eitaa logo
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم
1.1هزار دنبال‌کننده
198 عکس
1 ویدیو
19 فایل
فعالیت در حوزه نواندیشی دینی، اخبار مجمع و ...
مشاهده در ایتا
دانلود
تلاش برای پادرمیانی و آشتی 👤 سید محمد علی ایازی مجتهد، قرآن‌پژوه و عضو هیات علمی دانشگاه 🌱 یکی از درخشان‌ترین آموزه‌های قرآن، دعوت به آشتی، پیوند دل‌ها و خاموش کردن آتش کینه‌ها ست. قرآن نمی‌خواهد جامعه مؤمنان میدان رقابت‌های فرساینده، نزاع‌های بی‌پایان و گسستن پیوندهای انسانی باشد؛ بلکه آن را جامعه‌ای می‌خواهد که در آن، مهر بر کینه، گفت‌وگو بر خصومت و آشتی بر دشمنی غلبه داشته باشد. 📖 از همین رو، در آغاز سوره انفال، پس از آنکه سخن از غنیمت‌های جنگ به میان می‌آورد، نگاه مؤمنان را از مال و منفعت به سرمایه‌ای والاتر معطوف می‌سازد و می‌فرماید: ﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾ «از خدا پروا کنید، روابط میان خود را اصلاح نمایید و اگر ایمان دارید، از خدا و پیامبرش فرمان ببرید.» (انفال: ۱) 💞 این آیه، حقیقتی ژرف را آشکار می‌سازد: استواری جامعه، تنها با عبادت‌های فردی تحقق نمی‌یابد، بلکه در گرو پاسداشت پیوندهای انسانی است. قرآن تنها از مؤمنان نمی‌خواهد که از نزاع و دشمنی بپرهیزند، بلکه آنان را فرا می‌خواند که هرگاه شکافی میان دل‌ها پدید آمد، برای ترمیم آن پیش‌قدم شوند و میان انسان‌ها پل دوستی و اعتماد بسازند. 🌉 تعبیر بلند «اصلاح ذات‌البین» نیز تنها به معنای پایان دادن به یک مشاجره نیست؛ بلکه دعوتی است به بازسازی اعتمادهای آسیب‌دیده، زدودن غبار کینه از دل‌ها، التیام زخم‌های روابط انسانی و استوار ساختن بنیان همبستگی اجتماعی. جامعه‌ای که مردمانش در برابر اختلاف‌ها بی‌تفاوت نمانند و آشتی را رسالت خود بدانند، از تفرقه، نفرت، دوقطبی شدن و فرسایش سرمایه اجتماعی در امان خواهد ماند. 🕌 از همین رو، در فرهنگ اسلامی، اصلاح میان مردم، عبادتی بزرگ و از والاترین جلوه‌های بندگی خدا به شمار آمده است. امیرمؤمنان علی(ع) در واپسین لحظات عمر، هنگامی که بر بستر شهادت آرمیده بود، فرزندان خود را به این اصل سرنوشت‌ساز سفارش کرد و فرمود: «إِصْلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَالصِّيَامِ.» 💚 «اصلاح روابط میان مردم، از بسیاری از نمازها و روزه‌های مستحبی برتر است.» 🌸 امام صادق(ع) نیز در بیانی زیبا و الهام‌بخش فرمود: «صَدَقَةٌ يُحِبُّهَا اللَّهُ: إِصْلَاحٌ بَيْنَ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا، وَتَقَارُبٌ بَيْنَهُمْ إِذَا تَبَاعَدُوا.» «محبوب‌ترین صدقه نزد خدا، آشتی دادن مردم هنگامی است که روابطشان تیره شده و نزدیک ساختن آنان به یکدیگر است، آنگاه که از هم دور افتاده‌اند.» 🕊 امروز که فضای عمومی جامعه گاه زیر سایه تندخویی، برچسب‌زنی، نفرت‌پراکنی و دوقطبی‌سازی قرار می‌گیرد، پیام این آیات و روایات بیش از همیشه زنده و راهگشاست. جامعه‌ای که در آن افراد، به جای شعله‌ور ساختن اختلاف‌ها، نقش مصلح، میانجی و آشتی‌دهنده را بر عهده گیرند، از امنیت روانی، انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی بیشتری برخوردار خواهد بود. 🌿 آینده‌ای روشن، نه با گسترش خصومت، بلکه با فرهنگ گفت‌وگو، گذشت، مدارا و اصلاح رابطه‌ها ساخته می‌شود؛ چرا که هر دستی که دو دلِ دورافتاده را به هم نزدیک کند، در حقیقت، بنای صلح و آرامش جامعه را استوارتر ساخته است. (۱۹) 🌴 کانال انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها ble.ir/join/A1yRMHAZsd 🌐https://eitaa.com/majmaqomh
✳️* کرامت ذاتی؛ استعدادی برای به فعلیت رسیدن* ✍️ بالفعل بودن کرامت با حریت و آزادی سازگاری ندارد؛ چراکه یکی از اصلی‌ترین مسائل در خلقت انسان، اصل آزادی است. آزادی در دین، انتخاب دین و عملکرد انسان، اصلی اساسی است که هیچ چیزی با آن قابل قیاس نیست. بنابراین، استعداد اساس است و خداوند زمینه‌های فعلیت آن را فراهم کرده و پیامبران را فرستاده است. همه پیامبران می‌خواستند این استعداد را به فعلیت برسانند؛ چنان‌که حضرت امیر(ع) می‌فرماید: «لِیُثیروا دَفائِنَ العُقول». اما عده‌ای نخواستند و عده‌ای نیز بدون تفکر و تعقل، تابع شدند؛ با اینکه تفکر و تعقل جزء ذاتی انسان است. با این حال، همه انسان‌ها صرف‌نظر از اعتقادات و اعمالشان، کریمند و موجودی برتر از همه موجودات دیگرند. خود این استعداد، تمام کلام است؛ یعنی تفکر، تعقل و تشخیص حق و باطل. انسان با تفکر و تعقل می‌تواند بفهمد چه‌کار بکند و چه‌کار نکند. اما این استعداد برای به فعلیت رسیدن، نیاز به تلنگر و زمینه مناسب دارد. ازاین‌رو، سلسله انبیا برای برانگیختن این استعدادها آمدند و آموزه‌های دینی نیز بر خانواده و تربیت تأکید کرده‌اند. این همه دستور برای آن است که آن استعداد ــ فطرت الهی و اخلاق انسانی ــ در فرزندان شکوفا گردد. 📍 برگرفته از «کرامت انسان؛ استعداد یا فعلیت؟ ⚡️ پژوهشکده اندیشه دینی معاصر (آدم) 🌐https://eitaa.com/majmaqomh
