) نوشته احمد ماهوان، نام شهرنشینترین محله قدیم مشهد را به سرشور داد ه اند. چون این محله نه خیلی اعیان نشین بوده و نه خیلی فقیرنشین و بیشتر مردم یا کارمند موقت دولت بودند یا کارمند آستانه. آدمهای فرهنگی شهر مثل شاعر، صحاب، کتابدار و روزنامه چی هم در این محله زندگی میکردند.
بافت قدیمی بازار سرشور دارای حمامهای متعدد، بنای خاص معماری و خانههای تاریخی فراوانی است. خانه دختر ملک، واقف معروف مشهدی یگانه اثر ثبت میراث در راسته سرشور است. همچنین خانه صاحب علم در حاشیه سرشور و خانه جواهری از بناهای باارزش در این راسته محسوب میشوند.
از مطب دکتر شیخ بهعنوان یکی از مهمترین بناهای بازمانده تاریخ معاصر مشهد میتوان نام برد که همچنان در نبش سرشور۵ پابرجاست. در قلب بازار سرشور بنای معماری ساباط با پیشینه تاریخی همچنان باقیمانده که با وجود تلاشهای فراوان فعالان حوزه میراث فرهنگی، هنوز ثبت میراث فرهنگی نشده است.
🔻وجه تسمیه و ریشه نام «سرشور»
مهدی سیدی پژوهشگر خراسان در مورد وجه تسمیه سرشور اشاره کرده است: «معبری مهم به نام «کوچه شور» از این محله شروع میشده و پس از عبور از شرق حرم به محله نوغان و راسته بازار دیگر شهر میپیوسته، لذا احتمال میرود که این محله هم در ابتدا «سرِ شور» خوانده میشده است.»
در کتاب «مشهد در آغاز قرن چهارده خورشیدی» نوشته مهدی سیدی نیز آمده است: «صنیعالدوله(در سال 1301ه.ق.) مینویسد: «شهر مشهد شش محله بزرگ و 10محله کوچک دارد. محلات بزرگ عبارت است از: خیابانهای علیا، سفلا، سراب، عیدگاه، چهارباغ و نوغان. محلات کوچک محله پاچنار، ارگ، سرسوق، سرحوضان، جدیدها، مرویها، تپلمحله، غِرشمالها، کشمیریها و چاهنو.» در اینجا او محله سرشور فعلی را با نام سرسوق نوشته است.»
دکتر محمدرحیم رهنما در کتاب «بافت قدیم مشهد» از قول تقی بینش آورده است که قطعا «سرسوق» به این نام نبوده است، اما صنیعالدوله خواسته به شکل ادبی آن را سرسوق بنامد. رهنما در این کتاب مینویسد: سوق در عربی به معنای بازار است ولی در لهجه مشهدی و زبان محاوره، مردم کمتر کلمات عربی به کار میبرند و اگر برحسب ضرورت مجبور باشند، آن را ساده و مختصر تعریف میکنند. در مشهد کلمه سر به معنای ابتدا و آغاز و گاهی بالا دیده میشود. مانند سراب، سرشور، از طرف دیگر کلمه سو در لهجه مشهدی تقریبا به همان معنای لغوی و اصیل فارسی استعمال میشود، مثل چهارسو.
در قدیم بهعلت اینکه دستههای سینهزنی و قمهزنی ازطریق بازار بزرگ بخشی از بازار سرشور فعلی برای زیارت وارد حرم میشدند پس از مراسم قمهزنی که همراه جاریشدن خون از سر قمهزنها بوده در حمام ابتدای محله سرشور که حمام «سوسو» بوده برای شستوشو و غسل حمام میکردند، لذا عدهای معتقدند که به همین خاطر بازار به سرشور معروف شده است.
