eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.7هزار دنبال‌کننده
8.4هزار عکس
3.4هزار ویدیو
378 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ درمانده ام چیزی ندارم غیر آهم این قحطیِ اشکِ دو چشمانم گواهم اصلاً حواسم به تو و تنهایی ات نیست شرمنده آقایِ غریبم رو سیاهم هنگام معصیت به یاد تو نبودم تو گریه کردی جایِ من بر اشتباهم میترسم آخرسر زِ چشمانت بیفتم بر این گدایت رحم کن ای تکیه گاهم اصلاً مرا چه به وصال و شکوه از هجر وقتی که انقدر از شما دور است راهم با این همه وضع بدم مثل تو آقا گریان شاه بی کفن هر صبحگاهم *از اینجا دل تو ببرم سر سفرۀ روضۀ امشب ، اما این روضۀ امشب اونقدر زیاده که آدم نمیدونه کجا اصلاٌ میتونه این روضه رو بخونه ..* جان ها فدای خواهری که ناله میزد ای کشته افتاده در قتلگاهم آخر تو را با قتلِ صبر از من گرفتند حالا ببین بی یاور و پشت و  پناهم کل حرم غارت شده چشم تو روشن همراه دخترهات در بند سپاهم بیش از ستاره زخم و فلک در نظاره بود دامانِ آسمان زِ غمش پر ستاره بود لازم نبود آتش سوزان به خیمه ها دشتی زِ سوزِ سینۀ زینب شراره بود می خواست تا ببوسد و برگیردش زِ خاک قرآنِ او ورق ورقُ و پاره پاره بود یک خیمه نیم سوخته شد جایِ صد اسیر چیزی که ره نداشت در آن خیمه چاره بود در زیرِ پایِ اسب دو کودک زِ دست رفت *یک به یک بچه ها رو شمرد دید دو تا از بچه ها کم هستند .. ▪️اومدن تو این بیابون یه وقت دیدن این دو تا بچه دست به گردنِ هم انداختن زیرِ دستُ پای اسب ها جون دادن .. یه بچه رو زینب رو دست گرفت ، یه بچه رو ام کلثوم ..* در زیرِ پایِ اسب دو کودک زِ دست رفت چون کودکان پیاده و دشمن سواره بود آزاد گشت آب ، ولیکن هزار حیف ! شد شیردار مادر و ، بی شیرخواره بود چشمی برآنچه رفت به غارت،نداشت کس اما دل رباب ، پی گاهواره بود یک طفل با فرات  کمی حرف زد ولی نشنید کس  که حرف زدن با اشاره بود یک رخ نمانده بود که سیلی نخورده بود در پشت ابر ، چهره ی هر ماهپاره بود از دست ها مپرس که با گوش ها چه کرد از مشت ها بپرس که با گوشواره بود *وقتی امروز ریختن سمت خیمه ها،وقتی خیمه ها رو آتیش زدن،دیدن همه دارن فرار می کنند، ▪️آخه زین العابدین فرموده بودن: "علیکنّ بالفرار " دستورِ امامِ همه دارن فرار میکنن،اما دیدن یه خانومی هی میزنه به دلِ آتیش،گفتن: چرا این زن داره میره تو دلِ آتیشا؟ گفتن: این خانوم زینبِ...آخه تو این خیمه عزیز برادرش تب داره... از این بچه هایی که دامنشون آتیش گرفته بود، ▪️میگه: دیدم یه دختر بچه دامنش آتیش گرفته،پای برهنه رو خارها داره میدوه،دشمن میگه دلم براش سوخت، گفتم: برم دامنش رو خاموش کنم...همچین که نزدیکش شدم دیدم دستش رو روی سرش گذاشت... ▪️گفت: ای مرد! بخدا من بابا ندارم،من یتیم شدم..