🔰 نظر دکتر عبدالکریم سروش درباره ترجمه قرآن اثر استاد محمدعلی کوشا 📍دکتر عبدالکریم سروش در درس‌های خود با عنوان «قرائت قلبی قرآن» که در مرکز فرهنگی شمال کالیفرنیا ارائه می‌دهد، ترجمه قرآن حجت ‌الاسلام والمسلمین استاد محمدعلی کوشا (از اعضای شورای مرکزی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم) را ستوده است و آن را از ترجمه‌های خوب ارائه شده از قرآن معرفی کرده است. ایشان در ترجمه آیات ۳۷ تا ۴۰ سوره احزاب چنین می‌گوید: 📍«یکی از ترجمه‌های خیلی نیکویی که از قرآن شده است و من گاهی از آن استفاده می‌کنم ترجمه آقای محمدعلی کوشا است که بسیار صحیحه، بسیار نکته سنجانه است و به گمانم اخیرترین ترجمه‌ای است از قرآن، که آمده است.» 🌐https://eitaa.com/majmaqomh
🔰 نگاه به الگوی تکرارشونده شوک قیمتی بنزین ✍ محمدرضا یوسفی 🔹 در سال ۱۴۰۴، شکاف تولید و مصرف بنزین به وارداتی بالاتر از ۳ میلیارد دلار انجامید. (عصر ایران، ۸/۱۰/۱۴۰۴). به گفته معاون رئیس‌جمهور پیشین، حتی پیش از آغاز جنگ، واردات روزانه ۲۰ تا ۲۵ میلیون لیتر بود (دنیای اقتصاد، ۲۰/۲/۱۴۰۵). بخشی از ظرفیت پالایشگاهی آسیب دیده، واردات با محاصره مواجه شده و درآمدهای صادراتی نیز کاهش یافته است. در نتیجه، ناترازی حادتر شد. 🔹 با این حال، هر گونه تصمیم‌گیری درباره بنزین با محدودیت‌های جدی همراه است. تجربه آبان ۱۳۹۸ نشان داد که افزایش قیمت بنزین، در شرایط رکود تورمی و کاهش قدرت خرید مردم، به ناآرامی ها انجامید. 🔹 همچنین شوک ارزی دی‌ماه 1404، بر عمق تورم و رکود افزود. درآمد سرانه واقعی به حدود نصف دهه ۱۳۹۰ تنزل یافته، حدود ۵۰ درصد جامعه زیر خط فقر قرار دارند و تاب‌آوری معیشتی به شدت کاهش یافته است. در چنین بستری، هر شوک قیمتیِ، نه تنها ناترازی را حل نمی‌کند، بلکه می‌تواند به بحرانی اجتماعی-اقتصادی تمام‌عیار بدل شود. هر راهکاری باید میان اجتناب از شوک اجتماعی و کاهش ناترازی، تعادل برقرار کند. 🔹 نمونه اخیر، طرح آزمایشی بنزین ۸۷ هزار تومانی در کرمان (۲۲ مرداد) بود که به دلیل فقدان مطالعات کارشناسی و پیش‌آزمون میدانی، پس از چند ساعت متوقف شد. بسیاری از اقتصاددانان نیز بر این نظرند که در شرایط کنونی، اعمال شوک قیمتیِ، اقدامی نادرست و مخرب است. از این رو، به جای مرور اشتباهات گذشته یا ارائه راهکارهای بلندمدتِ فاقد امکان اجرا، باید بسته‌ای عملیاتی طراحی شود که همزمان به کاهش تدریجی ناترازی و حداقل فشار را بر اقشار آسیب‌پذیر منجر شده، با شفافیت و مشارکت‌ عمومی، مشروعیت اجتماعی کسب کند. 🔹 بسته پیشنهادی: 1 . سیاست های غیرقیمتی مدیریت تقاضا: این سیاست فوری و کم‌هزینه است و شامل: · اجرای طرح‌ کاهش سفرهای غیرضروری در ادارات، تدوین برنامه مدون دورکاریِ اداری که بنابر برخی محاسبات، به کاهش  چند درصد مصرف بنزین می انجامد.  · تشویق مالیِ خودروهای عمومی و تاکسی‌های اینترنتی به دوگانه‌سوز شدن، با ارائه تسهیلات بلاعوض یا وام کم‌بهره. · آغاز نوسازی ناوگان فرسوده از طریق واردات محدود خودروهای کم‌مصرف یا تولید داخلی با اولویت موتورهای پاک، · توسعه زیرساخت‌های گازرسانی سی‌ان‌جی در کلانشهرها و افزایش جایگاه‌های سوخت‌گیری گاز، همراه با مشوق قیمتی نسبی. 2 . سیاست اصلاح قیمتیِ تدریجی و شفاف: · حفظ سهمیه یارانه‌ای برای خانوارها با نرخ فعلی، اما قیمت مازاد بر سهمیه، با ضریب مشخصی مثلاً ۲ تا 3 برابر قیمت فعلی افزایش یابد.  · افزایش 10 الی 20 درصد سالانه نرخ قیمتی سهمیه بنزین و افزایش قیمت بنزین مازاد بر سهمیه با نرخ بالاتر از بنزین سهمیه ای مثلا 40 درصد. · شفاف‌سازی کامل صورت‌های مالی شرکت پالایش و پخش و سازمان هدفمندی، و انتشار ماهانه گزارش هزینه‌ها و درآمدهای حاصل از فروش بنزین، تا مردم بدانند عواید این افزایش صرف چه می‌شود. 3 . سیاست بسته جبرانیِ پیش‌دست و هدفمند: · افزایش مبلغ یارانه نقدی یا اعتبار خرید کالاهای اساسی برای دهک‌های پایین (حداقل ۵۰ درصد جامعه)، و واریز آن یک ماه پیش از اجرای برنامه. 