احمد ماهوان نیز در کتاب «تاریخ مشهد» به موضوع وجه تسمیه نام سرشور اشاره میکند و اینچنین مینویسد: مشهد بهعنوان شهر مذهبی از زمان قدیم شاهد مراسم عزاداری بود و هیئتهای مهم مذهبی و دستههای سینهزنی، زنجیرزنی و شبیهخوانی به خیابانها میآمدند؛ که از آن جمله، دسته معروف به قمهزنها یا دسته تیغزنها و یا دسته خونی بود. این دسته فقط یک بار و در صبح روز عاشورا به راه میافتاد. مسیر دستهها در روزهای تاسوعا و عاشورا بدین ترتیب بود که دستههای عزادار از محلات مختلف وارد بازار شهر(بازار سرشور) میشدند و پساز گذر از بازار به صحن عتیق میرفتند. آنها قبل از ورود به صحن در حمامهای واقع در بازار شامل حمام سرسوق یا سرشور، حمام شاه، حمام سالاریها و حمام بیگلربیگی غسل نموده و خود را تطهیر میکردند.
🔻نگاهی به بازار در حال حاضر
کوچههای ابتدای بازار، بیشترشان بن بست و به هتل آپارتمان ها، غذاخوری ها، خانه مسافرها یا کافههای عربی میرسد. طوری که روی شیشههای این مکانها مملو از این نوشته هاست: تیمچه، شای عراقی، صالون و حتی مرکز تجمیل (آرایشگاه).
راسته بازار سرشور را باید بافت اجتماعی و محلی در نظر گرفت که تمام خواستههای اهالی و زائران در آن مهیا میشود. زائران یا در حسینیهها و زائرسراها اقامت دارند یا در هتل آپارتمان ها. بزرگترین هتل آپارتمان ایران در ابتدای بازار سرشور قرار دارد. زائرسرا و حسینیه اصفهانیها نیز که بزرگترین زائرسرا به لحاظ طبقاتی در کشور است، در این راسته قرار گرفته و سرشور، از این دست هتلها و حسینیهها فراوان دارد.
به گفته کسبه در گذشتهای دورتر بیشترین شغل اهالی عطاری و بقالی بوده که حالا به نقره فروشی تغییر ماهیت داده و بر زرق و برق این بازار افزوده است. عکاسهای حرم بارگاهی هم کم نیستند که دائم زائران را به گرفتن عکسهای یادگاری آمیخته با پردههایی از حرم مطهر دعوت میکنند؛ و این همه عکس آدمهای خندان رو به دوربین هم، انگار بر شلوغی این بازار افزوده است و البته بر هویت بازار صحه میگذارد.
🔻به سمت بافت تاریخی
چند خانه اعیان نشین که سه تای آنها شرایط ثبت دارد در کوچهای معروف به آشتی کنان، شناسایی شده است. خانههایی بازمانده از اواخر قاجار و ابتدای پهلوی اول که در حیاط و بنای خانهها مداخله زیادی شده است. در قلب بازار سرشور، یک ساباط هم باقی مانده که آن هم به ثبت نرسیده است.
خانه صاحب علم در حاشیه سرشور و خانه جواهری، خانه آیتالله فقیه سبزواری از بناهای باارزش در این راسته هستند. خانه دختر ملک، واقف معروف مشهدی هم هست که تنها اثر ثبت میراث در راسته سرشور است.
یکی از فرعیهای این راسته بازار به «جفایی» یا «چهنو» معروف است که سر دیگر آن در خیابان امام رضا (ع) است که از منظر تاریخ معاصر اهمیت خاصی دارد.
سرشور 10 به نام کوچه ذوالفقار نامگداری شده است که نام این کوچه برگرفته از مسجد ذوالفقار در ابتدای کوچه است. سرشور ۲5، کوچه فروغ نام دارد برگرفته از نام فروغ آذرخشی موسس اولین مدرسه دخترانه شهر، سرشور 12 به نام کوچه مشیر برگرفته از طبیب مشیرالدوله، پیرمرد خوشنامی که بیشتر داروهایش جوشانده بود، البته برخی نیز معتقدند این نام برگرفته از مسجد و حمام مشیر در این کوچه است.
منبع:روزنامه شهرآرا_ مرکز اسناد آستان قدس
آدرس: خیابان اندرزگو، انتهای خیابان خسروی نو