گفتم کاریت ندارم،اومدم آتیش دامنت رو خاموش کنم...میگه:تا آتیشش رو خاموش کردم...دیدم انگار یه چیزی میخواد بگه روش نمیشه...از چهره اش خوندم گفتم چی میخوای بگو؟ ▪️گفت: یه مقدار آب داری به من بدی..میگه: رفتم یه مقدار آب آوردم به دستش دادم دیدم نمیخوره...گفتم:مگه آب نمیخواستی،چرا نمی خوری؟ ▪️گفت: به من بگو راه علقمه از کجاست؟ میخوام برم به عموم بگم:دیگه خجالت نکشه...😭 بی بی زینب سلام الله علیها اومدن همه رو سرشماری کردن،خیلی کار زینب امشب مشکلِ...همه رو که آروم کرد،دید از یه گوشه یه صدا ناله بلندشد،دید پشت خیمه ها یه صدایِ ناله میاد،اومد دید رباب رو خاکا نشسته...عزیزِ دلم اینجوری گریه نکن،میکُشی زینب رو... امروز همه اومدن با ابی عبدالله وداع کردن،اما رباب از دور نگاه میکرد،جلو نیومد،حیا کرد... ▪️اما تو مجلس یزید وقتی نانجیب با چوب خیزران بر لب و دندان میزد،یه وقت دیدن حضرت رباب دوید سر رو بغل کرد،هی آروم داره نوازش میکنه...وقتی برگشتن خرابه...حضرت زینب سئوال کرد، رباب ندیده بودم هیچ وقت اینقدر بیقرار بشی؟ گفت: خانم معذرت میخوام ازت...دست خودم نبود... ▪️آخه اون لحظه‌ی آخر که داشت وداع میکرد خیلی دوست داشتم بیام، دستای حسین رو ببوسم ...باهاش خداحافظی کنم... بی بی جان از شما حیا کردم، دیدم الان داره با چوب خیزان میزنه...😭 پشت خیمه ها هم گفت: خانم جان! ببخشید دست خودم نیست قربونت برم یه جرعه آب بهم دادن حواسم نبود این آب رو خوردم ،تاحالا وقتی بچم تو بغلم بود، هی ناخن بهم میزد"اگر مادر شیر نداشته باشه به بچه بده... هی بچه ناخن میزنه" هنوز جای ناخناش هست ،یه جرعه آب خوردم حالا شیر دارم، اما علی ندارم.. گفت:* بس کن رباب حرمله بیدار میشود *امروز وقتی اون نانجیب گفت حسین هنوز زنده ای؟ ببین دارن میرن سمت خیمه ها... تکیه به نیزه شکسته داد بلند شد.. گفت: اگر دین ندارید حدالاقل آزاد مرد باشید...
متن کامل روضه ده شب محرم‌⬆️⬆️⬆️⬆️
ای دل ز ولایت علی شادی کن🌼 احساس غرور و فخر و آزادی کن🌺 با دسته گلی پر از درود و صلوات🌸 از روز غدیر و شادی اش یادی کن💐 عید سعید غدیر خم پیشاپیش مبارک باد🌾 https://eitaa.com/joinchat/1696595994C786d9241b8 کانال روبه دوستان خودمعرفی کنید 😊
✅ نوحه سنتی حضرت مسلم 🔻 شاعر: مرحوم علی‌اکبر خوشدل تهرانی 1️⃣ بند اول بین که مسلم چه عاشقانه جان می‌دهد گاه قتلش ندا به کوفیان می‌دهد نی گَهِ خواری است/ روز بیداری است واحسينا وا غریبا 2️⃣ بند دوم من فرستادهء امام آزاده‌ام بهر جانبازی و شهادت آماده‌ام باهدف زنده‌ام/ با شرف زنده‌ام واحسينا واغریبا 3️⃣ بند سوم چون به عشق حسین درین دیار آمدم شادم ار بر سر چوبهء دار آمدم عاشقی این بود/ وه چه شیرین بود واحسينا واغریبا 4️⃣ بند چهارم شد شعار همه مدافعان حرم به فدای سر حسین و زینب سرم وارث حيدريم/ تابع رهبريم واحسينا واغریبا @majmaozakerine