4 . بسترسازی اجتماعی و نهادی (پیش‌نیازِ اجرا): · تشکیل کارگروه‌های محلی با حضور نمایندگان شوراهای شهر، اتحادیه‌های صنفی، تاکسیرانی و فعالان مدنیِ مستقل، با هدف دریافت بازخورد و اصلاح طرح پیش از اجرا و افزایش اقناع عمومی. · رسانه‌ملی به اقناع‌سازی با استناد به داده‌های شفاف بپردازد. مردم باید بدانند هزینه واقعی بنزین چقدر است، یارانه آن چقدر از بودجه عمومی را می‌بلعد، و جایگزینِ افزایش قیمت، کاهش کیفی خدمات عمومی یا افزایش کسری بودجه خواهد بود. 5 . با توجه به قاچاق سیستماتیکِ روزانه بنزین (برآورد غیررسمی حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون لیتر)، پیشنهاد می‌شود: ·  شفاف‌سازی زنجیره توزیع از پالایشگاه تا جایگاه با سامانه‌های ردیابی، · مذاکره با سرمنشأهای قاچاق سیستماتیک بنزین: هر چند این پیشنهاد ممکن است عجیب به نظر آید و از منظر حقوقی و اخلاقی قابل تامل باشد، اما با توجه به قاچاق گسترده و عدم توانایی دولت در مبارزه مؤثر با آن در شرایط کنونی، ضروری است دولت با نهادهای درگیر در قاچاق وارد گفتگو شود تا از فشار بر مردم کاسته گردد. 🔹 مسئله بنزین، صرفاً یک مسئله فنی یا اقتصادی نیست؛ یک مسئله سیاسی-اجتماعی با ریشه‌های تاریخیِ بی‌اعتمادی است. هر راهکاری که شفافیت، مشارکت و جبران‌پذیریِ همزمان نداشته باشد، نه تنها ناترازی را حل نمی‌کند، بلکه سرمایه اجتماعیِ باقی‌مانده را نیز از بین می‌برد. بسته پیشنهادی فوق، بر «تدریج»، «اقناع» و «پیش‌دست‌بودنِ جبران» تأکید دارد. 🌐https://eitaa.com/majmaqomh
*🌿 پرهیز از تندگویی و زشت‌گویی ✍️ سید محمد علی ایازی* مجتهد، قرآن پژوه و مدرس دانشگاه 🗣️ *زبان*، آینه شخصیت انسان و پلی برای پیوند یا گسست دل‌هاست. بسیاری از نزاع‌ها نه با شمشیر، بلکه با *کلمات* آغاز می‌شوند؛ واژه‌هایی که می‌توانند دل‌ها را به هم نزدیک کنند یا آتش دشمنی و کینه را شعله‌ور سازند. از همین رو، قرآن کریم به همان اندازه که بر درستی اندیشه تأکید دارد، بر *پاکی زبان* نیز اصرار می‌ورزد و خشونت کلامی را آفتی بزرگ برای سلامت جامعه می‌داند. 🌱 📖 در یکی از آموزنده‌ترین دستورهای اخلاقی خود به مؤمنان می‌فرماید: ﴿وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ﴾ *(انعام: ۱۰۸)* 🔹 «معبودانی را که آنان جز خدا می‌پرستند، دشنام ندهید؛ زیرا آنان نیز از روی دشمنی و ناآگاهی، خدا را دشنام خواهند داد.» 🌿 فضای نزول این آیه، جامعه‌ای بود که بت‌پرستی بزرگ‌ترین انحراف اعتقادی آن به شمار می‌رفت. با این همه، قرآن حتی در برابر *باطل‌ترین عقیده* نیز اجازه اهانت، تحقیر و دشنام نمی‌دهد. این دستور، تنها یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه راهبردی عمیق برای *حفظ آرامش جامعه و گشودن راه گفت‌وگو*ست. ⚠️ دشنام و تحقیر، هیچ اندیشه‌ای را اصلاح نمی‌کند و هیچ حقیقتی را به کرسی نمی‌نشاند؛ بلکه غالباً طرف مقابل را در موضع دفاع، تعصب و لجاجت قرار می‌دهد و چرخه‌ای از توهین و انتقام را پدید می‌آورد که پایان آن، گسترش نفرت و فروپاشی اعتماد اجتماعی است. *خشونت کلامی، پیش از آنکه رقیب را زخمی کند، اخلاق گوینده و فضای جامعه را می‌آزارد.* 💬 پیام قرآن آن است که حقیقت را باید با *منطق، ادب و کرامت* عرضه کرد، نه با زبان تحقیر و نفرت. انسان ممکن است با اندیشه‌ای به‌شدت مخالف باشد، اما این مخالفت، مجوز بی‌حرمتی و زشت‌گویی نیست. 🔎 *نقد اندیشه، با اهانت به صاحبان اندیشه تفاوتی بنیادین دارد؛* اولی راه را برای فهم و اصلاح می‌گشاید و دومی، درهای گفت‌وگو را می‌بندد. 📱 این آموزه قرآنی، امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. در روزگاری که شبکه‌های اجتماعی میدان مسابقه در *تندگویی، برچسب‌زنی، تمسخر و نفرت‌پراکنی* شده‌اند و گاه اختلاف نظرهای سیاسی، مذهبی یا فرهنگی به دشمنی‌های عمیق می‌انجامد، قرآن مؤمنان را به اخلاقی فراتر فرا می‌خواند: 🌱 *زبان خود را از خشونت پاک نگه دارید، حتی در برابر کسانی که باورشان را نادرست می‌دانید.* 🤝 جامعه‌ای که *گفت‌وگو* را جایگزین دشنام، *استدلال* را جایگزین تحقیر و *احترام* را جایگزین نفرت سازد، نه‌تنها به حقیقت نزدیک‌تر خواهد شد، بلکه از آفت دوقطبی شدن، کینه‌ورزی و انتقام‌جویی نیز در امان می‌ماند. 🌿 *زبان پاک، نخستین گام در ساختن جامعه‌ای آرام، همدل و برخوردار از فرهنگ مدارا است.* (۲۱) 🌴 *کانال انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها* ble.ir/join/A1yRMHAZsd 🌐https://eitaa.com/majmaqomh
✅ ترساندن، ممکن است اطاعت بیاورد؛ اما احترام، و اعتماد نمی‌آورد ✍🏻 🔻 آیت‌الله سیدمحمدعلی ایازی، استاددانشگاه و قرآن‌پژوه معاصر، در یادداشتی اختصاصی برای «اندیشه ما» با بازتعریف مفهوم قدرت، تأکید کرد که قدرت پایدار یک کشور تنها در توان نظامی و ایجاد ترس خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در میزان اعتماد، احترام، تولید علم، عدالت، فرهنگ و کرامتی که در داخل و خارج ایجاد می‌کند، سنجیده می‌شود. 🔹 آیت‌الله سیدمحمدعلی ایازی در یادداشت خود با عنوان «تعریف قدرت از نو» میان «قدرت» و «اقتدار» تفکیک کرد و نوشت: ممکن است ترس از یک فرد یا کشور نشانه‌ای از توانایی او در ایجاد بازدارندگی باشد، اما ترس به‌تنهایی به معنای احترام، اعتماد یا پذیرش قدرت نیست. 🔸 او با استناد به دو روایت منسوب به پیامبر(ص) درباره مذمت ترساندن مردم و احترام گذاشتن به افراد از بیم شرّ آنان، تصریح کرد که احترامی که از ترس پدید آید، احترام حقیقی نیست و اقتدار زمانی شکل می‌گیرد که شخصیت، دانش، اخلاق، عدالت و بزرگواری منشأ احترام باشد. 🔹 این قرآن‌پژوه معاصر تأکید کرد که قدرت واقعی، محتاج فریاد و تهدید نیست و انسانی که برای اثبات بزرگی خود دیگران را کوچک می‌کند، هنوز به بزرگی نرسیده است. به گفته او، قدرتی که فقط با تهدید و خشونت دوام می‌آورد، با برداشته شدن ابزار ترس، بخش مهمی از توان خود را از دست می‌دهد. 🔸 ایازی این معیار را درباره قدرت ملی نیز صادق دانست و نوشت که کشور قدرتمند تنها کشوری نیست که دیگران از توان نظامی آن بترسند؛ بلکه باید در علم، فرهنگ، اقتصاد، عدالت، آزادی، امنیت و کرامت انسانی نیز توانمند باشد. او همچنین وضعیت دانشمندان و امکان نقد و پژوهش را از شاخص‌های قدرت جامعه دانست و هشدار داد که خاموش کردن عالمان و میدان دادن به متملقان، به کاهش قدرت واقعی جامعه می‌انجامد. 🔹 او در پایان تأکید کرد که امنیت بدون عدالت پایدار نیست و اقتدار بدون رضایت عمومی دوام نمی‌آورد و قدرت بدون اخلاق می‌تواند به ابزار سلطه تبدیل شود. ♦️ نکات کلیدی * ترس از یک کشور لزوماً به معنای احترام و اقتدار آن نیست. * قدرت پایدار با علم، عدالت، فرهنگ، آزادی و کرامت انسانی پیوند دارد. * وضعیت دانشمندان و امکان نقد و پژوهش از شاخص‌های قدرت جامعه است. * امنیت بدون عدالت و اقتدار بدون رضایت عمومی پایدار نیست. ⬇️ ادامه‌ی مطلب را در سایت بخوانید: https://andishehma.com/525152-2 📣پایگاه اندیشه ما https://eitaa.com/joinchat/3881369777C45aea07034 🌐https://eitaa.com/majmaqomh
🔰آموزه‌های کوتاه اخلاقی از پیامبر رحمت و مهربانی (قسمت اول) ✍محمدجعفر سعیدیان فر 📍سیره عملی پیامبر در ابلاغ پیام توحید و رابطه با انسان‌های پیام‌پذیر و مخالفان دعوت توحید بر نرمی و ملایمت تساهل و تسامح و اقناع بود . 📍 خداوند خطاب به پیامبر(ص) در آیه ۱۵۹ سوره آل‌عمران می فرماید: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ؛ به برکت رحمت الهی است که با آنان نرمخو و پر مهر شدی واگر تندخو و سخت‌دل بودی از پیرامون تو پراکنده می شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار اداره جامعه با آنان مشورت کن». 📍پيامبر از طرف خداوند مأمور به تحمل مخالفان عقيدتى مانند اهل كتاب و مدارا كردن با آنان از روى اختيار بدون دست كشيدن از عقائد و اصول خويش است سیره رواداری پیامبر(ص) را از زبان وحی در ۱۹۹ سوره اعراف می‌آموزیم: «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ» گذشت پيشه كن،  [با آنها مدارا كن ] و به نيكى فرمان ده، و رخ برتاب از كسانى كه نادانند [و با آنها ستيزه مكن‌]. 📍در این آیه سه روش برای چگونگی تعامل با دیگران به پیامبر داده شده است ۱- در طرز رفتار با مردم سختگير مباش، عذرشان را بپذير، و بيش از آنچه قدرت دارند از آنها مخواه و به هر حال [با آنها مدارا كن «خُذِ الْعَفْوَ».۲- مردم را به كارهاى نيك و آنچه را عقل و خرد، شايسته مى‌شناسد و خداوند آن را نيك معرفى كرده، دستور ده «وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ».۳- دستور به تحمل و بردبارى در برابر جاهلان داده، مى‌گويد: از جاهلان روى بگردان و با آنها ستيزه مكن «وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ». 📍برخلاف قرائت تمامیت‌خواهان اقتدارگرا که با خشونت ابزاری دینی، چهره‌ای نازیبا از دین معرفی می‌کنند و با این قرائت متحجرانه جان هزاران انسان را به خطر می‌اندازند و با ایمان جاهلانه ناامنی روحی برای انسان‌ها و مومنان ایجاد می‌کنند. از آنجا كه قرآن كتاب هدايت است، درسی که از این آیه می‌آموزیم این است که رهبران و مبلّغان، زمانی که در مسير دعوت خود به توحید و معنویت و اخلاق با افراد متعصب، لجوج، جاهل و بى‌خبر، و افرادى كه سطح فكر و اخلاق آنها همسان آنان نیست روبرو مى‌شوند، از آنها دشنام مى‌شنوند، هدف تهمتشان قرار مى‌گيرند، سنگ در راهشان مى‌افكنند؛ راه پيروزى بر اين مشكل گلاويز شدن با جاهلان نيست، بلكه بهترين راه تحمل و حوصله، ناديده گرفتن و نشنيده گرفتن اين گونه كارهاست، و تجربه نشان مى‌دهد براى بيدار ساختن عقل‌های خفته جاهلان و خاموش كردن آتش خشم و حسد و تعصبشان، اين بهترين راه است.  📍فشرده پیام اخلاقی آیه این که اهل عفو و مدارا باشيد و با نابخردان با تسامح برخورد كنيد. در جامعه اسلامى نيكى‌هاى عقل‌پسند و شرع‌مدار را ترويج كنيد و خود را با مكارم اخلاقى آراسته سازيد. 🌐https://eitaa.com/majmaqomh