✅ نوحه سنتی ورودیه 🔻 شاعر: مرحوم علی‌اکبر خوشدل تهرانی 1️⃣ بند اول وارد کربلا شد پسر فاطمه (س) پرچمش روی دوش افسر علقمه با جوانان تمام/ با حریم و خیام واشهیدا واشهیدا 2️⃣ بند دوم گفت با همرهان که این زمین کوی ماست آخرین مسکن و مدفن نیکوی ماست این بود کربلا/ ارض کرب و بلا واشهیدا واشهیدا 3️⃣ بند سوم این زمین مقتل قاسم و اکبر بود قتلگاه من و تو ای برادر بود خواهد از ما فدا/ دین پاک خدا واشهیدا واشهیدا 4️⃣ بند چهارم کشته اینجا شود تمام انصار من شود این جا جدا دست علمدار من قاسم و جعفرم/ شیرخوار اصغرم واشهیدا واشهیدا
✅ نوحه سنتی حضرت رقیه (س) 🔻 شاعر: مرحوم علی‌اکبر خوشدل تهرانی 1️⃣ بند اول عمه جان! دیده‌ام خواب پدر این زمان رفت و از نزد من آن که مرا بود جان عمه مهربان/ زینب قهرمان واغریبا واغریبا 2️⃣ بند دوم داشتم با پدر از غم و محنت گله دادم او را نشان پای پُر از آبله ای که گفتی سفر/ رفته بودت پدر واغریبا واغریبا 3️⃣ بند سوم در ميان طبق سر پدر پيش رو آه از آن دم که دیده آن بریده گلو بر سر و روی باب/ بوسه زد با شتاب واغریبا واغریبا 4️⃣ بند چهارم ای پدر بعد تو اسیر عدوان شدم همچو گنجی نهان به کنج ویران شدم همرهت اى پدر/ دخترت را ببر واغریبا واغریبا @majmaozakerine
✅ نوحه سنتی فرزندان حضرت زینب (س) 🔻 شاعر: مرحوم علی‌اکبر خوشدل تهرانی 1️⃣ بند اول این دوزیبا پسر که عزمشان مرکب است دخت شیرخدا، مادرشان زینب است هر دو را زیب تن/ کرده مادر کفن واغریبا واغریبا 2️⃣ بند دوم شانه مادر زده به زلف و گیسویشان می‌کشد سُرمه بر نرگس جادویشان هردو قربانی‌اند/ بهر حق فانی‌اند واغریبا واغریبا 3️⃣ بند سوم هر دو گرم رَجَز، گریه‌کنان از دوعین که سروجان ما بود فدای حسین (ع) او بود شاه ما/ راه او راه ما واغریبا واغریبا 4️⃣ بند چهارم هر دو شهزاده تا زکینه گشتند شهید شه به بالین‌شان با غم و محنت رسید زد دو گل را به بر/ به حرم رهسپر واغریبا واغریبا @majmaozakerine
✅ نوحه سنتی حضرت قاسم (س) 🔻 شاعر: مرحوم علی‌اکبر خوشدل تهرانی 1️⃣ بند اول دِه اجازه عمو که سوی میدان روم چون علی اکبرت فدای قرآن شوم هم چو اکبر مرا/ کن در این ره فدا واشهیدا، واغریبا 2️⃣ بند دوم دست خطّ پدر بهر تو آورده‌ام بهر روزی چنین نجمه بپرورده‌ام عموی مهربان!/ ای مرا هم چو جان واشهیدا واغریبا 3️⃣ بند سوم شد به میدان و پشت اهل عدوان شکست تا که خود سینه‌اش زسمّ اسبان شکست شد چو از صدر زین/ واژگون بر زمین واشهیدا واغریبا 4️⃣ بند چهارم شه شدی حمله‌ور به جانب قاتلش تا که سازد رها زچنگ او کاکلش دشمن بی‌حیا/ قاتل پرجفا واشهیدا واغریبا 5️⃣ بند پنجم پسر فاطمه بین دو آیینه بود فرق آن منشق و شکسته‌زین سینه بود دو گلش پرپر است/ قاسم و اکبر است واشهیدا واغریبا @majmaozakerine