🔰آموزه‌های کوتاه اخلاقی از پیامبر رحمت و مهربانی (قسمت دوم) ✍محمدجعفر سعیدیان‌فر 📍در ادامه بحث قبلی، روایاتی از سخنان نورانی پیامبر اکرم(ص) درباره اخلاق عملی و سیره مدارایی ایشان می‌آوریم به امید این که همه به سیره نبوی اقتدا کنیم و در اسوه‌پذیری از پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) ثابت قدم باشیم 📍مدارا با مردم مأموریت پیامبر(ص) [۱] قَالَ رسول الله (ص‌) أُمِرْتُ بِمُدَارَاةِ النَّاسِ كَمَا أُمِرْتُ بِتَبْلِيغِ الرِّسَالَةِ  (تحف العقول؛ ص۴۸) پیامبر خدا(ص) فرمود من به مداراى با مردم مأمورم چنان كه به تبليغ رسالت [ازطرف خداوند مبعوث شدم] [۲] قَالَ رسول الله (ص) أمَرَني رَبّي بِمُداراةِ النّاسِ كَما أمَرَني بِأداءِ الفَرائضِ(کافی[ط- اسلامیه] ج۲، ص۱۱۷، ح۴) پیامبر خدا(ص) فرمود پروردگارم، همان‌گونه كه مرا به انجام واجبات فرمان داده، به مدارا كردن با مردم نيز فرمان داده است. 📍پرهیز از مجادله و كشمكش با دیگران  [3] قَالَ رسول الله( ص‌) إِنَّ أَوَّلَ مَا نَهَانِي عَنْهُ رَبِّي جَلَّ جَلَالُهُ عَنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ ....وَ مُلَاحَاةِ الرِّجَالِ (وسائل الشيعة ؛ ج‌۲۵؛ ص۳۰۴) پیامبر خدا(ص) فرمود: اولین چیزی که از طرف خداوند نهی شدم پرستش بت‌ها بود و پس از آن از مجادله و كشمكش با مردم منع شدم  📍رواداری و مدارا با مردم [۴] قَالَ رسول الله(ص‌) ‌ مُدَارَاةُ النَّاسِ نِصْفُ الْإِيمَانِ وَ الرِّفْقُ بِهِمْ نِصْفُ الْعَيْشِ. (تحف العقول ؛ ص۴۱ و الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‌۲ ؛ ص۱۱۷)  پیامبر خدا(ص) فرمود: مداراى با مردم نصف ايمان است و مهربانى با ایشان نیمی از زندگى است. 📍خردمند ترین مردم‌ [۵] قَالَ رسول الله(ص‌) أعقل الناس أشدهم مداراة للناس.(من لا يحضره الفقيه: ج۴، ص۳۹۵)  پیامبر خدا (ص) فرمود: خردمندترين مردم، كسى است كه بيشتر با مردم مدارا كند 📍مدارا با دیگران سرآمد عقل و خرد [۶] قَالَ رسول الله( ص‌) ‌ رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ ا لْإِيمَانِ بِاللَّهِ مُدَارَاةُ النَّاسِ فِي غَيْرِ تَرْكِ حَقٍّ( تحف العقول؛ ص۴۲) پیامبر خدا (ص) فرمود: سرآمد خردمنديها پس از ايمان به خدا؛ رعايت حال مردم است، تا بدان جا كه حقّى ضايع نشود. 📍مهربانی با مردم نیمی ازخرد [۷] قَالَ رسول الله( ص‌): التودد إلى الناس نصف العقل.( الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‌۲ ؛ ص۶۴۳  ح۴). پیامبر خدا (ص) فرمود: مهربانى‌ با مردم، نيمى از خردمندى است. [۸] قَالَ رسول الله( ص‌) خَيْرُ الرِّجَالِ مِنْ أُمَّتِي الَّذِينَ لَا يَتَطَاوَلُونَ عَلَى أَهْلِيهِمْ وَ يَحِنُّونَ‌ عَلَيْهِم وَ لَا يَظْلِمُونَهُمْ  ( طبرسى،مکارم الاخلاق، ص۲۱۸) پیامبر خدا (ص) فرمود: بهترین مردان امت من آن کسانی هستند که نسبت به خانواده خود خشن و سخت‌گیر نباشند مهربان باشند و به آنان مهر می‌ورزند و در حقشان ستم روا نمی‌دارند. توضیح: چگونگی روابط در خانواده زیر بنای اخلاق  و روابط اجتماعی بیرون خانواده و در جامعه است، خانواده مهربان و اهل مدارا زیربنای ساختن جامعه روادار و دور از خشونت و ناهنجاری هاست. 📍بهترین‌ها و بدترین‌ها در رابطه با دیگران  [۹] قَالَ  رسول الله(ص‌) خَصْلَتَانِ لَيْسَ فَوْقَهُمَا مِنَ الْبِرِّ شَيْ‌ءٌ الْإِيمَانُ بِاللَّهِ وَ النَّفْعُ لِعِبَادِ اللَّهِ وَ خَصْلَتَانِ لَيْسَ فَوْقَهُمَا مِنَ الشَّرِّ شَيْ‌ءٌ الشِّرْكُ بِاللَّهِ وَ الضَّرُّ لِعِبَادِ اللَّهِ. (تحف العقول ؛ ص۳۵) پیامبر خدا (ص) فرمود: دو خصلت نيك است كه چیزی برتر از آنها نيست: ايمان به خدا و نفع رساندن به بندگان خداوند. و دو خصلت ناپسند است كه بدتر از آنها نيست: شرك به خدا و آزار بندگان خداوند. 📍اخلاق جوانمردی [۱۰] قَالَ رسول الله( ص‌) مُرُوءَتُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَنَا وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَنَا. (تحف العقول ص۳۸)  پیامبر خدا (ص) فرمود: جوانمردى ما خاندان (رسالت) ايجاب مى‌كند از آن كه بر ما ستم كرده بگذريم و به آن كه حقمان را از ما دريغ داشته و محروممان کرده عطا و بخشش كنيم. 🌐https://eitaa.com/majmaqomh
🔰 چرا فقط معین و نامجو؟! ✍مهراب صادق‌نیا 📍 به سلامتی آقای نامجو خواننده‌ سبک تلفیقی بی سر و صدا کنسرت‌هایش را لغو کرد و بدون آن‌که به کسی (حتّی شارلوت) بگوید به ایران بازگشت. البته پیش‌تر گفته بود که  "دیگر تاب ادامه دادن ندارد." وزیر ارشاد هم گفت که مارتیک، معین، عبدالکریم سروش، و کدیور هم می‌توانند برگردند. من که مخالفتی ندارم و بلکه کمی تا قسمتی از بازگشت ایرانیان به کشور استقبال کرده و ایران را وطن همه ایرانیان می‌دانم. تنها یک چیز ذهنم را درگیر کرده است و آن اینکه اگر جوان‌هایی که چندین سال پیش به جرم گوش دادن به ترانه‌های معین اذیت شدند و یا کسانی که به سخنان شیخ عبدالکریم سروش علاقه داشتند و در فیلترهای تنگ گزینش گرفتار شدند و دست رد به سینه‌هایشان خورد، از آقای سید عباس صالحی عزیز بپرسند "چه کسی پاسخ‌گوی حقوق از دست رفته ماست؟" ایشان چه جوابی خواهند.؟ 📍چه خوب است حالا که محسن نامجو، شهرام شب‌پره، مارتیک، معین، شادمهر، سروش، کدیور، و حسین نصر می‌توانند به ایران بیایند و به مثابه یک شهروند در کشور خودشان فعالیّت کنند، جوان‌هایی که به این افراد علاقه دارند و به جرم این علاقه از برخی حقوق شهروندی محروم شده‌اند نیز مورد مهر قرار گرفته و تا جایی که ممکن است به حقوق خود برسند. 📍وقتی عبدالکریم سروش می‌تواند آن سخنان را بگوید ولی آزادنه به وطن خود آمد و شد کند؛ چرا باید یک استاد دانشگاه به اتّهام تمایل به اندیشه‌های او از حق تدریس، ترفیع، ارتقا، و تبدیل وضعیّت محروم شود؟ یا وقتی محسن نامجو با وجود این که خود را "بی دین" می‌خواند و ده‌ها حرف و حدیث پشت سر اوست، می‌تواند در تهران باشد و احتمالا کنسرت برگزار کند، چرا فردوسی‌پور، احسان علی‌خانی، رامبد جوان، علی ضياء و ده‌ها جوان  هنرمند دیگر نتوانند مشمول مهربانی و چشم‌پوشی مسئولان کشور قرار گیرند؟ 📍حالا که قرار است به منظور افزایش سرمایه‌ی اجتماعی،  برای ایرانی‌های دور از وطن "ابر خطاپوش" باشید، کمی هم برای کسانی که در همین حوالی پای وطن خود ایستادند و در کنار مردم‌شان بودند آغوش بگشائید. جای دوری نمی‌رود. 🌐https://eitaa.com/majmaqomh
☘پیامبری که مردم را به مطالبه حقوقشان فرا می‌خواند 🟣 در آستانه میلاد پیامبر اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع)، مناسب است به یکی از روایت‌های قابل تأمل درباره واپسین روزهای زندگی پیامبر(ص) اشاره کنیم؛ روایتی که شیخ صدوق آن را در کتاب الأمالی، مجلس ۹۲، حدیث ۶، نقل کرده است. 🟢پیامبر اسلام(ص) خطاب به مردم فرمود: «ای مردم! نزدیک است که من از میان شما بروم. پس هر کس امانتی نزد من دارد، بیاید تا آن را به او بپردازم؛ و هر کس به من وام یا قرضی داده است، مرا آگاه کند... میان خدا و بندگان چیزی نیست که سبب وصول خیر یا دفع شر شود، جز عمل و کردار... و من که پیامبر اویم، اگر نافرمانی او کنم، هر آینه به دوزخ خواهم افتاد.» 🔵 این سخنان را می‌توان فراتر از یک توصیه اخلاقی فردی، به‌عنوان نوعی اعلام عمومی مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی در واپسین روزهای حیات پیامبر تحلیل کرد. پیامبر، پیش از آنکه از دنیا برود، مسئله حقوق مردم را در فضای عمومی مطرح می‌کند و از آنان می‌خواهد اگر حقی بر عهده اوست، آن را مطالبه کنند. در این نگاه، حتی عالی‌ترین جایگاه دینی نیز موجب سقوط حق مردم نمی‌شود. 📍ماجرای سواده بن قیس؛ آزمونی برای اخلاق قدرت است. در ادامه روایت، سواده بن قیس برخاست و گفت که هنگام بازگشت پیامبر(ص) از طائف، چوب باریکی که در دست آن حضرت بود، با بدن او برخورد کرده است. پیامبر(ص) دستور داد همان چوب را بیاورند و لباس خود را کنار زد تا سواده بتواند حق خود را مطالبه کند. این بخش از روایت از نظر تاریخی و اخلاقی اهمیت ویژه‌ای دارد. پیامبر(ص) نه‌تنها ادعای سواده را رد نکرد، بلکه امکان اجرای قصاص را نیز برای او فراهم کرد. سواده، اما، به جای قصاص، بدن پیامبر(ص) را بوسید و از حق خود گذشت. 🟣پیامبر؛ فراتر از قانون یا الگوی اجرای عدالت؟ نکته مهم تاریخی این روایت آن است که پیامبر(ص) در مقام رهبر دینی و سیاسی جامعه اسلامی، خود را از قواعد اخلاقی و حقوقی جامعه مستثنا نمی‌کند. این مسئله را می‌توان یکی از عناصر مهم در شکل‌گیری تصور اسلامی از عدالت دانست. 📍اهمیت روایت دقیقاً در همین نقطه آشکار می‌شود: اگر پیامبر، با وجود جایگاه دینی و سیاسی خود، امکان مطالبه حق را برای یک فرد عادی فراهم می‌کند، نمی‌توان به‌سادگی ادعا کرد که صاحبان قدرت در جامعه دینی ذاتاً از پاسخ‌گویی معاف‌اند و به بهانه‌های مختلف مصلحت‌گرایانه و... آنها را از گردونه پاسخگویی معاف می کنند. 🟢کرامت انسان در برابر قدرت سواده بن قیس در روایت، فردی عادی است؛ اما در برابر پیامبر قرار می‌گیرد و ادعای خود را مطرح می‌کند. واکنش پیامبر، تحقیر یا تهدید او نیست، پیامبر با رویباز از آن استقبال و بلکه فراهم کردن امکان احقاق حق می کند. این رفتار را می‌توان نشانه‌ای از کرامت حقوقی انسان دانست؛ یعنی ارزش انسان به موقعیت اجتماعی، ثروت یا نزدیکی او به قدرت وابسته نیست. 🔴 حق پرسشگری و مطالبه‌گری یکی دیگر از نکات قابل توجه، فضای عمومی این گفت‌وگوست. پیامبر(ص) از مردم می‌خواهد اگر حقی دارند، آن را بیان کنند. این نکته از منظر تاریخ اجتماعی اهمیت دارد؛ زیرا جامعه‌ای که در آن مردم امکان طرح ادعا و مطالبه حق نداشته باشند، به‌تدریج از درون دچار انباشت نارضایتی می‌شود. در این روایت، مطالبه حق نه بی‌ادبی تلقی می‌شود و نه مخالفت با پیامبری. برعکس، خود پیامبر زمینه چنین مطالبه‌ای را فراهم می‌کند. 