✅ نوحه سنتی حضرت علی اصغر (ع) 🔻 شاعر: مرحوم علی‌اکبر خوشدل تهرانی 1️⃣ بند اول نالهء شه شرر زد جگر خاره مرا در تکاپو فکند کودک گهواره را کای پدرجان! بیا/ بَر به میدان مرا وا غریبا وا غریبا 2️⃣ بند دوم ناوک حرمله کو که بگویم هدف کُند و حق دهد مرا مدال شرف خون مدال من است/ وصف حال من است وا غریبا وا غریبا 3️⃣ بند سوم هدیه‌ات خون من به آسمان‌ها رود بانگ مظلومی‌ام به کهکشان‌ها رود خون من برفشان/ به سوی آسمان وا غریبا وا غریبا 4️⃣ بند چهارم چون رسی بر رباب ای پدر از من بگو داد آبم عدو ولی ز خون گلو فارغی ای رباب/ دیگر از شیر و آب وا غریبا وا غریبا 5️⃣ بند پنجم دفن کن پشت خیمه ای پدرجان! تنم تا نیارد برون جسم مرا دشمنم تا که برگ نهال/ نشود پایمال وا غریبا وا غریبا @majmaozakerine
✅ نوحه سنتی حضرت علی اکبر (ع) 🔻 شاعر: مرحوم علی‌اکبر خوشدل تهرانی 1️⃣ بند اول اکبر نوجوان عازم میدان بود در قفایش روان خسرو عطشان بود این پدر شاه دین آن پسر ماه دین وا غریبا وا غریبا 2️⃣ بند دوم آه از آن دم که تیغ منقذ بی‌حیا کرد فرق علی ز راه عدوان دو تا کرد شق‌القمر زآن حسینی پسر وا غریبا وا غریبا 3️⃣ بند سوم دست شه بر دعا پسر به رزم و جدال که برآمد خروش: پدر! مرا کن حلال گشتی از صدر زین واژگون بر زمین وا غریبا وا غریبا 4️⃣ بند چهارم شد به بالین او امیر مُلک رِشاد صورت خود به روی صورت او نهاد برکشید از جگر پسرم ای پسر وا غریبا وا غریبا @majmaozakerine
✅ نوحه سنتی حضرت عباس (ع) 🔻 شاعر: مرحوم علی‌اکبر خوشدل تهرانی 1️⃣ بند اول من ابوفاظلم چنین بود منصبم افسر اردوی امام تشنه لبم می‌دهم جان زکف/ بهر عدل و شرف یا ابالفضل یا ابالفضل 2️⃣ بند دوم نشوم دل‌غمین برای بی‌دستی‌ام می‌دهم شادمان پی هدف هستی‌ام مرد رزمنده‌ام/ برخدا بنده‌ام یا ابالفضل یا ابالفضل 3️⃣ بند سوم هدیه آورده‌ام دو دست ناقابلم گر قبول اوفتد، به درگهت مایلم دیده قربان کنم/ حفظ قرآن کنم یا ابالفضل یا ابالفضل 4️⃣ بند چهارم می‌دهد خون سقای حسین این پیام خیز و بنما علیه خصم کافر قیام خواب و مستی بس است/ بت‌پرستی بس است یا ابالفضل یا ابالفضل @majmaozakerine
✅ نوحه سنتی شب عاشورا 🔻 شاعر: مرحوم علی‌اکبر خوشدل تهرانی 1️⃣ بند اول شب قتل حسین، رهبر آزادگان پسر فاطمه پادشه انس و جان خسرو کربلا خلف مرتضی وا اماما وا اماما 2️⃣ بند دوم اوست ذبح عظیم و کربلایش منا آن ذبیح الهی که جان نمودی فدا جد او چون خلیل او ذبیح جلیل وا اماما وا اماما 3️⃣ بند سوم پاسبانی کند برادرش از حرم آن که فردا شود دو دستش از تن قلم پور ام‌البنین (س) قهرمان امین وا اماما وا اماما 4️⃣ بند چهارم جمع اصحاب شه به خیمه‌گاه حبیب هر یکی ذکرشان یاری شاه غریب پسر فاطمه (س) مقتدای همه وا اماما وا اماما @majmaozakerine