🔵 از تقدس شخصیت تا مسئولیت شخصیت این روایت همچنین ما را با یک مسئله مهم در تاریخ ادیان مواجه می‌کند: نسبت میان تقدس و مسئولیت. پیامبر اسلام(ص) در باور مسلمانان دارای جایگاه نبوت است؛ اما در این روایت، همین مقام بلند مانع پاسخ‌گویی او در برابر مردم نمی‌شود. به بیان دیگر، بزرگی شخصیت نباید به مصونیت از مسئولیت تبدیل شود. تاریخ جوامع دینی نشان می‌دهد که گاهی میان «احترام به شخصیت‌های مقدس» و «مصون دانستن صاحبان قدرت از نقد و پرسش» مرزی باریک ایجاد می‌شود. عبور از این مرز می‌تواند زمینه شکل‌گیری نوعی فرهنگ سیاسی فراهم کند که در آن افراد، به دلیل انتساب به دین یا برخورداری از جایگاه معنوی، خود را فراتر از نقد و پاسخ‌گویی تصور کنند. 🟣 از همین رو، این روایت را می‌توان نه صرفاً داستانی درباره یک چوب و یک مطالبه شخصی، بلکه روایتی درباره اخلاق قدرت دانست. https://eitaa.com/Nasim_Tarikh 🌐https://eitaa.com/majmaqomh
🌿 *احترام متقابل؛ حتی در اختلاف ✍️ سید محمدعلی ایازی 📍آیه ﴿وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ﴾ از آیات شگفت‌انگیز قرآن در زمینه ادب و اخلاق اختلاف و گفت‌وگوست. قرآن در اینجا از چیزی سخن می‌گوید که شاید در نگاه نخست چندان مهم به نظر نرسد: دشنام ندادن به معبودهای مشرکان. اما پشت این نهی ساده، نگرشی عمیق به انسان، جامعه و پیامدهای رفتارهای ما نهفته است. 📍قرآن نمی‌گوید چون عقیده آنان درست است، به مقدساتشان اهانت نکنید؛ بلکه می‌گوید حتی هنگامی که دیگری بر باوری نادرست است، *حق ندارید حرمت او را بشکنید.* می‌توان باطل را با استدلال نقد کرد، می‌توان عقیده‌ای را نادرست دانست و حتی در برابر آن به صراحت ایستاد، اما میان *نقد عقیده و تحقیر صاحب عقیده* فاصله‌ای اخلاقی وجود دارد که قرآن بر حفظ آن تأکید می‌کند. 📍نکته لطیف‌تر آیه آن است که قرآن به واقعیتی انسانی توجه می‌دهد: *رفتار انسان‌ها بر یکدیگر اثر می‌گذارد.* اگر شما به مقدسات دیگری اهانت کنید، احتمال آن هست که او نیز از سر خشم و واکنش، به مقدسات شما اهانت کند: ﴿فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ﴾. بنابراین، گاهی رفتاری که با انگیزه دفاع از حقیقت آغاز می‌شود، به نتیجه‌ای کاملاً معکوس می‌انجامد. 📍انسان می‌خواهد از خدا دفاع کند، اما به شیوه نادرست متوسل شده و زمینه بی‌حرمتی به خدا را فراهم می‌سازد. اینجاست که قرآن ما را به *مسئولیت اخلاقی رفتار خود* متوجه می‌کند. انسان تنها مسئول سخن خویش نیست؛ تا اندازه‌ای مسئول پیامدهای قابل پیش‌بینی سخن خویش نیز هست. اگر می‌دانیم سخنی جز برانگیختن کینه، تحقیر و واکنش متقابل اثری ندارد، نمی‌توانیم آن را به نام دفاع از حق توجیه کنیم. 📍این آموزه، به‌ویژه در جهان متکثر امروز، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. انسان‌ها در باور، دین، مذهب، فرهنگ و سبک زندگی یکسان نیستند. اگر قرار باشد هرکس تنها برای مقدسات خود حرمت قائل باشد و مقدسات دیگران را قابل توهین بداند، *گفت‌وگو به نزاع و اختلاف به دشمنی تبدیل می‌شود.* همزیستی هنگامی ممکن می‌شود که حرمت متقابل، حتی در اوج اختلاف، حفظ شود. 📍از این منظر، آیه تنها فرمانی درباره «دشنام ندادن» نیست؛ بلکه دعوتی است به *فرهنگ گفت‌وگو.* گفت‌وگوی اخلاقی یعنی بتوانیم بگوییم: «من با تو و با باور تو اختلاف عمیق دارم، اما این اختلاف به من اجازه نمی‌دهد انسانیت و حرمت تو را انکار کنم.» 📍چنین رویکردی نه نشانه ضعف ایمان است و نه عقب‌نشینی از حقیقت؛ بلکه نشانه *اعتماد به حقیقت و بلوغ اخلاقی* است. و اینجا پیوند آیه با قاعده زرین آشکار می‌شود: اگر انسان انتظار دارد دیگران به خدا، پیامبر، مقدسات و ارزش‌های مورد احترام او اهانت نکنند، باید خود نیز همان حرمت را نسبت به مقدسات دیگران رعایت کند. 📍البته این اصل به معنای تعطیل نقد و گفت‌وگو نیست. قرآن خود سرشار از نقد عقاید و احتجاج با مخالفان است. مسئله، *مرزبندی میان نقد و اهانت؛ میان استدلال و تحقیر؛ میان گفت‌وگو و دشنام* است. حقیقت برای اثبات خود نیازی به شکستن شخصیت مخالف ندارد. 📍شاید پیام عاطفی این آیه را بتوان چنین خلاصه کرد: برای دفاع از مقدسات خود، مقدسات دیگری را نشکن؛ زیرا ممکن است آتشی را روشن کنی که نخست دامن همان مقدسات را بگیرد که قصد دفاع از آنها را داشتی.* 📍قرآن از ما می‌خواهد حتی در اختلاف، راهی را انتخاب کنیم که به *نفرت کمتر، حرمت بیشتر و امکان گفت‌وگوی بیشتر* بینجامد. این همان اخلاقی است که می‌تواند اختلاف را از دشمنی جدا کند و انسان‌های متفاوت را در کنار یکدیگر قابل ‌‌زیستن سازد. 🌐https://eitaa.com/majmaqomh
☘ آنگاه  که اعتراض‌های قانونی ممنوع می‌شود ✍ رضا احمدی 🟣 میرویس، از اهالی ایالت قندهار و کلانتر این شهر در عصر شاه سلطان حسین صفوی بود. او و مردم منطقه نسبت به شیوه حکومت والیان اعزامی از اصفهان انتقاد داشتند. این والیان بیش از آنکه در پی تأمین امنیت و رفاه مردم باشند، به کسب ثروت و بهره‌برداری از موقعیت حکومتی خود می‌اندیشیدند. میرویس که خود از نخبگان وابسته به ساختار حکومت صفوی در قندهار به شمار می‌رفت، بارها  نارضایتی‌ها و مشکلات مردم را به اطلاع دربار رساند. با این همه، شکایت‌ها و اعتراض‌های بزرگان قندهار تأثیر چندانی بر سیاست‌های حکومت مرکزی نداشت و تغییری در رفتار کارگزاران محلی ایجاد نشد. 🟢سیاست‌های تبعیض‌آمیز رفتار ظالمانه و تبعیض‌آمیز برخی از والیان با مردم قندهار، از آن‌رو اهمیت بیشتری یافت که بخش عمده مردم منطقه از نظر مذهبی با مذهب رسمی حکومت صفوی همسو نبودند. بسیاری از مردم قندهار که اهل سنت بودند، احساس می‌کردند به دلیل تفاوت مذهبی، در معرض تبعیض و بی‌عدالتی قرار گرفته‌اند. بدین‌ترتیب، مسئله مذهبی در کنار فشارهای سیاسی، اقتصادی و اداری، به یکی از عوامل مهم شکل‌گیری نارضایتی عمومی تبدیل شد. 🔴انباشت مشکلات در نظام‌های ناکارآمد و فسادزده، تبعیض و بی‌عدالتی معمولاً تنها متوجه یک منطقه یا گروه خاص نیست؛ بلکه فساد، ناکارآمدی و سوءمدیریت به بخشی از ساختار حکومت تبدیل می‌شود. در آن شرایط تاریخی، اوضاع بسیاری از شهرهای مهم ایران، از جمله اصفهان، کاشان و مشهد نیز چندان مطلوب نبود. حکومت صفوی گرفتار نظامی رانت‌محور و ناکارآمد شده بود که توانایی لازم برای حل مشکلات انباشته‌شده اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را نداشت و بحران‌ها روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شدند. از این منظر، بحران قندهار را نمی‌توان صرفاً یک مسئله محلی دانست؛ بلکه این بحران بخشی از ضعف عمومی ساختار حکومت صفوی در سال‌های پایانی آن بود. 🟣نگاه امنیتی به مسائل اجتماعی در چنین شرایطی، دربار صفوی برای پایان دادن به اعتراض‌ها و شکایت‌های مردم قندهار، گرگین‌خان، فرمانده گرجی، را برای آرام‌سازی منطقه اعزام کرد. اما این انتخاب نیز نتوانست بحران را کاهش دهد؛ زیرا گرگین‌خان نه از نظر قومی و نه از نظر مذهبی با بخش عمده مردم منطقه احساس نزدیکی داشت. پس از ورود گرگین‌خان به قندهار، میرویس که کلانتر شهر و یکی از شخصیت‌های بانفوذ محلی بود، به عنوان فردی خطرناک و مخالف حکومت مورد سوءظن قرار گرفت و به اصفهان فرستاده شد تا عملاً تحت نظر حکومت مرکزی قرار گیرد. این اقدام، به جای خاموش کردن نارضایتی‌ها، زمینه‌های بحران را عمیق‌تر ساخت. 🔴تشدید بحران اعزام گرگین‌خان و نیروهای گرجی را می‌توان یکی از نقاط مهم در تشدید بحران اجتماعی و سیاسی قندهار دانست. حکومت صفوی تلاش داشت با تکیه بر قدرت امنیتی و نظامی، نظم و اقتدار حکومت مرکزی را در منطقه برقرار کند؛ اما این سیاست، به دلیل تفاوت‌های قومی، مذهبی و فرهنگی، نتوانست اعتماد جامعه محلی را جلب کند. از منظر جامعه‌شناختی، استفاده از نیروها و کارگزارانی بیرونی برای کنترل جامعه‌ای که پیش از آن نیز نسبت به حکومت مرکزی احساس بیگانگی داشت، می‌توانست احساس تهدید، تحقیر و محرومیت را افزایش دهد. در چنین شرایطی، جامعه محلی ممکن بود حضور نیروهای حکومتی را نه اقدامی برای تأمین امنیت، بلکه نوعی سلطه یک «گروه بیرونی» بر سرنوشت خود تلقی کند. 🔵پایان اعتراض قانونی در این میان، نقش میرویس اهمیت ویژه‌ای داشت؛ زیرا او نمونه‌ای از نخبه‌ای بود که ابتدا کوشید از درون ساختار حکومت، مشکلات جامعه خود را به اطلاع قدرت مرکزی برساند. اما هنگامی که راه اصلاح و اعتراض قانونی بسته شد و حکومت توانایی یا اراده لازم برای اصلاح امور را از دست داد، نارضایتی‌های اجتماعی به‌تدریج مسیر دیگری پیدا کرد. از این منظر، نخبگان می‌توانند وجدان بیدار جامعه باشند؛ زیرا معمولاً زودتر از دیگران نشانه‌های بحران را مشاهده می‌کنند و می‌کوشند آن را به اطلاع حاکمان برسانند. اما بی‌توجهی حکومت‌ها به هشدارهای آنان، گاه موجب می‌شود بحران‌هایی که امکان اصلاح مسالمت‌آمیز آن‌ها وجود داشت، به جنبش‌ها و تحولات بزرگ سیاسی تبدیل شوند. تاریخ قندهار در اواخر عصر صفوی، نمونه‌ای روشن از این واقعیت است که نادیده گرفتن اعتراض‌های قانونی، لزوماً به پایان اعتراض نمی‌انجامد؛ بلکه ممکن است راه‌های قانونی را ببندد و اعتراض را به شکل‌های رادیکال‌تر سیاسی تبدیل کند. عدر واقع، هنگامی که حکومت صدای منتقدان و نخبگان جامعه را نشنود، ممکن است همان کسانی که می‌توانستند واسطه‌ای میان مردم و حکومت باشند، به نمایندگان جامعه در برابر حکومت تبدیل شوند. @Nasim_Tarikh 🌐https://eitaa.com/majmaqomh